اميد، زندگى حقيقى، متن ادبى، ارسال كاربران سايت، جام‌وما، وب‌سايت مجيد اخشابى
قسم به سپيده دم و قسم به شب چون سرآيد و قسم به...
بامدادان،
آن هنگام كه عالم با نواى روح بخش توحيدى از بستر تاريك شب برخاسته و نور متولد مى شود ، مولودى كه حضورش نعمت حيات است و تجلى عشق، عشق و دلدادگى وحدت به كثرت...



مولودى كه اعجاز طبيعت است، آرى! طبيعت خفته و ظلمانى، كه خود آبستن طليعه زندگى است و بامداد لحظه شكوهمند به بار نشستن و سبك بارى.
رستاخيز بودن و نو شدن، گاه خواستن و برخاستن، زمان سرمستى و شيدايى، وصال عاشقانه ى نيستى وهستى، و بالاخره تبلور اميد، اميد و ايمان به هر امكانى . چه مبارك سحرى و چه فرخنده شبى.......
تولد هر پگاه، هر روز و هر لحظه موسم اين همه فرح و سرخوشى را نويد مى دهد و تو با طلوع هر صبح به اين جشن و سرور دعوت مى شوى تا فرصتى بيابى براى عشق ورزى ،براى تازگى و براى وصال.
و چه قرابت دل انگيزى است ميان طبيعت هستى و طبع انسانى ، تقارن درحيات وبالندگى، در آن آغاز و سرسپردگى، در شدن و رفتن و پيوستن.....به نور.
از سويداى جان با دنيايى از مهر و عاطفه همه بامدادان را به تو تقديم مى كنم، زيرا به حق، شايسته بهترين ها هستى ، اميد كه تو هم در اوج شور و نشاط ، نفس به نفس، زنده بودن و زندگى كردن را به خورشيد هديه كنى.............
متن اوليه: ghasedak
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.