نگاهی به موسیقی استان گلستان
نگاهی به موسیقی استان گلستان
استان تازه شکل گرفته گلستان، منطقه ای نسبتاً کوچک را در شرقی ترین بخش شمال البرز تشکیل داده و دو فرهنگ کاملاً متمایز ترکمنی و استاربادی را در خود جای داده است. با توجه به وجوه تمایز دو فرهنگ ترکمنی و استاربادی و تفاوت بنیادی و ساختاری موسیقی مربوط به آنها لازم است تا موقعیت جغرافیایی هریک از انها به طور جداگانه مورد برسی قرار گیرد... 



استرآباد یا استارباد در همان محدوده ی تاریخی یعنی سدن رستاق و بلوکات انزان تا مناطق شرقی کتول واقع شده که مزیت سیاسی آن شهر تاریخی گرگان و مرکزیت فرهنگی آن شهر کتول و بلوکات آن است.
مرز جنوبی این منطقه آغاز شیب رشته کوه البرز به طرف ناحیه باستانی کومش یا استان سمنان است که بیشتر درمجاروت شهرها و روستاهای شاهرود، خرقان و بسطام قرار دارد. این منطقه از شمال به خلیج میانکاله در دریای خزر و شهرها، روستاه و صحراهای ترکمن نشین هم جوار است. استان گلستان از سمت شرقی نیز با اندکی فاصله به مناطق شمالی خراسان و با روستاها و قراء ترک زبان و فارسی زبان شمال خراسان هم مرز است. در منطقه شمال شرق نزدیکترین شهرخراسان به این منطقه شهرستان بجنورد است . استان گلستان از ناحیه ی غربی نیز با فرهنگ قدیمی خود یعنی استان مازندرن و نواحی تبری زبان آن در کوهستان و جلگه هم مرز است. نکته قابل ذکر درموقعیت قومی این منطقه تجمع گروه های پرشمار از اقوام غیر بومی همچون سیستانی های، خراسانی ها ، شاهرودی ها، کولی ها، کردها و ... در این منطقه است که جدای از تاریخ و زمینه های اقتصادی این مهاجرت ها تاثیر فرهنگی آنها و به ویژه نقش مهاجراندر تغییر فرهنگ موسیقی این منطقه درخور توجه است.
موسیقی استاربادی
اساس موسیقی استارباد برپایه چند آواز یا مقام اصلی با عناوینی همچون هرایی، راسته مقام، کله کش متکی است . بر این مجموعه باید آواز تبری(امیری) را نیز افزود که بیشتر در نواحی غربی این منطقه و برخی نواحی کوهستانی معمول است. به غیر از موارد یادشده منظومه های بلند نیز بخش دیگری از موسیقی این منطقه را شکل میدهند که از قدیمی ترین آنها کافر مسلمان، درویش و نجماست. در این میان دو منظومه ی عباس مسکین و عباس گالش از منظومه های متاخر محسوب می شوند. ضمن اینکه منظومه ی زیبا و پرقدمت طالبا نیز که در حال حاظر به فراموشی سپرده شده بخشی تفکیک ناپذیر از ساختار قدیم موسیقی استارباد محسوب می شود.
هریک از این آوازها به میزان مختلقی از موسیقی مناطق همجوار تاثیر پذیرفته اند. گروهی دیگر از آوازهای منطقه استارباد تحت تاثیر و یا برگرفته از موسیقی اقوام یا طوایف همجوار بوده و حاکی از نفوذ فرهنگی اقوام فوق در موسیقی استاربادی ست. از جمله ی این آوازها میتوان از حقانی(صنم) نام برد که ماخود از فرهنگ کومشی ست. از دیگر نمونه ها بیت خوانی یا بیدخوانی هایی ست که مشخصاً از بیت خونای های شمال خراسان اخذ شده است.
در مجموعه ی نغمات و اوازهای منطقه کتول با عناوینی روبه رو می شویم که اسامی خاصی همچون مقام علی محمد صنم، مقام یحیی گالش یا مقام حس خانی، مقام علی سیاه و مقام اسماعیل خانی قابل تاکید است.
این گروه از آوازها را باید سبک و سیاقی خاص از مقام ها دانست که توسط خنیاگران برجسته و صاحب سبک کتول ایجاد شده و به نام انها ثبت گردیده است. در واقع از قدیم الایام خنیاگران کتولی بر اساس سلیقه و ذوق فردی و با اتکا به سنت بداهی خوانی برخی آوازها را با شیوه ها، حالات و ویژگی هایی اجرا نموده اند که پس از شکل گیری و عمومیت به نام آنها ثبت شد. بر همین مبنا بعد از سالیان دراز دهها مقام به مجموعه ی مقام های آوازی موسیقی کتولی افزوده شد. در عین حال هیچ یک از این نغمات از ساختار اصلی و فرم سنتی آوازهای کتول یعنی هرایی ها، کله کش ها و راسته مقام ها متمایز نبوده و بر اساس آنها شکل یافته اند. لازم به یادآوری ست که قدیمی ترین و اصلیترین بخش از موسیقی استاربادی معطوف به فرهنگ تبری است. این بخش از موسیقی منطقه که در آوازها و منظومه های قدیمی همچون تبری، کتولی، طالب طالبا و برخی ریزمقامات تجلی می یافت از چنددهه پیش در معرض فراموشی قرارگرفته است.
موسیقی منظومه ای استاربادی
در استان گلستان منظومه و نقل عباس گالش معروفترین نقل این منطقه به شمار آمده و مورد توجه خاص اهالی ست. این نقل اگرچه متاخر است ولی بررسی فرم و ساختار آن حاکی از انطباق آن با سنت های مرسوم در نقل های منظوم و موسیقایی قدیمی تر است. یادآوری این نکته حائز اهمیت است که بسیاری از مواد و موضوعات فرهنگ و هنر شفاهی در استان گلستان که در گذشته با نام استارباد شناخته می شد، به دلیل ریشه های تاریخی و فرهنگی مشترک و هم سو با مازندران از زمینه های همانندی برخوردار بوده و هستند. بر این اساس نقل هایی همچون طالب و امیر وگوهر در حقیقت بومی این منطقه نیز محسوب می شود. به جز موارد فوق برخی از نقل های غنایی و حماسی کولیان این منطقه همچون فاطمه و مسکین و طبیب در ابعاد قابل توجهی با فرهنگ استاربادی آمیزش یافته است. بر این مجموعه می باید نقل های کومشی و خراسانی همچون نجما، حیدربیک و صنمبر و ورقه و گلشاه، حسینا، هاروف، حسن و حسین و مغول دختر را که توسط شعرخوان های شاهرودی، بسطامی و خرقانی در این منطقه رواج یافته اند، نیز افزود. موقعیت ویژه سرحدی این منطقه و مجاورت با فرهنگ های ترکمنی، سیستانی، کومشی، کرمانجی و ترکی شمال خراسان موجب پیچیدگی مضمونی و ساختاری برخی دیگر از نقل های این منطقه شده است. چنان که برخی از نقل ها همچون غریب و کوراغلو مستقیماً از فرهنگ ترکی به کتول راه یافته است. با این حال همانگونه که قبلاً نیز اشاره شد، در شرایط کنونی نقل عباس گالش معروفترین نقل این منطقه محسوب می شود که دارای جوهره ی حماسی پهلوانی ست. لازم به ذکر است که برخی نقل ها ومنظومه های موسیقایی فراموش شده همچون آقا رشید، آقا رسول و کافر مسلمان از اصالت استاربادی برخوردار بوده اند.
منظومه عباس گالش
داستان عباس گالش و رویدادهای آن مربوط به اواخر دوران قاجار و اوایل حکومت پهلوی ست. در دوران یاد شده ضعف حکومت مرکزی در این منطقه و فقر عمومی زمینه ساز ایلغارها و سرکشی های مستمر گروه های پراکنده ای از راهزنان ترکمن گردیده و موجب سلب آسایش اهالی شده بود. این دسته از راهزنان درکسوت افرادی چند نفره و معمولاً شبها به ابادی ها و روستاهای استارباد شبیخون زده و علاوه بر غارت احشام و اموال مردم، زنان و دختران را نیز ربوده و به صورت گروگان انان را در صحراها و دشت های معروف صحرای ترکمن پنهان ساخته و گروگان های خود را جهت اخاذی اهالی بومی قرار داده و یا در بازارهای خیوه به عنوان برده به فروش می رساندند. این مسئله قرن ها به صورت سنتی مذموم و غیر انسانی، حیات اجتماعی اهالی را با مخاطرات جدی مواجه ساخته و پیوسته دامداران مناطق مرزی را در هاله ای از ترس و وحشت فرو می برد. در همین رابطه سراسر فرهنگ فولکلور این منطقه آکنده از مویه ها، باورداشتها و ضرب المثل ها وداستان هایی ست، که بازتاب رنج و تلخ کامی های بی حد و حصر این مردم بوده است.
بی جهت نیست که تا چند دهه پیش تر روخانه ی اترک نزد زنان و مردان سال خورده ی استان گلستان، مازندران، سمنان و شمال خراسان به عنوان نمادی از نفرت، مرگ و وحشت متجلی گردیده و به گمان بسیاری مامن و مخفیگاه اصلی راهزنان یاد شده بوده است. عباس گالش که به فراخور لقبش، دامداری از اهالی استارباد بوده، تفنگ برداشته و در دفاع از جان، مال و ناموس مردم یک تنه به مبارزه با راهزنان پرداخت. قهرمانی ها و رشادت های او انچنان هراسی در دل ایلغارچیان و آلامانچیان ایجاد نمود که تا مدت ها مانع از هرگونه اقدام چپاولگرانه ی آنها شده وامنیت را به این منطقه بازگرداند. پس از تشکیل واحدهای منظم ژاندارمری و سامان یابی امنیتی منطقه و گردن نهادن ترکمن ها به قوانین حکومت مرکزی ، عباس گالش به خاطر نفرت دیرینه اش همچنان به برخورد با آنان اصرار ورزید. این موضوع از نظر حکومت مرکزی ایران نوعی قانون شکنی قملداد شده و در نهایت باعث روبه رویی او با افسران ژاندارمری و دستگیری و اعدام او گردید. نقل عباس گالش بازگفت حماسه سازی های او تا مقطع اعدام و مرگ غمبار اوست. در این منطقه بجز منظومه عباس گالش با داستان ها و روایت های مختلفی مواجه ایم که هریک از آنها بازگفت ایستادگی افراد گوناگون در رابطه با چپاول ترکمنان است. نقل هایی که در اشکال و فرم های مختلف روایتی و منظومه ای- موسیقایی و گاه تنها به شکل موسیقایی و با بیان سازی(ساز تنها) تبلور یافته اند.

به همت "طاهره جعفری"
برگرفته از کتاب "کوچ" (بررسی موسیقی نواحی ایران)
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.