موسیقی ترکمنپیشینه موسیقی ترکمن

ترکمن ها مسلمان و سنی مذهب اند و قرن ها حضور فعال فرقه ی نقشبندیه در میان آنها سهم مهمی در شکل گیری هویت فرهنگی آنها داشته است . اندیشه ها و باورهای شَمَنی نیز به عنوان دیدگاه های اولیه و کیش ابتدایی اقوام ترکمن هنوز هم در برخی از مظاهر قومی و اجتماعی انان مشاهده می شود .
موسیقی ترکمنی منشا غیر ایرانی ، ساختار متفاوت و ویژگی های خاصی دارد ودر مقایسه با موسیقی اقوام مختلف ساکن در ایران از هویت مستقلی برخوردار است .بر اساس منابع تاریخی ، اقوام ترک و مغول از چند هزار سال پیش در اطراف دریاچه های آرال، بالخاش و رودخانه ی "یئنی سی" می زیسته اند . حرکت و کوچ این اقوام که در منابع تاریخی با نام اُغوز یا ترکان غُز شناخته می شوند از صحراهای مغولستان به تدریج آغاز شد و گروه های پرشماری از آنان در شرق دریاچه ی خزر و صحراهای وسیع آسیای میانه پراکنده شدند...



گزارش های تاریخی نشان می دهد که اولین بار تیره هایی از طوایف ترکمن با پذیرفتن شرایطی که از سوی سلطان سنجر تعیین شد، رسماٌ در دوسوی رودخانه اترک سکنی گزیدند . همراه با مهاجرت و کوچ های طولانی اغوزها به سوی آسیای میانه ، خنیاگرانی حضور داشتند که اوزان نامیده می شدند و کارِ "پرخوانی" را بر عهده داشتند. پُرخوانی آمیزه ای از حرکات موزون، فریادهای درونی، خواندن ادعیه و اوراد و موسیقی بود و در باورِ ترکمن ها برای احضار و تسخیر ارواح خبیث و دفع آنها از جسم بیماران صورت می گرفت .
شاخص ترین اوزان در فرهنگ ترکمنی"غورقوت آتا" یا "دده غورقوت" است که نزد ترکمن ها و ترکان قفقاز جایگاهی اسطوره ای و مقدس دارد . کارِ اوزان ها تا پیش از ظهور و گسترش اسلام ریشه در آیین شَمَنیزم داشت . پس از گرویدن ترکمن ها به اسلام، از حوالی قرن سوم هجری، در مظاهر فرهنگی این قوم نیز تغییراتی پدید آمد و اوزان ها نیز با پذیرش دین نو، در روش ها و مضامین هنر خود تغییراتی ایجاد نمودند . بعدها پیدایش مدارس دینی در مرو ، بخارا و خیوه که با الهام از فرهنگ مشترک اسلامی ایرانی موجودیت یافتند، موجب ظهور اندیشمندان و شاعران بزرگی هم چون ذلیلی، سیدی، ملانفس آزادی، مختوم قلی فراغی و .. شد .
این متفکران که سخت تحت تاثیر فرهنگ و ادبیات کلاسیک فارسی بودند، با هوشمندی و نبوغ ذاتی خود، فرهنگ بدوی ترکمن را با معارف اسلامی و فرهنگ پویای ایرانی در آمیختند. محصول این آمیزش ، پیدایش مکتب کلاسیک ترکمنی بود که باعث تحولی شگرف در اندیشه های این قوم شد. لازم به ذکر است که پیوستگی شعر و موسیقی در هنر اقوام شرق به ویژه نفوذ کلام و اشعار شاعران بزرگی همچون مختوم قلی در تعیین روایات موسیقی ، موجب شد تا اوزان ها در نقل اندیشه های تاریخی و قومی خود شعرهای کلاسیک این شاعران و اندیشمندان را جایگزین شعرهای بازمانده از نیاکان نمایند .
رفته رفته منظومه های موسیقایی موثر و پرکششی مانند زهره و طاهر، شاه صنم و غریب، مه لقا وهمراه و ... در فرهنگ موسیقی ترکمن پدیدار شدند . این منظومه ها از لحاظ مضمون کاملاٌ تحت تاثیر ادبیات داستانی و منظوم ایرانی هستند و رویدادها و حوادث آنها به نوعی مربوط به پادشاهان ، فرمانروایان و بزرگان ایرانی می شود. ساختار داستانی این منظومه ها نیز مشخصاٌ ملهم از منظومه های حماسی یا غنایی پارسی ست و بافت صنایع و بدایع ادب پارسی شکل دهنده ی شالوده ی اصلی آنها ست .
هنوز هم بخشی از موسیقی ترکمنی ریشه در ساختارهای قدیمی تر و به ویژه آیین های شمنی و کهن قوم اُغوز دارد؛ چراکه ستیزه جویی های مداوم طوایف ترکمن با ساکنان هم جوار نواحی ترکمن نشین که تا چند دهه پیش نیز ادامه داشت، سبب شد که این قوم در مقایسه با سایر اقوام مستقر در فلات ایران و آسیای میانه، کمتر به مراوده و مبادله ی اجتماعی و اقتصادی با اقوام دیگر بپردازد. به همین دلیل بسیاری از سنت های فرهنگی قوم ترکمن از جمله موسیقی کمتر در معرض فرهنگ های دیگر قرار گرفت و در نتیجه دستخوش تغییرات ساختاری و اساسی نشد. از این رو موسیقی ترکمنی یکی از تجریدی ترین و پیچیده ترین انواع موسیقی اقوام ساکن در سرزمین ایران است . تفاوت های موسیقی ترکمنی با موسیقی سایر اقوام ایرانی بسیار است و موجود نبودن سازهای کوبه ای و متداول نبودن رقص به معنی خاص آن به ویژه در میان زنان، نمونه ای از ویژگی های این موسیقی است .
خاستگاه اجتماعی موسیقی ترکمن :

زندگی ساده و یکنواخت ایلی، محیط جغرافیایی یکسان، کوچ پیاپی و دام پروری با روش های ابتدایی موجب شده است تا موسیقی این قوم به اقتضای طبیعت زندگی آنها و هم تراز را سطح تفکر قبیله ای ، بازتاب واقعی و بی پیرایه ای از زندگی شبانی آنان باشد . مدار بسته ی زندگی ایلی و آمیزش نداشتن با دیگر اقوام، مانع تغییرات چشم گیر در مجموعه فرهنگ و هنر این قوم و به ویژه موسیقی ترکمنی شده است . می توان تصور کرد که پیش از گرایش این قوم به دین اسلام کارِ اوزان ها و مجموعه ی هنر آنها کارکردی چندوجهی داشته و آمیزه ای از هنر خنیاگری، آیین های شمنی و جادو- دینی بوده است . از همین رو هنوز هم حضور و همکاری "بخشی"ها در انواع درمان، تسخیر و احضار، که توسط پری خوان ها صورت میگیرد، امری ضروری ست . بدیهی ست پیش از اسلام و به ویژه بعد از نفوذ و گسترش فرهنگ ایرانی، وجه آیینی-شمنی کهر اوزان ها در قالب نگرش هستی شناختی جدید که مشخصاٌ انعکاس تعالیم و معارف اسلامی بود به روحانیان واگذار شد و اوزان ها غالباٌ وجوه هنری و خنیایی دانش خود را دنبال کردند و به عنوان حامل و حافظ خاطره قومی، از طریق موسیقی به انتشار و عرضه ی اسطوره ها، افسانه ها، پندها و اندرزها و آداب و سنن قومی دلخواه مخاطبان خود پرداختند. از سوی دیگر و در کنار این جریان تاریخی، چوپانان به عنوان مجریان نغمه های شبانی، حافظ حقیقی ترین سنت های موسیقی این قوم بوده اند. آنان با نیِ نسبتاٌ بلند و هفت بند موسوم به "یِدُ بِقوم" هنوز هم نغمه هایی را می نوازند که عمیقاٌ با مناسبت های زندگی شبانی از جمله چرا، جابه جایی گوسفندان و تیمار آنان مربوط است . شاید بتوان این بخش از موسیقی ترکمنی را اصیل ترین انواع آن دانست؛ چراکه نوازندگان غیرحرفه ایِ این نغمه ها، یعنی چوپانان ، تنها به نقلِ سینه به سینه ی آنها اکتفا کرده و کمتر مایل به دخل و تصرف در ساختار و یا حتی تغییردرحالت ها و تزیین های این قطعات بوده اند . با این همه ، آنها بر بستر احساسات و عواطفشان بسیاری از نغمه ها و قطعات غنایی و تغزلی ترکمن را که اصالتاٌ متعلق به مقام های دو تار است به مجموعه ی نغمه های چوپانی افزوده و از این طریق به آروزها و نیازهای ذوقی و حسی خود پاسخ داده اند. به عنوان مثال صاحب جمال، آت گل یار، آوا دان گلین و ...
نغمه هایی هستند که "بخشی"های ترکمن در مراسم جشن و سرور با دوتار و آوازاجرا می کرده اند و بعدها چوپانان آنها را به مجموعه ی موسیقی چوپانی افزوده اند . به رغم اصالت موسیقی چوپانی ، اوزان ها و بخشی ها اصلی ترین حاملان فرهنگ موسیقی ترکمنی بوده اند؛ چراکه گسترده ترین انواع موسیقی ترکمنی، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی ، در هنرِ اوزان ها بروز می یافته است.
اصلی ترین مکان ارائه و اجرای موسیقی ترکمنی در دهه های گذشته، مراسم جشن و سرور، به ویژه مراسم عروسی و ختنه سوران بوده است. در این مراسم علاوه بر نغمه های غنایی و تغزلیِ متناسب با حال و هوای مجلس، بخشی ها بسیاری از منظومه های حکمی و فلسفی، داستان های مذهبی و حماسی و اندرزگونه را اجرا می کردند و مخاطبان خود را پیوسته در معرض سنت های موسیقایی قوم خود قرار می دادند.
اصولاٌ در باور ترکمن ها موسیقی وسیله ای برای درمان برخی بیماری هاست. مثلاٌ درمان بیماری سرخک یکی از مراسم موسیقی درمانی ست که در آن نوازنده ی نی بر بالین کودک مبتلا به سرخک حضور می یافت و ساعت ها به نواختن نی می پرداخت تا بدین وسیله بیمار بهبود یابد. پُرخوانی یا آیین ذکر(اسلامی-شمنی) هم نوع دیگری از موسیقی درمانی ست . در این روش، که برای درمان بیماران روان پریش به کار می رود، موسیقی تنها وسیله ی درمان محسوب نمی شود، بلکه به اعتقاد ترکمن ها کارِ اوزان برای تکمیل کارِ پَری خوانی در تسخیر و احضار ارواح خبیث، الزامی و ضروی است .
اگرچه رقص در میان زنان ترکمن متوال نیست، ولی نوعی حرکت موزون در میان مردان رواج دارد که پژوهشگران متاخر آن را به نام برساخته ی رقص خنجر معرفی کرده اند. به گمان ما رقص خنجر را پیش از آنکه بتوان به مفهوم خاص کلمه رقص نامید، باید در چارچوب یک آیین تعدیل شده ارزیابی کرد. زیرا همه ی وجوه آیینی، از جمله حرکات موزون، فریادهای تعرضی، بروز خشم و تظاهر جمعی، آواز، ذکر و اوراد و ادعیه در آن عرضه می شود .
آوازهای زنان از دیگر جلوه های موسیقی ترکمن است . لالایی های مادران برای آرامیدن و خوابیدن کودکان به عنوان "هودی" یکی از عام ترین نمونه های تجلی موسیقی در میان زنان ترکمن است . دختران و نوعروسان ترکمن نیز در شکوه و شکایت از تحمیل همسر که بنابر سنت های قبیله ای مرسوم است و همچنین در اندوه غربت و دوری از بستگان و عزیزان خویش، آوازهای خزن انگیزی به نام لَأله می خوانند. این آواز در شبهای چهاردهم و بست و هفتم ماه رمضان به صورت گروهی خوانده می شوند.
مولودی ها از دیگر سنت های موسیقیِ مذهبی- دینی ترکمن هاست که عموماٌ در ماه ربیع الاول (مقارن با ولادت پیامبر) توسط مردان و غالباٌ از سوی طلاب و روحانیان ترکمن اجرا می شوند. ذکر خوانی طلاب در حوزه ها و مدارس دینی نیز از دیگر انواع هنرِ آوازی و مذهبی در میان ترکمن هاست.

موسیقی ترکمن
مقام ها و سبک های موسیقی ترکمن
موسیقی ترکمن دارای چهار مقام مادر و چهار سبک مشهور است و امروزه حدود صد نغمه از پانصد نغمه ی شناخته شده در قالب این چهار سبک و مقام نواخته و خوانده می شوند. مقام های یاد شده عبارتند از : مخمس، نوایی، غثریق لارو و تشنید یا تجنیس . سبک ها ی موسیقی ترکمنی که در چهار مقام یاد شده اجرا می شوند ، تحت تاثیر ویژگی های منطقه ای هستند و با نام های خیوه یا خیوه لی- (خیوه ولی)، سبک مرو یا ماری یولی، سبک ترکمن های خراسانی با نام های دامانا یا آرقوچی یولی و سبک ترکمن های ساکن استارباد و دشت ترکمن با نام گرگان یولی شناخته می شوند.
این سبک ها با توجه به ویژگی های اقلیمی، فرهنگی و طایفه ای هر منطقه شکل میگیرند و تفاوت های آشکاری با هم دارند . حتی مقام ها نیز، در مقایسه با یکدیگر، دارای تفاوت های مشهودی هستند. مثلاً مقام مخمس با پرده ی اول دوتار آغاز می شود و تا اجرای نیمی از ساختارِ نغمه متکی به پرده های سوم و پنجم است و در ادامه و هنگام بازگشت به پرده ی هفتم و تکرار پرده قبلی به پرده های نهم تا سیزدهم صعود میکند و دوباره در حال فرود به تکرار نغمه می پردازد؛ در حالیکه مقام نوایی با پرده های دوم و چهارم آغاز می شود و بلافاصله به پردهای میانی صعود می کند و بعد، اوزان متکی به پرده های پنجم تا دهم است و در چند نوبت بازگشت هایی به پرده های اول و سوم دارد. در اواسط نغمه تا اوج آن، کار با پرده های دوازدهم و سیزدهم شدت می یابد و سپس با تکرار قطعه های اول و تمرکز روی پرده ی پنجم به پایان می رسد.
مقام غئریق لار با پرده ی پنجم آغاز می شود و با فرود به پرده های اول و سوم بلافاصله و هنگام اجرای چند جمله متوالی روی پرده ی پنجم می ایستد . در این مقام دو مرحله صعود وجود دارد که اولی تا پرده ی یازدهم و دومی تا پرده ی سیزدهم است . در اجرای مقام غئریق لار تمام پرده ها مورد استفاده قرار میگیرند و ختم مقام و پایان اجرا روی پرده ی سوم است .
در اجرای مقام تشنید(تجنیس) از مخمس به عنوان پیش در آمد استفاده می شود و در گردش ملودی اصلی تا پایان اجراتمرکز روی پرده های ششم تا سیزدهم است . در این مقام ، هنگام اجرای اصل مقام از مخمس به عنوان گوشه ای در ملودی استفاده می کنند. تقریباً همین تفاوت ها را می توان در سبک های موسیقی ترکمن نیز مشاهده کرد. اجرای ساده و کار مداوم روی پرده های پایین در سبک گرگان یولی، زیرتر شدن همان اجرا در دامانایولی و تحریرهای پی در پی همراه با فریادهای ناگهانی در این سبک، بیانگر تفاوت های آشکار سبک های گرگان یولی و دامانایولی است. کار مداوم با پرده های زیر در سبک خیوه ولی و اجرای اصیل و سنتی در سبک های ماری یولی نمونه ی دیگری از تفاوت های یاد شده است . در سبک مروی(ماری یولی) هیچ وقت از ساز کمانچه استفاده نمی شود. در میان این چهار سبک، خیوه ولی اجرایی بسیار پیچیده و ظریف دارد . سرامدان این سبک، از جمله سالار بخشی، نظر باغمه بخشی و جیگکه بخشی تاثیر گسترده ای در تعمیق موسیقی ترکمنی داشته اند. فشار بر حنجره و فریادهای باصلابت، تزئین های پیچیده صوتی همراه با گردش پی در پی ملودی و تحریر فراوان از دیگر ویژگی های سبک خیوه ولی است .

مضمون در موسیقی ترکمن
برای انواع موسیقی ترکمنی می توان چهار مضمون عمده حماسی، غنایی، عرفانی و حکیمانه در نظر گرفت.
1-موسیقی حماسی
موسیقی ترکمنی به عنوان موسیقی اقوام صحراگرد، با سرشتی سخت و خصلتی ستیزه جویانه، حاوی آثار و منظومه های حماسی متعددی ست که قهرمانانش مردانی سلحشور و عدالتخوان هستند. نمونه ی بارز این شخصیت ها "کوراغلی"ست که در موسیقی و اندیشه ی همه اقوام ترک نژاد آسیای میانه، قفقاز و حتی ماورا قفقاز جایگاه خاصی دارد. او ستم دیدگان را علیه فئودال ها می شوراند و خود پرچمدار مبارزه ای سخت با خوانین و امیران ستمگر می شود .
در فرهنگ موسیقی ترکمن قهرمانان دیگری نیز وجود دارند که سرگذشت حماسی آنها در اثار کلاسیک ترکمنی ثبت شده است. مثلاً تیرمحمد در دیوان مسکن قلیچ و چودر در دیوان مختوم قلی از قهرمانانی هستند که هنوز هم نوازندگان و سرایندگان ترکمن با روایت سرگذشت آنها آموزه هایی از پایداری را منتشر می کنند.
2-موسیقی غنایی و تغزلی
این گروه از منظومه ها نیز در موسیقی ترکمنی پرشمار بوده و دست مایه ی کار بخشی ها در مراسم و مجالس مختلف قرار میگیرند . درون مایه حزن انگیز این داستان های که بازتاب رنج های زندگی پرمشقت افراد قبایل است به خاطر هم سویی با مجموعه احساسات علایق و زیبایی شناسی قومی و فردی، کشش و جاذبه ای خاص دارد.
سرنوشت اندوه بار طاهر در راه وصال زهره و رنج هایی که غریب به خاطر شاه صنم تحمل کرد،باعث خلق دو منظومه ی ماندگار و کلاسیک در فرهنگ ترکمنی شده است. در برخی از منظومه ها"بخشی" خود عاشق پاک باخته است و ناکامی و مرگش که موجب سرگشتگی معشوق می شود تاثیر عمیقی بر روح و جان مخاطبان می گذارد.
یکی از نمونه ها، سرگذشت دُردی بخشی ست که دل در گرو معشوق خود سویلی دارد. دُردی در یک جنگ قبیله ای و تصادفاً به قتل میرسد و سویلی با تن دادن به ازدواج تحمیلی به اندوهی گران دچار می شود. بخشیِ دعوت شده به جشن عروسی او از شاگردان دُردی ست و همان مقامی را می نوازد که دُردی برای سویلی می نواخت . سویلی برآشتفته می شود و پس از پایان نغمه برخلاف عرف و سنت های قومی، بی پروا، اجرای دوباره ی مقام را از بخشی خواستار می شود. چون این قطعه مورد پسند سویلی قرار میگیرد نام"سویلی حالان" بر آن ماندگار می شود. منظومه هایی چون سویلی حالان ، شاه صنم و غریب، زهره و طاهر، ظاهراً در بیان عشق های مجازی و دلدادگی هاش عشاق و تمنیات درونی آنهاست، اما جان مایه ی این داستان ها ملهم از واقعیت های تلخی ست که از ساختار انعطاف ناپذیر قومی و قبیله ای ناشی می شود. این منظومه ها اگرچه زنان و مردان را به درستکاری ، پاکدامنی و وفای به عهد می خوانند، ولی آشکارا خواهان تحول در رابطه سنتی زنان و مردان هستند و گاه رسم و سنت های ناعادلانه را به باد انتقاد میگیرند. این انتقاد و اعتراض، به ویژه درباره ازدواج اجباری دختران قبیله بیشتر به چشم می خورد.
در موسیقی ترکمنی علاوه بر منظومه های بلند داستانی و غنایی تعداد درخور توجهی ریزمقام(ترانه) وجود دارند که اساساً از ویژگی های تغزلی برخوردارند و به توصیف صریح حالت ها، رفتار و کردار معشوق می پردازند. این ترانه ها علاوه بر تفاوت هایی که از لحاظ مضمون با منظومه ها دارند، از نظر شیوه ی اجرا نیز تحرک بیشتری داشته و جملات موسیقی در آنها بر اساس سنت توالی و تکرار ارئه و عرضه می شوند. برخلاف منظومه ها این ترانه ها پیوند و بافت مضمونیِ واحدی ندارندو هر بخش از شعرها عموماً در توصیف و تشریح موضوع و یا حالت های خاص معشوق است.
3-موسیقی عرفانی
پیدایش موسیقی عرفانی در فرهنگ ترکمنی در درجه ی اول ناشی از تاثیر بلامنازع فرقه های اسلامی در آسیای میانه و به ویژه فرقه ی نقشبندیه است. این بخش از موسیقی ترکمن که آمیزه ای از راه کارهای دینیِ هستی شناختی و اندیشه های تساهل آمیز رهبران فرقه ها و دیدگاه های انسانی و قومی ست در ذکرهای آیین پُرخوانی و ذکرهای طریقت نقشبندیه و طلاب مدارس دینی تبلور می یابد. هدف از اجرای این موسیقی پرورش روحی و فکری مخاطبان است و "بخشی" در اینجا می کوشد تا قوم را به خداجویی، تفکر، انسان دوستی و پرهیز از تمایلات نازل دنیوی فرا بخواند. مختوم قلی، شاعر بزرگ ترکمن که اشعارش بر زبان بخشی ها جاری ست، خود پایه گذار عرفان و مربی تعلیمات روحی ست .
4-موسیقی حکمی
این موسیقی بیشتر برپایه ی غنی ترین تجربه ها و دستارودهای عرفی و اجتماعیِ قبیله شکل می گیرد و بازتاب سودمندترین اندیشه های اخلاقی و انسانی در زندگی اجتماعی و مادی ست. موسیقی حکیمانه ی ترکمن سرشار از پند و اندرز و محصول تجربه های باارزشی ست که حکیمان خردمند و ریش سفیدان قوم از تلخ و شیرینِ تاریخ اجتماعی اندوخته و چکیده ی آن را به صورت اندرزهای حکمت آمیز ارائه نموده اند. شاعران گمنام و شاعران نام آوری هم چون ملانفس آزادی این تجربه های سودمند را در شعرهای شیوا و دلنشینی عرضه کردند و اوزان ها و بخشی های ترکمن نیز با استفاده از آنها در حکایت ها و روایت های خویش، معارف ارجمند تاریخی قوم را با ناب ترین علایق انسانی و پاکیزه ترین راه کارهای زندگی اجتماعی آمیختند و در دسترس مخاطبان و آیندگان نهادند.

به همت "طاهره جعفری"
منبع : کتاب"کوچ" – تالیف "جهانگیر نصری اشرفی"
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.