نگاهی اجمالی به موسیقی تالش
نگاهی اجمالی به موسیقی تالش

موسیقی تالش از نظر فرم و ساختار مستقل از موسیقی گیلان است. اساس و ساختار این موسیقی بر مبنای آوازهایی ست که در واقع مقام های موسیقی این منطقه را تشکیل می دهد. این آوازها که به دَستون شهرت دارند از نظر مایگی بیشتر در ابوعطا و شور قرار گرفته اند و در کلیه ی اجراها آغاز آنها از فراز به فرود است...



بر محور دستون ها مجموعه ای از "هواها" و "پرده ها" نغمات و ریزمقامات سازی و آوازی شامل منظومه های موسیقایی، ترانه ها، لالایی ها، موسیقی مذهبی و آئینی، الحان متنوع نوروزخوانی و قطعات سازی شکل گرفته اند. این مجموعه به دلیل ویژگی های قومی و اقلیمی به عکس موسیقی سایر نواحی البرز جنوبی و شمالی کمتر تحت تاثیر موسیقی سایر مناطق قرار گرفته اند و بخش های عمده ای از ان خاصه در قسمت مقام ها همچنان بکر و دست نخورده باقی مانده اند. تاثیر موسیقی گیلی به ویژه گیلان بیه پس تنها در تعدادی از تکه های سازی مربوط به لَلَه(نی چوپانی تالش) و سرنا ملاحظه می شوند. بخش آوازی نیز اگرچه برخی از گونه های موسیقی عرفانی و مذهبی از طریق صوفیان ترک نژاد و هنرمندان کرد مهاجر به این منطقه آورده شد، اما این گونه نواها در طول زمان آنچنان ازحالات و ساختار موسیقی تالشی و به ویژه دستون ها متاثر شد که در حال حاضر می توان نغمات مورد بحث را در زمره ی ریزمقامات اصیل با همه ی خصوصیات و ویژگی های موسیقی این قوم قلمداد نمود.
در نگاهی کلی می توان موسیقی تالش را به سه دسته ی مجزا و به این ترتیب تفکیک نمود: الف) دستون های آوازی، ب)دستون های سازی(هواها و پرده ها، ج)ریزمقام های سازی و آوازی.
الف) دستون ها
دستون ها به آوازهایی اطلاق می شود که اساس موسیقی تالش را تشکیل می دهند. دستون ها عموماً توسط مردان و در مناسبت های مختلف از جمله در سوگ، شادی، جشن و سرور و حتی به هنگام کار خوانده می شود. تالشیان ژرف ترین احساسات و شناخت خود را نسبت به هستی، عشق و محیط پیرامون خود،از طریق دستون ها بیان میدارند. دستون ها از سبک های مختلفی تشکیل می شوند. هریک از سبک ها از نظر فواصل و اساس ساختار و حالات با هم مشترک اند. وجوه تفاوت این آواها را باید در نحوه ی بیان، تحریرها و تزئینات ویژه در هر منطقه جست و جو نمود. یعنی به همان میزان که لهجه در زبان تالشی دچار تغییر می شود، عناصر موسیقایی نیز به طور مختصر تغییر می یابند. شاخصترین سبک های دستون، سبک اسالمی، تالش دولایی و ماسالی ست که به ترتیب سبک اسالمی و تالش دولایی از اصالت بیشتری برخوردارند. دستون ماسالی در نواحی همجوارگیل نشین به طرز کاملاً مشهود به آواز گالشی گیلان نزدیک و با آن منطبق می شود. این موضوع از یک سو به دلیل نفوذفرهنگ گیلی و از سوی دیگر به دلایل تاریخی ست.
اگرچه شعر و کلام در دستون ها مبتنی بر فهلویات است اما در بسیاری از موارد دوبیتی ها منطبق با قانونمندی نظام عروضی در شعر کلاسیک پارسی نبوده و خوانندگان با افزودن هجاهای لازم کلام را با موسیقی هماهنگ می سازند. دستون ها با همه ی اشکال خود بعدها به موسیقی سازی نیز راه یافتند، چنان که دستون ها باعنوان آواز تالشی از مقامات اصلی سازی منطقه نیز بوده و با ساز لَلَه یا لبک نواخته می شوند.
ب)پرده ها و هواها
علاوه بر دستون ها که با عنوان آواز تالشی از ارکان اصلی موسیقی سازی ست، تعداد زیادی از تکه ها و قطعات دیگرنیز تشکیل دهنده ی اساس موسیقی سازی تالش هستند. مجموعه این موسیقی را که عموماً با "لَلَه" نواخته می شود، باید به عنوان موسیقی چوپانی تالش محسوب نمود.این قطعات عموماً بیانگر نوع زندگی و روابط اجتماعی مبتنی بر معیشت دام داری ست و مضامین آن عموماً بر تعلیف، خوراندن آب و جابه جایی گوسفندان حکایت می کند و یا از آرزوها، شادی ها و رنج های چوپانان و گالشان سخن می گوید. هواها و پرده ها از نظر ساختار برداشتی از دستون هاست که با فرم های بدیع و غالباً با شتاب بیشتری نسبت به آوازها به اجرا در می آید. برخی از این قطعات در جشن های عروسی، حنابندان، کشتی های محلی و برخی از آئین های بومی اجرا می شوند. محققان و آگاهان تالشی را عقیده بر این است که بیش از صد پرده و هوا در موسیقی سازی منطقه شنیده شده است. اما پژوهش های ما نشان داده است که پرده ها و هواهایی که در حال حاضر در حافظه ی نوازندگان بومی مانده است، تعداد معدودی را شامل می شود که از جمله ی آنها میتوان از آوازها در سبک های اسالمی، تالش دولایی، ماسالی، کشتی هوا، پاییزه هوا، کیجه هوا، گیله پهلوی، سیاوش، دوشه هوا، گیشتیه هوا، شتره زنگ و ورزاجنگ نام برد. نوازندگان لَلَه علاوه بر اجرای مستقل تعدادی از منظومه ها و مقامات آوازی به موسیقی سازی راه یافته است.
پرده ها و هواها عموماً توسط لَله و یا لبک نواخته می شوند، اما در برخی نواحی به ویژه ماسال، سرنا و نقاره گیلی نیز مجری تعدادی از مقامات موسیقی تالش هستند.
ج)ریزمقام ها(آوازی و سازی)
اگرچه برخی از منظومه ها از نظر متر به دستون های تالشی نزدیک می شوند اما از نظر کلی به لحاظ شتاب بیشتر و توالی و تکرار منظم و یکنواخت جملات موسیقی، در گروه ریزمقامات جای می گیرند.
منظومه ها در موسیقی تالش بسیارند، علاوه بر لدوبه(محمودیه) که شهرت مندترین منظومه در سراسر نواحی تالش نشین است؛ منظومه های دیگری همچون امیره ساسان، سیاجان، آقا بگ و گَنزون گره دارای مفاهیم حماسی هستند. همچنین برخی از منظومه های آئینی، عرفانی، مذهبی مانند نوروزنامه، ساقی نامه، مولودی نامه و... نیز در برخی نواحی تالش نشین عمومیت دارند.
برخی از این منظومه ها خاصه منظومه های مذهبی اصولاً فاقد بیان سازی هستند و به همین دلیل در موسیقی سازی منطقه ملاحظه نمی شوند.
به غیر از منظومه ها، ترانه های بیشماری نیز در منطقه رواج دارند. این ترانه ها عموماً به هنگام کار در مزارع،مراسم و جشن ها و یا در تنهایی خوانده می شوند. برخی از این ترانه ها مانند اَلیله اختصاص به زنان دارد. این نوع ترانه ها به صورت سوال و جواب و یا دسته جمعی به هنگام نشاء یا وجین در برنج زار خوانده میشوند و فاقد بیان سازی می باشند. باید اضافه نمود که مردان از خواندن اینگونه ترانه ها به سختی امتناع می ورزند.
برخی از ریزمقامات مانند هی یار هی یار، مبارک باد، گسگری بازار، سیاریحون، بندون بندون و بِرِن بِرِن توسط عموم و در شرایط مختلف و به فراخور حال اجرا می شوند. تعدادی از ترانه ها نیز مانند آفتا و ساسره، کار بشیمون ننه و اما نه لیله ترانه های کار و تلاش های معیشتی می باشند. ریزمقامات فوق گاهی با ساز همراه هستند. از همین رو برخی از آنها با تغییر حالات به موسیقی سازی نیز راه یافته اند.
د)تاثیر موسیقی اقوام همجوار
همان طور که در ابتدای سخن گفته شد که موسیقی تالشی نسبت به موسیقی بسیاری از نواحی ایران دست نخورده تر است، با این حال نمی توان برخی از تاثیرات موسیقی اقوام همجوار را در موسیقی این منطقه نادیده انگاشت. ماسال مرکز تقاطع و اختلاط موسیقی تالش و گیلی ست. علاوه نزدیک شدن دستون های ماسالی به آوازِ گالشی گیلان، میتوان برخی از ریزمقامات گیلانی را چه در بخش آوازی و چه در بخش سازی با دگرگونی هایی در شکل و حالات در موسیقی سرحدی نواحی شرقی تالش ملاحظه نمود.
ه)منظومه ها در موسیقی تالش
آن سوتر یعنی غربی ترین نواحی جلگه ای و کوهستانی گیلان محل زندگی تالشان است، ناحیه ای که در گذشته به گیلان بیه پس شهرت داشته و تماماً در قسمت غربی سفید رود قرار دارد. برخی از خصوصیات قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی تالشی ها را از مردم گیلان متمایز ساخته است. تالشی ها در زمینه موسیقی منظومه ای علاوه بر استفاده از برخی نقل های گیلی از منظومه هایی سود می برند که به زبان و فرهنگ انان اختصاص دارد. نقل های تالشی به نسبت منظومه ها و نقل های موسیقایی سایر فرهنگ های البرز از قدمت و دیرینگی بیشتری برخوردارند. این استنباط از بررسی مضامین اشعار و ساختار موسیقایی منظومه های تالشی اخذ شده است؛ چراکه فرم منظومه های تالشی حکایت از آن دارد که نقل تالشان کمتر از سایر فرهنگ های البرز دستخوش تغییر و یا ابداعات جدید شده است. یک نکته حائز اهمیت در نقل های این منطقه وجود نمونه های فراوانی با درون مایه ی باطنی و عرفانی ست که تحت نام صوفیانه ها شناخته می شوند. وجود اندیشه های صوفی گرایانه در گروهی از نقل های تالشی پدیده ای خاص در مضامین نقل های البرز محسوب شده و با نگرش مسلکی و سیر تحولات اعتقادی تالشان در ارتباط استو
1-منظومه ی محمودبه
بی شک قدیمی ترین منظومه ی مردم تالش نقل مموبه(محمدبه) یا لدوبه است. بر اساس روایتی که همه ی اهالی تالش بر آن اتفاق نظر دارند، محمودبه در مرتعی کوهپایه ای مشغول چرای گوسفندان بود که یاغیان به گله و بنه گاه دامی اش حمله ور شده و به غارت اموال و احشام او پرداختند. محمودبه که به تنهایی قادر به مبارزه و درگیری با آنها نبود، نی چوپانی یا به قول تالشیان دمکش خود را برداشته و به بهانه ی فراخواندن گوسفندان و گردآوردن آنها در یک نقطه با صدای نی با دختر عمویش که در آن حوالی بوده به گفت و گو پرداخته و به اصطلاح پیامی برایش می فرستد. او از طریق نغمه و نی و آوای نی دختر عمویش را متوجه می سازد که یاغیان به او و اموالش دستبرد زده و از او تقاضای کمک میکند. دختر عموی محمودبه با دریافت پیام، اهالی نزدیکترین روستا را از اتفاق باخبر ساخته و آنان به صورت جمعی به کمک او می روند و یاغیان را متوالی میسازند. منظومه محمودبه مشهورترین منظومه ی تالشی به شمار آمده و در بین اهالی تالش از محبوبیت و عمومیتی تمام و کمال برخوردار است.
2-منظومه موسیقایی آقا جان بیگ
دیگر منظومه های تالشی سرگذشت آقا جان بیگ از روستای خرم کش از منطقه شفت فومن است. آقا جان بیگ آنچنان که از لقبش پیداست خود از افراد صاحب نام بوده که به دلایل نامعلومی علیه ماموران و عوامل حکومتی طغیان می کند و سرانجام نیز به دست قوای دولتی به قتل می رسد. شورش آقا جان بیگ در اندازه سرکشی یاغیان و فاقد جنبه های سیاسی بوده است. اول با رشعار این منظومه توسط خواهر او سروده و خوانده شده است. یاران اصلی آقا جان بیگ دوازده تن بوده اند که نام برخی از آنان در این منظومه آورده شده است.
3-منظومه موسیقایی سیاجان
یکی دیگراز نقل های تالشی منظومه ی زیبای سیاجان است. گل میر پهلوانی از منطقه "گشت" بوده که عاشق دختری میگردد. ولی خانواده دختر با وصلت آنها مخالفند. در نهایت گل میر و سیاخانم به مراد رسیده و با یکدیگر ازدواج می کنند. شعر این منظومه توسط همسر پهلوان و درباره زندگی و سرگذشت او سروده شده است.
در نواحی شرقی منطقه تالش و در نواحی سرحدی فرهنگ گیلی و تالشی برخی از منظومه های گیلی از سوی شعرخوانان تالشی مورداستفاده قرار میگیرد. جالب اینکه برخی از این منظومه ها مانند عزیز و نگار به زبان تالشی برگردانده شده و به این زبان خوانده می شده اند.
باید متذکر شد، در غربی ترین نقاط تالش یعنی منطقه هشتپر و پونل عقاید تالشان گرایش به مذهب اهل سنت داشته و نیز رنگی ازتصوف به خود گرفته است. از همین رو بخشی از نقل های آوازی این منطقه شامل صوفیانه ها و مولودی ها است. که از مضامین عرفانی برخوردارند. صوفیانه ها از روایاتی حکمت آموز از سرگذشت برخی از اولیا و خلفا و نیز پیران و بزرگان صاحب نام تصوف است.
در تالش روایت برخی نقل ها توام با نظم و نثر است. در این گونه روایات گاهی اوقات آواز تنها به عنوان چاشنی کار نقال مورد استفاده قرار میگیرد. از جمله این گونه نقل ها می توان ازنقل عباس چوپان یاد کرد که در اثر درستکاری و البته خوش اقبالی به مقام پادشاهی رسید. بسیاری از این گونه نقل ها توسط دراویش و صوفیان دوره گرد پراکنده گردیده است و مضامین قصه ها عموماً تاکید بر نتیجه اعمال خیر و شر آدمیان و داستان هایی تلطیف شده از مجازات های اخروی مندرج در قران و توصیف بهشت و جهنم است.
و) سازهای متداول در منطقه تالش(عکس2)
سازها در تالش به طرز ملموسی محدود و کم تنوع اند. رایج ترین ساز این منطقه نی چوپانی ست که به لَله شهرت دارد. این ساز هیچ گونه تفاوتی با نی چوپانی گیلان و مازندران ندارد. از دیگر سازهای رایج در منطقه باید از لبک یاد کرد که در حقیقت همان ساز زبانه دار نی لبک است که در برخی نواحی دیگر البرز نیز متداول بوده است. متذکر باید شد که اصالت و قدمت این ساز در فرهنگ موسیقایی تالشی محل تردید است.
ساز اصیل و کوبه ای متداول در این فرهنگ نوعی دایره کوچک است که عموماً توسط زنان نواخته می شود و در فرهنگ تالشی با عنوان دیاره یا دپ نامیده می شود.
سرنا و نقاره دو کاسه نیز تنها در مناطق همجوار با گیلان، همچون ماسال، قابل ملاحظه است. شباهت دقیق ساختمان این دو ساز و نام مشترک آنها میان فرهنگ گیلی و تالشی و نیز رواج انها در مناطق هم مرز با فرهنگ گیلی حاکی از این است که این دو ساز عیناً از فرهنگ گیلی اخذ شده است. باید متذکر شد که تا چند دهه پیش تر تنبور تالشی از رایج ترین سازها در میان تالشی ها بود که هنوز هم نمونه های معدودی از آن موجود است. درحال حاضر استفاده از این ساز به طور کلی متروک شده است.

به همت "طاهره جعفری"

برگرفته از کتاب "کوچ(بررسی موسیقی نواحی ایران)"
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.