از هنرهای موسیقایی تمدن های اولیه در فلات ایران ، نشان مشخصی باقی نمانده است . از امپراتوری سلسله هخامنشی ، با همه ی عظمت و هیبت ، شواهدی که خصیصه ی فرهنگ موسیقایی آن زمان را نشان دهد در دسترس نیست . از نوشته های تاریخ نویسان یونانی نیز تنها در استنباط اجمالی و مختصری از حیات موسیقایی این دوره مشخص می گردد. هرودوت ، از شعائر و آیین های مذهبی زردشتیانی که به همراه سرودهای مقدس بود ، یاد می کند . زنوفون در Cyropedia، از موسیقی رزمی و بزمی این امپراتوری صحبت می کند .
اولین اسناد مربوط به موسیقی ایرانی، از هرمقوله ی آن ، به دوره ساسانیان مربوط می باشد . در دربار ساسانیان موسیقیدانها مقام رفیعی داشتند. امپراتوری خسرو دوم که از سالهای 590تا628 بعد از میلاد حکم می راند و شکوه دربارش در بسیاری از داستانها گفته شد، حامی موسیقیدان های بی شماری بوده است. رامتین،بام شاد،نکیسا،آزاد،سرکش و باربد از مهمترین موسیقیدانهایی بودند که نامشان هنوز باقی است ...



باربد برجسته ترین چهره در دوره ی پادشاهی خسرو پرویز بود. نویسندگاه و شعرای بعدی داستان های زیادی درباره این موسیقیدان و مهارت بسیار زیاد او در نوازندگی و آهنگسازی نقل کرده اند. تنظیم و سازماندهی سیستم موسیقایی که شامل هفت ساختار مقامی معروف به مقام های سلطنتی (خسروانی) ، سی مقام اشتقاقی(لحنی)و سیصدوشصت ملودی (دستان) را به او نسبت می دهند . شمار آنها با تعداد روز در هفته،ماه و سال تقویم ساسانیان،برابر بوده است . اما چگونگی رابطه ی انها با تقویم سالانه مشخص نیست .
ما نمی دانیم که این مقام ها و آهنگ ها واقعاٌ چگونه بوده اند.اما نویسندگان دوره اسلامی نام بعضی از آهنگ ها را ذکر نموده اند. این نام ها نوع برجسته ای از اکسپرسیون و گونه های موسیقایی را نشان می دهد. نامهایی چون کین ایرج، کین سیاوش، تخت اردشیر ، شاید به حوادث تاریخی اشاره داشته ، نوعی اواز حماسی بوده باشند . باغ شیرین، باغ شهریار و هفت گنج نیز شکوه دربار خسرو پرویز را نشان می دهند و نام های دیگر چون سبز بهار، ماه ابر کوهان و روشن چراغ، نیز حاکی از نوعی آهنگسازی با مشخصه ای توصیفی می باشند. اما متاسفانه جز پنداری سطحی درباره ی این آهنگسازیها فرایند دیگری نمی توان انجام داد و هیچگونه آگاهی از اصول نظری موسیقی آن دوران، در دست نیست.
در اسناد موسیقایی از دوران بعد از نفوذ اسلام به ایران به موسیقی زمان ساسانیان بسیار اشاره شده است . با تفحصی در این اشارات جای شکی باقی نمی ماند که موسیقی دوره ساسانیان هسته ای بوده که از آن موسیقی تمدن اسلامی رشد نموده است .
بعد از آنکه اعراب در سال 642 بعد از میلاد ، امپراتوری ایران را تسخیر کردند ایران به مدت قریب به شش قرن به ظاهر درون امپراتوری بزرگ اسلامی باقی ماند. عرب در ایران با فرهنگی مواجه شد که از هر لحاظ بر آنچه خود داشت ، برتری داشته بود . چیزی از غلبه انان نگذشت که موسیقیدانهای ایرانی به تمام نقاط جهان اسلام راه پیدا کردند.با تفوق و چیرگی سلسله عباسیان ، اریکه ی خلافت ، از دمشق به بغداد که در قلمرو سابق امپراتوری ایران ساخته شده بود، انتقال پیدا کرد . از این زمان به بعد موسیقیدانها و دانش پژوهان ایرانی ، در همه ی رشته ها به عنوان نمادهای برجسته ای در شکل گیری و پیشرفت فرهنگ اسلامی به شمارم آمدند .
در اینجا باید اشاره نماییم که معمولاٌ دانش پژوهان ایرانی در دوره عباسیان را عربی می دانند، این اشتباه که حتی متناوباٌ در آثار معتبر نویسندگان غرب دیده می شود به دو دلیل است : اول اینکه در آن زمان ایرانیان عموماٌ آثار خود را به زبان عربی می نوشتند.چرا که زبان عرب ، زبان میانجی آن امپراتوری و زبان عوامل حاکم بوده است . دوم اینکه ایرانیان اغلب اسامی اسلامی – عربی داشتند. هرچند نامهایی مانند ابولفرج اصفهانی ، صفی الدین ارموی، علی جرجانی و دیگران ، محل تولد آنها را نیز نشان می دهد ، اما بیشتر نویسندگان غربی نتوانستند بین اسامی و زادگاه آنها ارتباط برقرار کنند.
شاید چنین برداشت شده است که ملیت بی اهمیت است .چراکه آمیزش وسیع مشخصه های ویژه ی فرهنگی و ملی در دوره عباسیان موجب کمرنگ شدن این مهم بوده است .
از سوی دیگر باید پذیرفت اعتباری که به عرب داده شده است حتماٌ تمامی مال ایشان نیست . اگر واژه اسلامی به عنوان تنها مشخصه به کار می رفت،شاید موجب اعتراضات کمتری می گردید. مشروط براین که اسلام با عربی مترادف تلقی نشود.
در آغاز رهبران مذهبی اسلام ، نظر مساعدی نسبت به موسیقی نداشتند و آن را مایه ی فساد و بیهودگی می شناختند ، اما در زمان عباسیان که دربارشان به سبک شاهان سامانی در آمده بود و ماهیت دنیوی و غیر دینی افزایش پیدا کرد، موسیقی و موسیقیدانها رونق تازه ای یافتند . تعدادی از موسیقیدانها را که شهرتشان و یا در مورد بعضی از آنها ، نوشته هایشان در مورد موسیقی باقی مانده است ، ذکر می نماییم . اما از ذکر جزئیات زندگی انها صرفنظر می کنیم.
1-ابراهیم موصلی :(803-742) از خانواده ای ایرانی بود که در کوفه متولد شد . ابراهیم موصلی نوازنده و خواننده ی دربار مهدی و هارون الرشید بود . گفته می شود این نوازنده بیش از نهصد آهنگ را تصنیف نموده است . او موسیقی را در ری ، نزد یک زردشتی به نام جوانویه فرا گرفت .
2-اسحاق موصلی :(849-765) پسر ابراهیم موصلی ، خواننده و آهنگساز و شاعری بزرگ بود که چند کتاب مهم درباره موسیقی نوشت . اما هیچ یک از کتابها در دست نیست .
3-ابونصر فارابی:(950-872) بزرگترین نظریه پردازی است که آثار او درباره ی گام ها ،فواصل،مقام،وزن و ساختار سازها به عنوان اساس آثار همه ی نظریه پردازان مسلمانی که بعد از او آثاری نوشتند ، به شمار می آید . تحقیقات علمی او درباره موسیقی ، بر اساس نظریه های علمای یونان باستان بود که حاصل کار او در ابقاء این نظریات ، بسیار موثر بوده است . کتاب عظیمی از او به نام کتاب الموسیقی الکبیر بر جای مانده است . او متولد فاراب است که از شهرهای خراسان بزرگ می باشد . به احتمال زیاد فارابی ترک نژاد بوده است .
4-ابولفرج اصفهانی:(966-896) تاریخ نویس موسیقی است که کتاب الاغانی او شرح حال موسیقیدانهای مشهور دوره اولیه ی عباسیان می باشد .
5-ابوعلی سینا:(1037-980) فیلسوف،پزشک وموسیقیدان بود که مطالعاتش براساس نظریه پردازان یونان باستان بوده است .آثار او در تعاقب و در جهت توسعه ی آنها می باشد .
6-صفی الدین ارموی : (در گذشاع به سال1294) موسیقی شناس بزرگی که کتاب رسالات الشرفیه و کتاب الادوار او شامل اضافاتی به طرح های مقامی که توسط فارابی و ابن سینا ارائه شده است می باشد . نظریه قطعی او درباره فواصل،قابل قبول ترین نظریه برای شناخت مدها(مقام ها) در سرتاسر خاورمیانه اسلامی به شمار می آید .
7-قطب الدین محمود شیرازی:(1312-1236) نویسنده ی مشهور یک دائره المعارف موسیقایی است . در این کتاب نظریات فارابی و صفی الدین مورد بررسی قرار گرفته است . همچنین او در این کتاب سیستم پیچیده ی نت نویسی را ارائه کرده ست .
8-عبدالقادر مراغی: (در گذشته به سال1434)آخرین نظریه پرداز مهم قبل از دوره جدید می باشد . او چندین کتاب درباره فواصل،مقام ها و سازها نوشته است. مراغی در یکی از این کتابها سیستم نت نویسی را به کار برده است .
به نظر می آید از قرن شانزدهم تا اوایل قرن بیستم ، پژوهش و مطالعات موسیقایی در ایران ، دچار مشکل بوده است . در این 4قرن هیچ اثر شایان ذکری درباره موسیقی نوشته نشده است .
چنین به نظر می رسد که با استیلای مذهب شیعه در ایران و نگرش منفی مذهبی آن در حوزه ی اجتماعی ، فعالیت های موسیقی به حالت رکود در آمد .
از طرف دیگر موسیقی به عنوان یک هنر اجرایی ، طی دوره های صفویه و قاجار ، تحت حمایت دربار و اشراف قرار داشته است . در حقیقت ظهور سیستم کنونی دوازده دستگاه ، در دوره قاجار صورت گرفت . اما به طور کلی ، موسیقی بیشتر و بیشتر از اجتماع دور افتاد و با تردید در شرایطی نیمه پنهانی حیات خود را در محافل خصوصی حفظ نمود .
با شروع قرن بیستم ، با تاثیرات حاصله از غربی سازی ، نه تنها موسیقی مردمی تر شد بلکه رونق نوینی در امر تحصیل و پژوهش موسیقایی پدید آمد .
در دوره پهلوی (1358-1304) اصلاحات وسیعی به منظور مدرنیزه کردن و غرب گرایی انجام گرفت . از جمله در اواسط دهه ی 1930 هنرستان عالی موسیقی در تهران تاسیس شد . در این هنرستان معلمان اروپایی موسیقی دانان و نوازندگان را بر مبنای موسیقی غربی تعلیم می دادند . ارکستر سمفونیک تشکیل شد و گروه کر نیز سازماندهی گردید . همچنین کنسرتهایی از موسیقی سنتی ایرانی ، با تلاش علی نقی وزیری برپا شد.
دوره بعد از جنگ جهانی دوم ، دوره افزایش شدید غربی سازی در ایران بود . در دهه 1970 حیات موسیقایی تهران، با بعضی از شهرهای بزرگ اروپایی قابل قیاس بود . یک کمپانی فعال اپرا ، یک ارکستر سمفونیک خوب، گروه باله ، گروه های مجلسی، جشنواره های موسیقی و کنسرتهایی با شرکت هنرمندان بین المللی برپا گردید که در مجموع نوعی حیات موسیقایی پر تحرکی را برای پایتخت ایجاد می نمود .رادیو و تلوزیون نیز انواع مختلف موسیقی از جمله موسیقی ملی ، بین المللی ، لایت و جدی را برای هر نوع سلیقه ای پخش می کرد . علاوه بر ان هنرستان عالی موسیقی و هنرستان های موسیقی ملی و دانشگاه تهران نیز در دانشکده موسیقی خود، دانشجویانی را هم در رشته های موزیکولوژی (موسیقی شناسی) و آهنگسازی غربی و هم در رشته موسیقی سنتی ایرانی تربیت می کرد.
علاوه بر انکه تعداد زیادی از مجریان موسیقی مانند خواننده ، نوازنده ی پیانو و ویولون و رهبر ارکستر در داخل و خارج کشور تربیت می شدند ، چندین موسیقی شناس برجسته نیز پرورش یافت . مهمترین موسیقی شناسان معاصر، محمد تقی مسعودیه بود که در فرانسه و المان تحصیل کرد و کتابهایی درباره موسیقی کلاسیک و فلکوریک ایران منتشر کرده است .
در سالهای اخیر تعدادی دانش پژوه غربی ، به موسیقی ایرانی علاقه مند شدند و کتابها و مقالاتی درباره موسیقی ایرانی ، به چاپ رساندند که قابل توجه می باشد . موسیقی شناس برجسته آمریکایی به نام برونونتل دو کتاب و چند مقاله درباره موسیقی ایرانی به چاپ رسانده است . خانم الازونیس آمریکایی نیز در دهه 1960درباره موسیقی ایرانی تحقیقاتی انجام داده که حاصل کار او به صورت کتابی انتشار یافت . استفان بلوم درباره ی موسیقی فولکلوریک ایرانی تحقیقاتی انجام داده است .این محقق چندین مقاله ی مهم درباره موسیقی ایرانی ارائه کرده است . نلی کارون و ژان دورنیگ ، دو فرانسوی هستند که درباره ی موسیقی ایرانی به تحقیق پرداخته اند و هرکدام کتابی را منتشر کرده اند.
بین سالهای 58-1357 که انقلاب ایران صورت گرفت ، باز موسیقی مورد بی التفاتی قرار گرفت .اگرچه گونه ی مشخصی از کارکردهای موسیقایی که در خدمت ایدئولوژی حکومتی است ، مورد تشویق قرار گرفت. در موسیقی سنتی باید امیدوار بود که این هنر کهنسال و ظریف بتواند به حال اصیل خود ادامه ی حیات دهد .

منبع : "دستگاه در موسیقی ایرانی" - تالیف پروفسور "هرمز فرهت"

به همت: طاهره جعفری
1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.