بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلق می نوازندش به تــنبور و به حــلق

مـــا همه اجــزای عالـــم بـــــــوده ایم در بهشت آن لحن ها بشنوده ایم

(مولانا)



موسیقی ایرانی فواصل فیزیکی و گردشهای ملودیک خاصی دارد که شخصیت منحصرد به فرد ، بافت یگانه و و یژگی ملی خاصی به آن میبخشد . انسجام ، یکپارچگی و خصوصیات ویژه الگوها و زینتها آن را از موسیقی دیگر ملل بارز و متفاوت ساخته است .
اصل و اساس موسیقی ایرانی ردیف است . ردیف موسیقی ایرانی با حدود 300 گوشه زیبا و دلنشین ، سرچشمه و منبع الهام ، ابتکار و تخیل بارز موسیقیدان است . نوازنده مبتکر بر مبنای گوشه های رنگارنگ ، نغمه ها ، الحان و قطعات گوناگونی می سازد که طبعی جذاب و آرامش بخش دارد .
تار و پود مستقل ردیف موسیقی با احساسات ، عواطف ، روحیه ایرانی، وضع اقلیمی و فصول و حالتهای زمانی ، یگانگی و وحدت یافته است. موسیقی ایرانی یکی از اتفخارات فرهنگی ماست و بزرگان شعر و ادب با استفاده از آن زندگی عرفانی و ریشه های الهامی خود را غنا بخشیده اند ، چنانکه مولانا زخمه موسیقی را به لطفهای رحمانی تعبیر می کند :
من هم رباب عشقم و عشقم ربابی است آن لطفهای زخمه رحمانم آرزوست
دانشمندان بزرگ ایرانی علوم موسیقی را جزء علوم عالی به حساب آورده اند و درک زیر و بم دانش آن را شایسته هر فردی نمی دانستند . ابن سینا پزشک و فیلسوف برجسته ایرانی در طلب علم موسیقی (مرد ) می جوید ، او می گوید : هذا العلم ، این المرء ؟ یعنی این علم ، مردش کو ؟ در صورتی که در مورد علوم دیگر می گوید : هذا المرء ، این العلم ؟
بنابراین موسیقی در سیر تحولی علمی خود همانند دیگر علوم بنیادی همگام با پیشرفت فیزیک ، پزشکی ، روانشناسی و جامعه شناسی مراحل توسعه و تکامل خود را پیموده است .
به طور کلی موسیقی هر دیار واجد ویژگیهای فرهنگی و سرشتی خود است که با شرایط زمان ، مکان ، فضا ، سرشت ، ژنتیک و تمایلات عاطفی آن مردم رشد و هماهنگی می یابد . از این رو برای درک دقایق موسیقی ایرانی باید شرایط کلی این سرزمین را مورد نظر داشت تا اهمیت این هنر متعالی و سهم آن در سازگاری و آرامش روحی مردم این دیار روشن شود .
ردیف موسیقی ایرانی و دستگاهها و نغمه های آن جلوه تحول و تکامل یافته موسیقی مقامی گذشته است ، مقامهایی که تنها تار و پود و اسامی بعضی از گوشه های ردیفهای آنها در ردیف کنونی مشاهده می شود .
نخستین کتابی که تقسیم بندی هفت دستگاهی در آن ثبت شده است کتاب بحورالالحانا از فرصت شیرازی است که در حدود صد سال پیش به نگارش درآمده است . بنابراین حدس بر این است که پایه گذاری موسیقی ایرانی و انسجام و ابتکار در شکل دستگاهی به دو یا سه قرن اخیر مربوط می شود .
در حال حاضر ردیف موسیقی ایرانی به هفت دستگاه ماهور ، شور ، همایون ، چهارگاه ، سه گاه ، راست پنجگاه و نوا ، پنج نغمه ابوعطا ، افشاری ، بیات ترک ( بیات زند ) ، دشتی و اصفهان تقسیم شده است که چهار نغمه ابوعطا ، افشاری ، بیات ترک و دشتی از ملحقات دستگاه شور و نغمه اصفهان منشعب از دستگاه همایون است . این تقسیم بندی مورد قبول بسیاری از نوازندگان و موسیقیدانان معاصر است .
هر دستگاه و یا دستگاه فرعی ( نغمه ) به طور تقریبی حدود ده تا سی گوشه دارد . هر گوشه را می توان مانند ملودی قابل گسترش دانست هر چند به سبب انعطاف و آزادی ساختاری ، طبیعتی فعالتر و وسیع تر از ملودی و مفهومی برتر از آن دارد .
به نظر می رسد ابتکار تقسیم بندی ردیف موسیقی ایرانی بر اساس ساختار عاطفی و احساس گوشه ها صورت گرفته باشد . از نظر حالات مختلف عاطفی و روانی می توان دستگاهها و نغمه ها را در دوازده حالت مختلف به سه زیر مجموعه متمایز باحالات عاطفی کم و بیش مشترک تقسیم نمود . در این نوع تقسیم بندی چهار دستگاه ( ماهور ، شور ، همایون و چهارگاه ) در یک زیر مجموعه ، سه دستگاه ( راست پنجگاه ، سه گاه و نوا ) در یک زیر مجموعه و نهایتاً پنج حال فرعی یا نغمه های ( ابوعطا ، افشاری ، بیات ترک ، دشتی و اصفهان ) در زیر مجموعه دیگری قرار می گیرند که در خصوص تأثیرات عاطفی هر یک در جای خود بحث خواهد شد .
مفهوم دستگاه
دستگاه موسیقی عبارت است از توالی نظام یافته قراردادی نمونه های قالبی موسیقایی به نام نغمه یا گوشه که در حوزه تونال آن دستگاه ترتیب یافته است . سابقاً آهنگهایی که مطابق با سیستم هفت نغمه ای ( هفت نتی ) نواخته می شد ، خسروانی می گفتند . کلمه خسروانی در لغت به معنای « سرود خوش » است ولی در اصل خسروانی معنای اعم همه آهنگها و آوازهای خوش می باشد . به تدریج واژه خسروانی به دستان و سپس به دستگاه تغییر یافت ، طبقه بندی هفت دستگاهی که در قسمت قبل ذکر شد از حدود چهل سال قبل معمول بوده و ردیفهای گوناگون موسیقیدانان دوره اخیر از قبیل درویش خان ، میرزا عبداله و حسینعلی میرزا از روی همین ترتیب است .
مفهوم گوشه
گوشه ها بافتهای موسیقایی هستند که اجرا کننده با به کار بردن آنها به عنوان دستمایه طبق ردیف و سبک و روش روایت شده ، ایجاد قطعاتی مانند پیش درآمد ، تصنیف ، رنگ ، چهار مضراب و ... را مینماید بنابراین جایگاه و نقش آن بیشتر از ملودی است ، هر گوشه در هر دستگاهی دارای اسمی خاص است ، همانقدر که یک گوشه می تواند دارای شخصیت وزنی یا ملودی متفاوتی شود ، نامی احراز می نماید . ردیف در واقع نظم و نواختن گوشه ها را می رساند و برای آفرینش ملودی های تازه و بداهه نوازی و بداهه سرایی به عنوان الگو مرود استفاده قرار می گیرد .
مفهوم ردیف
ردیف در لغت به معنای چند تن یا چند چیز که پشت سر هم قرار میگیرند می باشد و در اصطلاح موسیقی ترتیب پیوستگی گوشه هاست که شامل درآمد ، آواز و گوشه های اصلی است و در واقع نظم نواختن گوشه ها را می رساند . ردیف ، مظهر اصلی و قلب موسیقی ایرانی و شاهکار نبوغ موسیقایی ملت ایران است و شاخصی است که به واسطه آن موسیقی ایرانی از تمام موسیقی های دیگر تمایز مییابد .
تصنیف
معمول ترین و رایج ترین قطعات ساخته شده تصنیف است . اصطلاح تصنیف در سده های هشتم و نهم هجری قمری به جای قول و غزل به کار می رفته است . قول و غزل از انواع اشعاری که دارای وزن عروضی بوده اند تشکیل شده که با الحان موسیقی می توانستند آنها را بخوانند در موسیقی تصنیف عبارت است از آهنگهای کوتاهی که همواره با شعر توأم بوده و کلمات روی مضامین و معانی خاص ساخته شده باشد.
خواندن تصنیف همانند آواز به تخصص نیاز دارد و مستلزم آشنایی خواننده با میزانهای ضرب می باشد .
چهار مضراب
قطعه ای است که برای نوازندگی ساز ساخته می شود و معمولاً نوازنده آن را به تنهایی اجرا می کند و غالباً برای ایجاد تنوع و احتراز از یکنواختی اجرای آوازها و برای نشان دادن مهارت نوازنده ساخته میشود .
پیش درآمد ( اورتور )
فرم پیش درآمد تا حدودی شبیه به تصنیف است ، ولیکن بدون کلام می باشد . این فرم نسبتاً جدید بوده و بر مبنای چند گوشه از دستگاه یا آواز خاصی ساخته می شود ، مبتکر پیش درآمد زنده یاد درویش خان می باشد .
رنگ
قطعه ای است مخصوص رقص که در انتهای اجرای دستگاهی موسیقی نواخته می شود و شامل قطعه ضربی مهیج و شادی آفرینی است و این قطعات زیبا هر یک دارای اسم خاصی میباشد .

نویسنده : نیایش اهورا


1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.