مقاله: موسیقی باروک


دراواخر دوره ی رنسانس با پیدایش تم و واریاسیون- variation (1)زمینه ی انتقال از دوره ی رنسانس به باروک فراهم شد. باروک کلمه ای ایتالیایی و به معنی زمخت و ناهنجار است و از کلمه ی بارکو –Barroco در ایتالیایی به معنی مروارید صیقل نیافته گرفته شده است .سبک باروک از اواسط قرن 16 میلادی آغاز و تا اواخر قرن 18 ادامه یافت .در این زمان موسیقی بیشتر در اختیار فئودال ها بود تا کلیسا ، بنابراین ، این امکان وجود دارد که از سوی کشیش ها نام باروک انتخاب شده باشد.به این سبک ،سبک فئودال ها نیز گفته می شود .

در این دوره اصلی ترین دلیل پیدایش آثار هنری مذهب بود ، البته کلیسا دخالت جندانی در این موضوع نداشت و منظور از مذهب برداشت شخصی هر فرد است.به این ترتیب هنر صادقانه ی باروک جایگزین هنر تصنعی و مذهبی رنسانس شد.

در دوره ی باروک هنرمندان بر خلاف دوره ی رنسانس به مردم عادی روی آوردند ،زیرا مردم به تدریج نقش مهمی در تحولات و سرنوشت اروپا پیدا می کردند و ثروت نیز در دست طبقه ی متوسط جامعه متمرکز می شد .

هنگامی که سبکی جدید به وجود می آید ،قوانین و قواعد گذشته شکسته می شوند ،اما ممکن است سبک جدید در مواردی ادامه دهنده ی سبک پیش از خود باشد، باروک نیز در برخی موارد ادامه ی رنسانس است .*چون در این اثر هنوز فئودال ها حکومت داشتند و نظام جدید سرمایه داری جایگزین آن نگردیده بود ، بنابراین مذهب نقش اساسی در تغییر سبک داشته است نه شرایط اجتماعی. به طوری که در ابتدای دوره ی باروک (اوایل قرن هفدهم )موسیقی مونوفونی (یک نغمه یا یک خط ملودی با یک همراهی ساده)جایگزین موسیقی پلی فونی (چندصدایی) دوره ی رنسانس شد.اما موسیقی پلی فونی به هیچ وجه کنار گذاشته نشد فقط از اهمیتش در برابر موسیقی مونوفونی کاسته شد و در اواخر دوره ی باروک به اوج تکامل خود رسید . این تحول (جایگزینی موسیقی مونوفونی) ابتدا در ایتالیا در برابر موسیقی کلیسایی (کاتولیک رم) و سپس در آلمان مرکزی و شمالی تحت تأثیر نهضت پروتستان مارتین لوتر (جایگزینی موسیقی مردمی )انجام گرفت.(2)

در اوایل قرن هفدهم آهنگسازان معتقد بودند که متن باید واضح و روشن به گوش برسد به همین دلیل با موسیقی چندصدایی به مخالفت پرداختنددر نتیجه در اوایل سبک باروک، موسیقی تک صدایی (مونوفونی) از اهمیت بیشتری برخوردار شد.
تفاوت اساسی موسیقی چندصدایی(پولی فونی)باروک و رنسانس هم قابل فهم بودن متن و دارا بودن عمق هارمونیک به دلیل استفاده از سیستم تونال بوده است.

این روند تااواخر دوره ی باروک که موسیقی چندصدایی در آثار آهنگسازانی چون باخ و هندل به اوج تکامل رسید ادامه یافت . در موسیقی آوازی این عصر آواز نسبت به دوره رنسانس اهمیت بیشتری از موسیقی داشت.

مارتین لوتر رهبر نهضت پروتستان با ارائه نظریه ی خود در جاگزینی موسیقی مونوفونیک نقش داشت . او برای شکستن قدرت پاپ درکلیسا ی رم از تأثیر موسیقی بر مردم استفاده کرد و در سال 1524چنین نوشت :« من پیشنهاد می کنم درجهت تعالیم پیامبران و پدران اولیه ی کلیسا ، سرود های آلمانی و ترانه های روحانی برای مردم تصنیف شده تا با کمک آنها کلام خداوند نزد آنها جاوید باقی بماند.»به همین دلیل پروتستان ها اعتقاد دارند که هر شخص می تواند به تنهایی و بدون واسطه کشیش با خداوند ارتباط برقرار کند و به جای تماشای مراسم مذهبی به زبان لاتین ، با زبان خود و موسیقی که برایش آشناست در اجرای آن شرکت داشته باشد.

به وجود آمدن شرایط جدید نیازمند به موسیقی جدید نیز بود که در آن خوانندگان غیر حرفه ای بتوانند سرود هارا اجرا کنند . به این منظور لوتر با همکاری چند تن از موسیقیدانان حرفه ای به ابداعاتی در تدوین ترانه های مذهبی مخصوص کلیسای پروتستان دست زدکه بعد ها این ترانه ها «کرال» -Chorale یا «کرال لوتری» نام گرفتند.این ترانه ها از نغمه های روستایی، ترانه های کوچه بازاری شهر ها و سروده های گریگوری (قرن ششم) و هر چیزی که لوتر می توانست از آن کمک بگیرد تشکیل می شدند.

در دوره ی باروک آثار آهنگسازان بر گرفته از عواطف و احساسات درونی آنان نیست بلکه مبین مفهوم عبارات و اشعار به کاررفته است. در سبک باروک میان یک سونات مذهبی و غیر مذهبی تفاوت زیادی به چشم نمی خورد و این دوره ، ترکیبی از انواع مختلف موسیقی را در خود دارد.سبک باروک ادامه دهنده ی موسیقی رنسانس است و به همین خاطر شباهت هایی به موسیقی شرق دارد و در آن بیشتر از گام مینور که حالتی غم گین و شرقی دارد استفاده می شود .

*خصوصیات اصلی موسیقی باروک عبارت است از: ایمیتاسیون یا تقلید (تکرار یک الگوی مشخص) ،تنوع ،توجه به هنر نمایی های فنی ، پیچیدگی و و تراکم شکل ها ،ابتدا بیشتر مونوفونیک و سپس پلی فونیک و ملودی ها بیشتر در گام مینور نواخته می شدند .(3)

دستیابی به وسایل و تکنیک های جدید در ارکستراسیون و هارمونی در اواسط قرن هفدهم به آهنگسازان این امکان را داد تا برای ساز های مورد نظرشان قطعاتی تدوین کنند.

خانواده ویولن (ویولن ،ویولنسل، کنتر باس ) به تدریج جایگزین نوع قدیمی ویولن (ویول و...)شد،ساز های بادی نیز برای ایجاد رنگ ها و تنوع در قطعات بیشتر مورد استفاده قرار گرفتند.فرهنگ جدید ساز های کلاویه ای شروع به شکل گیری کرد ودر نوانس گذاری قطعات متداول شد.

در این دوران موسیقی سازی و آوازی ازیکدیگر تفکیک شدند و قواعد جدید هارمونی و کنتر پوان تدوین گشت و امکان مدولاسیون (مدگری) (4)فراهم آمد و موسیقی سازی و ارکستری رواج بیشتری یافتند.

در دوره باروک سونات ، کنسرتو ،فوگ و...و درموسیقی آوازی فرم های اپرا ، اوراتوریو، کانتات و .. به وجود آمدند.

در اواخر قرن شانزدهم بر اساس گام های «یونین» و «ائولین» به ترتیب گام های ماژور و مینور پدید آمدند.این دو گام به زبان لاتین دوروس –Durus به معنی سخت (ماژور) و مول –Molle (مینور) به معنی نرم می باشند.

در گام مینور دو فرم دیگر نیز به وجود آمد و سه گام مینور هارمونیک –Harmonic Minor Scale(گام کوچک هماهنگ) ، مینور ملودیک-Melodic Minor Scale (گام کوچک نغمگی ) و گام مینور تئوریک (گام کوچک نظری) ساخته شدند.

در دوره باروک اپرا وموسیقی مجلسی به وجود آمدند و نخستین سالن مخصوص اپرا در سال 1636 در ونیز تأسیس شد . در سال 1643 (هفت سال بعد) آنتونیو استرادیواری با ساخت ویولن تحول عظیمی در موسیقی به وجود آورد.

در سال 1512 آرنولد شلیک نت هارا به شکل امروزی در آورد و در سال 1600 با اهمیت یافتن بیشتر ساز های کلاویه ای (ارگ ، کلاویکورد ،چمبالو)میخائیل (میشل) پرتودیوس این شیوه را به کار گرفت.

از آهنگسازان این دوره می توان به یوهان سباستیان باخ –Johan Sebastian Bach ، گئورگ فریدریش هندل - Georg Friedrich Handel ، کریستف ویلیبالد گلوک –Christoph Wilibalk Gluckاز آلمان و ارکا نجلو کرلی –Arcongelo Corelli ، آنتونیو ویوالدی –Antonio Vivaldi ، تارتینی –Tartini و ویوتی –Viotti در ایتالیا اشاره کرد.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.