موسیقی بلوز Blues


اغلب گفته می‌شود که موسيقی Jazz جز تنها شكل هنری است كه در آمريكا بوجود آمده، با اين حال موسيقی Blues بلوز درست پابه‌پای آن پيشرفته رفته است. در واقع اين دو سبك شباهتهای زيادی با يكديگر دارند. هر دو بوسيله سياهپوستان آمريكا و در جنوب ايالات متحده، در نيمه دوم قرن ۱۹ پديد آمده‌اند و سپس در دهه‌های اوايل قرن ۲۰ به مناطق ديگر گسترش يافته‌اند؛ هر دو دارای نت غمگين بلو هستند كه از تغيير شكل يك نت خاص به ربع پرده يا نيم پرده بوجود می‌آيد و هر دو از اصل بداهه نوازی بهره می‌گيرند.
بلوز و جز هر دو تاثيرات زيادی بر موسيقی پاپ در آمريكا داشته‌اند و در واقع بسياری از عناصر كليدی در موسيقی پاپ، سول، ريتم اند بلوز و راك اند رول ريشه در موسيقی بلوز دارند. مطالعه و بررسی دقيق اين سبك، سهم زيادی در فهم بيشتر ديگر سبكها خواهد داشت. گرچه هيچگاه بلوز در ليست پرفروشترينها قرار نگرفت، اما با اين حال هميشه بطور جدی نه تنها در كنسرتها و فستيوالها در سراسر ايالات متحده، بلكه در همه جای زندگی روزمره حضور آن احساس می‌شود. سبك بلوز دقيقا چيست؟ به گفته آهنگساز و خواننده مشهور، ويلی ديكسون، در حقيقت بلوز واقعيت‌های زندگی است. نگاهی به گذشته و به زادگاه سبك بلوز منظور ديكسون را روشن‌تر می‌سازد. تاريخچه بلوز: اين سبك هنری‌، ريشه در سختی‌ها و مشكلات سياهان آمريكا دارد.

بين سالهای ۱۶۱۹ و ۱۸۰۸ هزاران نفر از مردم غرب آفريقا كه بيشترشان از قبايل: ارادا، داهومی و فالانی بودند، به زور اسلحه دستگير، و با بی‌رحمی تمام بعنوان برده به آمريكا آورده شدند. آنها در حراجی‌ها در معرض فروش قرار گرفتند و سپس روانه مزارع و كشتزارها شدند و به كار طاقت فرسا از طلوع تا غروب آفتاب وادار شدند؛ در حاليكه به انسانيتشان هيچگاه اهميتی داده نمی‌شد. اين كارگران هنگام كار ناراحتی‌های خود را با سردادن ملوديهای قديمی موطن خود ابراز می‌كردند. سنت اينان آوازخوانی گروهی بود و بسياری از اين سرودها از يك الگوی پرسش و پاسخ پيروی می‌كرد كه در آن رهبر گروه چيزی را می‌خواند و سپس بقيه با تكرار يا پاسخ به او همراهی‌اش می‌كردند. اين نوع آوازها فريادهای سر مزرعه ناميده می‌شدند. پس از انتشار منشور آزادی در سال ۱۸۶۳ و رهايی بردگان و طی دهه‌های بعد، سياهپوستان جنوب، سنت آوازخوانی خود را ادامه دادند در حاليكه بعنوان رعيت همچنان با حقوق ناچيز كار می‌كردند.

آنها در مراسم كليسا و نيز در سفرهائی كه گروههای رقص و آواز اروپائی در آنجا حضور داشتند، كم كم با موسيقی اروپائی آشنا شدند. رفته رفته اين سياهان در برنامه‌های شو با رقص يا اجرای موسيقی و برنامه‌های كمدی شركت داده شدند. تنوع ملوديهای قديمی آفريقايی و تركيب آن با سبكهای مختلف موسيقی اروپائی، سبك جديدی را بوجود آورد كه ما امروزه آنرا با نام بلوز می‌شناسيم. طی دهه نخست قرن بيستم گيتار بعنوان ساز اصلی جانشين بانجو شد كه ريشه در آفريقا داشت و الگوی پرسش و پاسخ ترانه خوانی در مزارع آن زمان تبديل شد به پرسش از سوی خواننده و پاسخ توسط گيتاريست.

راهيابی بلوز به شهر: موسيقی بلوز همراه با سياهان جنوب آمريكا، در طول رودخانه می‌سی‌سی‌پی، كم‌كم از مزارع و روستاها به شهرها، بويژه نيو‌اورلئان، ممفيس و سنت لوئيس راه يافت. رهبر گروه سيار بلوز،‌ هندی W.C.Handy، با نوشتن ترانه‌های ممفيس بلوز در سال ۱۹۱۲ و سنت لوئيز بلوز در سال ۱۹۱۴ رشد و شكوفائی سبكهای جديد را خاطر نشان كرد. در سال ۱۹۲۰ اولين آلبوم گروه تحت عنوان Crazy Blues ضبط شد. دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ سالهای شكوفائی بلوز بود و تعدادی خواننده و موسيقی‌دان از طريق كنسرت و فروش آلبوم در جامعه سياهان آمريكا به شهرت رسيدند. طی جنگ جهانی دوم بسياری از سياهان نوازنده بلوز به شهرهای شمالی مهاجرت كردند. پس از اتمام جنگ سبك جدبد Urban Blues بلوز شهری توسعه يافت. در اواخر دهه ۱۹۴۰ اين سبك به وسايل الكترونيكی مجهز شد و درام نيز به سری گروه آنها كه قبلا بيس ،گيتار الكتريك، پيانو و هارمونيكای تقويت شده در اختيار داشتند، افزوده شد. شيكاگو نيز مركز فعاليت بلوز شد.

با گسترش مهاجرت سياهپوستان از جنوب به شمال، موسيقی بلوز نيز با آنها منتقل شد و در سبكهای مختلف توسعه پيدا كرد. در يكی از اين سبكها كه شيكاگو بلوز ناميده می‌شود، گيتار و هارمونيكا سازهای اصلی هستند. در سبك ديگر، ممفيس بلوز موسيقی‌دانانی نظير B.B.King بی‌بی‌كينگ مطرح هستند كه گيتار را با سازهای بادی بويژه ساكسيفون و ترومپت تركيب كرده‌اند. با اين حال سبك ديگری بنام دلتا بلوز، گيتار آكوستيك را ساز اصلی می‌دانند و بالاخره در تگزاس نوازندگان، گيتار الكتريكی سبك وزن را ابداع كردند كه با كاپو (۱) و با هر ۴ انگشت و يا انگشت شست نواخته می‌شود. (۱) كاپو Capo وسيله كوچكی است كه در ناحيه گردن ساز برای بالا بردن كوك سيم‌ها بكار می‌رود.

تاثير بلوز بر موسيقی پاپ: اولين ترانه‌های موفق و محبوب ستارگانی نظير الويس پريسلی و جری لی لوئيس در دهه ۱۹۵۰ به دنبال پيشرفت آکورد و الگوهای شعری در ميزان استاندارد دوازده حاصل شد. در ضرب اصلی بلوز، ريتم سه چهارم نواخته می‌شود. به هر حال اين سرعت گرفتن ضرب بود که باعث شد ويژگيهای بلوز به راک‌اند‌رول تکامل پيدا کند و بالاخره اينکه راک‌اند‌رول بخش عظيمی از موسيقی پاپ را برگرفت و بلوز همچنان به بازار کوچک خود بسنده کرد. ساختار آهنگ در سبک بلوز: شعرهای بلوز اغلب دارای سه سطر و دوازده ميزان است. از ابتدا آکوردهای اصلی برای سطر يک و چهار ميزان اول نواخته می‌شود. سپس چهار آکورد برای ميزان پنج و شش نواخته می‌شود و به دنبال أن يک آکورد برای ميزانهای هفت و هشت نواخته می‌شود. سطر آخر متفاوت است و پنج آکورد برای ميزانهای نه و ده و به دنبال آن يک آکورد برای ميزانهای يازده و دوازده زده می‌شود. شعر در موسيقی بلوز سه سطر احساسی است. سطرهای اول و دوم يکسان هستند البته با‌ آکوردهای مختلف، ولی سطر سوم متفاوت است. اين ساختار را ميزان دوازده بلوز می‌نامند.

برای مثال به اين سه سطر از لوئيس بلوز توجه کنيد: هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down هيچ دوست ندارم غروب خورشيد را ببينم I hate to see that evening sun go down چون فکر می‌کنم اين بار، ديگه دفعه آخره. It makes me think I'm on my last go round سازهای موسيقي: در گروههای مدرن بلوز، كه به سازهای الكترونيكی مجهزند بيش از يك سری استاندارد از اين سازها وجود دارد. برای مثال در سبك Urban Style آربن استايل در شيكاگو، سازهای اصلی گيتار الكتريك و هارمونيكای تقويت شده می‌باشند و سازهای فرعی شامل بيس، درام، پيانو و ريتم گيتار است. گروههای جنوب آمريكا نظير ممفيس و نيواورلئان، اغلب يك سری سازهای بادی مثل ساكسيفون و ترومپت دارند ولی اغلب بصورت Solo سولو اجرا نمی‌شوند. در بلوز صدای خواننده هميشه واضح و بلند است و البته بيشتر در ابتدا و بعنوان صدای اصلی شنيده می‌شود و همخوانيهای هارمونيك در سبك بلوز به ندرت به چشم می‌خورد. تاثيرات سبك بلوز: به هر حال تا دهه ۱۹۶۰ بلوز بيشتر طرفداران خود را از دست داده بود و بسياری از هنرمندان اصلی بلوز بازنشسته شده و يا از دنيا رفته بودند، با اين حال اجرای دوباره ترانه‌های قديمی بلوز توسط گروههای محبوب راك نظير Rolling Stones رولينگ استونز و Led Zeppelin لد زپلين باعث شد كه بلوز مجددا توسط جوانان كشف شود. بسياری از موسيقيدانان قديمی بلوز،‌ حتی برخی‌ها كه اجراهای اوليه‌شان به چند دهه قبل برمی‌گشت، دوباره كشف شدند: مادی واترز، جونيور ولز، بادی گای، فردی كينگ، جيمز كاتن، بو ديدلی، هاولينگ ولف، جان لی هوكر و بالاخره بی‌بی كينگ. وقتی طرفداران جوان، از گروههای سبک بلوز استقبال کردند و آنها را در آغوش گرفتند، ديگر بلوز از زمره موسيقی‌دانان سياهپوست خارج شده بود. موسيقی‌دانان سفيدپوستی مانند گيتاريست جانی وينتر و نوازنده هارمونيكا پاول باترفيلد با الهام از آهنگهای قديمی بلوز و اجرای جديد خود شهرت فراوان بدست آوردند. موسيقی بلوز در بين موسيقی‌دانان بريتانيا نيز محبوبيت خاصی پيدا كرد. پيانيست و نوازنده هارمونيكا، جان مايال، يك گروه بلوز را رهبری كرد كه با اجراهای بسيار ماهرانه گيتار، بوسيله Eric Clapton اريك كلاپتن، تا جائی جلو رفت كه با اجرای اكثر ترانه‌های بلوز، اين سبک از موسيقی را دوباره به طرفداران بيشمار راك معرفی كرد. در اصل طی دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ موسيقی‌دانان انگليسی سفيدپوست و جوان، دوباره بلوز را در آمريكا احياء كردند. مفسران اجتماعی اين ادغام و همياری موسيقی‌دانان سياهپوست و قديمی بلوز با طرفداران جوان و سفيدپوست را به فال نيك گرفته و معتقدند كه اين امر به موفقيت جنبش حقوق شهروندی و پيشرفت روابط نژادی در آمريكا كمك زيادی كرده است.

گرچه بلوز و موسيقی پاپ امروزه اشتراك زيادی باهم ندارند ولی شباهتهای زيادی بين بلوز و سبک Hip-Hop هيپ-هاپ وجود دارد: نه از لحاظ موسيقي، هرگز! بلكه از لحاظ اينكه هردو دارای خواننده‌هايی هستند كه از سختی‌ها، درد و رنجها و بی‌عدالتی‌ها در زندگی شكايت می‌كنند و هر دو يك الگوی پرسش و پاسخ را به نمايش می‌گذارند. بلوز بخاطر اينكه پايه و الهام بخش ديگر سبكهای موسيقی در آمريكاست، تاثيرهای بسيار زيادی را نيز داراست.

وضعيت فعلی بلوز: موسيقی بلوز امروزه بارديگر تجديد حيات يافته و بازار نوار و کنسرت آن کاملا داغ است. تعداد کمی از موسيقيدانان نسل قديمی بلوز اکنون زنده و در صحنه‌های موسيقی فعالند. بی‌بی ‌کينگ و بادی گای راه را برای موسيقيدانان جوانی که سنت آنان را ادامه می‌دهند هموار کردند. کينگ پس از سالها انتظار برای همنوازی با Eric Clapton اريک کلاپتن بالاخره با اجرای مشترک (همسفر با شاهان) برنده جايزه Handy هندی برای آلبوم جديد خود شد. گای نيز در Legend Club خود در شيکاگو مشغول است و با آلبوم Sweet Tea (چای شيرين) خود برنده جايزه هندی سال ۲۰۰۲ برای بهترين هنرمند مرد و بهترين گيتاريست سال شد. بعضی از اعضای مشهور نسل جديد بلوز عبارتند از: رابرت کری خواننده و گيتاريست، اتا اسميت خواننده، کب مو گيتاريست، لاکی پيترسن نوارنده چند ساز و شوگر بلو نوازنده هارمونيکا. تعدادی از شرکتهای ضبط و نوار با هنرمندان بلوز کار می‌کنند. شيکاگو اليگيتور رکورد، تنها يکی از چندين شرکت است که فقط با بلوز کار می‌کند. مالاکو رکورد، در می‌سی‌سی‌پی سالهاست که اجراهای بلوز را ضبط می‌کند و هنرمندانی نظير ليتل ميلتن، بابی بلند، رابی راش و ديگران را مطرح کرده است.

پخشهای زنده موسيقی بلوز در ميان طرفداران در کنسرتها و کلوپها همچنان محبوبيت خاص خود را حفظ کرده است و شنوندگان بلوز هميشه ويژگيهای اساسی اين سبک، يعنی احساسات عميق و بداهه‌نوازی را ارج می‌نهند. فستيوالهای بلوز گسترش يافته‌اند و گروههای مختلف با اجراهای پی‌در‌پی در صدد‌ند که مشتاقان خود را راضی نگه دارند. مشتاقانی که از شنيدن موسيقی بلوز حتی از شب تا صبح سير نمی‌شوند.

معرفی ستارگان سياه آسمان بلوز:

Bessie Smith: بسی اسميت را بعنولن امپراتريس بلوز می‌شناسند و او با ارتعاشات گرم صدا و نيز اجراهای پرشور براستی شايسته اين لقب است. او در سال ۱۸۹۵ در تنسی بدنيا آمد و کارش را با خواندن ترانه‌های مذهبی در کليسا شروع کرد. در سال ۱۹۲۳ ترانه بسيار موفق او Down Hearted Blues بيش از ۲ ميليون نسخه فروش داشت. او در ۲۶ سپتامبر ۱۹۳۷ در يک سانحه رانندگی در می‌سی‌سی‌پی شمالی جان خود را از دست داد. او را بخاطر سياه بودنش به اولين بيمارستان بعد از اين تصادف راه نداده بودند.

John Lee Hooker: جان لی هوکر طی حرفه طولانی خوانندگی خود سبک جديدی را بنام Boogie برای بلوز به ارمغان آورد. او در سال ۱۹۱۷ در می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد. اولين تاثيراتش را از پدر که يک مبلغ مذهبی بود گرفت و پدرخوانده وی نيز اولين گيتارش را به او هديه داد. مثل خيلی از سياهپوستان ديگر اهل جنوب آمريکا، او نيز روستاهای جنوب آمريکا را رها کرد و به شهرهای شمالی رفت. در سال ۱۹۴۳ به ديترويت رفت و در کارخانه‌های اتومبيل سازی و فولاد مشغول بکار شد. در اولين سال ضبط آثارش در سال ۱۹۴۸ ترانه موفق Boogie Chillen (حالت عاميانه Boogie Children که به معنی بچه‌‌های خوش رقص است) را اجرا کرد و سپس با ترانه I'm in the Mood دوباره رتبه اول چارت موسيقی را در گرفت. در سال ۱۹۹۰ با اجرای Healer برنده جايزه گرمی شد و در اين اجرا علاوه بر بزرگانی چون Carlos Santana کارلس سانتانا، کيس ريچاردز و بانی ريت بعنوان نوازندگان مهمان حضور داشتند. او با ون موريسون ترانه‌سرا و خواننده ايرلندی نيز چندين آلبوم منتشر کرد. هوکر در سال ۲۰۰۱ از دنيا رفت.

Roy Buchanan: از هنرمندان سفيد‌پوست صاحب سبک در بلوز می‌باشد و Alligator اولين شرکتی بود که با وی قرارداد بست. اوج هنر بداهه‌ نوازی خود را در آهنگ After Hours نشان می‌دهد و آهنگهای احساسی‌ Roy نظير Black Autumn، Sweet Dreams، Hey Joe، Five String Blue مهر تاييدی بر آهنگسازی او می‌زند. بوچانان در حالی از دنيا رفت که موسيقيش را کمتر کسی درک کرد و سولوهايش برای بيگانگان بلوز اصيل، مفهومی نداشت.

Muddy Waters: مادی واترز را بنيان‌گذار بلوز مدرن و مجهز به سازهای الکترونيکی می‌شناسند. او در سال ۱۹۱۵ در می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد. او هنگانيکه راننده تراکتور بود شروع به يادگيری و نواختن گيتار کرد و در سال ۱۹۴۱ بلوز آکوستيک را ضبط کرد و در سال ۱۹۴۳ به شيکاگو رفت و تا سال ۱۹۵۰ توانست گروه کوچک بلوز خود را راه بيندازد که خود واترز نيز گيتار الکتريک می‌نواخت. او تا زمان مرگش در سال ۱۹۸۳ به اجراهای قوی خود هم بصورت خواننده و هم گيتاريست ادامه داد.

Robert Johnson: رابرت جانسون ملقب به شاه خوانندگان دلتا بلوز در نواختن گيتار نيز استاد بود. او در سال ۱۹۱۱ در می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد. بيشتر زندگی کوتاه هنری خود را به نواختن گيتار در رقصهای محلی سپری کرد. شعرهای احساسی و مهارت وی در نواختن گيتار، کار او را از ديگران متمايز می‌کند. او در سال ۱۹۳۸ درگذشت. برخی بر اين عقيده‌اند که شايد يک عاشق عصبانی او را مسموم کرده است ولی نحوه دقيق مرگ وی هنوز هم يک راز است.

B.B. King: امروزه بی‌بی کينگ سرشناس‌ترين موسيقيدان بلوز است. شهرتی که واقعا شايسته اوست. او در سال ۱۹۲۵ در اينديانا‌نولای می‌سی‌سی‌پی بدنيا آمد و اسم مستعار ‌‌B.B بی‌بی (بلو بوی Blue Boy) را هنگام اجرای برنامه‌های راديوئی در ممفيس تنسی به او دادند. مانند ديگر سياهان ساکن دلتای می‌سی‌سی‌پی، او نيز از مهاجران جنوب بعد از جنگ جهانی دوم بود. از دهه ۱۹۴۰ تا دهه ۱۹۶۰ در کلوپهای مختلف در جنوب گيتار می‌نواخت ولی بدليل تبعيض نژادی تمامی حاضران در برنامه‌‌های او سياه پوست بودند. او در سال ۱۹۴۸ با نواختن در فستيوالهای بلوز، سالنهای کنسرت، دانشگاهها و در شوهای تلويزيونی در سراسر آمريکا به شهرت رسيد. او سالهای زيادی Show برگزار کرد و در هر سال بيش از ۳۰۰ اجرا داشت که در نوع خود بی‌نظير است و هيچ هنرمند بلوز تاکنون نتوانسته در سخت‌کوشی به گرد پای او برسد. تا اواخر دهه ۱۹۶۰ کينگ سبک مشهور نواختن گيتار خود را کامل می‌کند. او با ارتعاش دست چپ روی سيمهای گيتار و با تغيير و بالا و پائين بردن نتها، می‌تواند نتهای بلوز را که لازم و جزء‌ لاينفک اين سبکهاست، به زيبائی بنوازد. اين صدای آوازگونه گيتار همراه با صدای رسای او در سال ۱۹۶۹ يکی از بزرگترين موفقيتها را برای او با اجرای The Thrill is Gone به ارمغان آورد. اين ترانه درست در هنگاميکه فروش نوارهای بلوز در بازار با رکود مواجه شده با موفقيت تمام به فروش می‌رود و جايزه گرمی را برای وی به ارمغان آورد. ترانهّ‌‌های او طيف وسيعی از احساسات را در کنار ناراحتيهايی که هميشه با موسيقی بلوز همراه است نشان می‌دهد. او شوخ‌طبعی را با درکی عميق از طبيعت انسانی در هم می‌آميزد که: هرکسی بالاخره کمی دروغ می‌گويد. کينگ طی دوران طولانی موسيقيائی خود در بسياری از آثار همکاری داشته است. موسيقيدانان جوان راک، بويژه همکاريها و کمکهای او به پيشبرد اين سبک موسيقی را ارج می‌نهند. در سال ۱۹۸۸ بی‌بی کينگ همراه با گروه ايرلندی U2 در ترانه موفق When Love Comes to Town خواننده و نوازنده گيتار بود. او در سال ۲۰۰۱ همراه با Eric Clapton آلبومی را تحت عنوان همسفر با شاه ضبط کرد که جايزه عالی موسيقی را برد. کارهای گيتار او تاثير بسياری روی نوازندگان جوان داشته است و تا به امروز تنها سفير و نمايده بلوز است.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.