مقاله موسیقی: تبلور در هنر


ذهن آدمي ماهيتي است متبلور و جوشان و خروشان لذا آنچه را كه هنر مي ناميم يعني پديده اي كه بتواند با اين جوش و خروش هماهنگ شود مثل شعر مولانا و موسيقي بتهون.

در فرهنگ موسیقی اين تبلور از سه طريق متجلي مي شود:

الف – تجلي عاميانه كه نتيجه آن موسيقي فولك ونغمه هاي عاميانه است و در حقيفت حاصل زير و بم، سايه روشن و پستي بلندي هاي تاريخ تمدن است.
ب – تبلور تكنيكي كه بوسيله پوليفوني و چند صدائي كردن و اركستراسيون پديد مي آيد و نمونه آنرا در موسيقي قرن هجده و نوزده اروپا مي بينيم مانند باخ، هايدن، موتزارت، بتهون،‌ چايكوفسفكي و پيروان مكتب آنان.
ج – تبلور از طريق بداهه پردازي كه نمونه آنرا در موسيقي هند و موسيقي بلوز (موسيقي سياهان آمريكا) و بخشي از موسيقي ايران شاهد هستيم.
اينكه مي گوييم بخشي از موسيقي ايران – منظور بخش تكنوازي موسيقي ايراني است، ما در زمينه تكنوازي از شيوه بداهه پردازي و بداهه نوازي استفاده كرده و نتايج قابل توجهي هم بدست آورده ایم، كه البته بسيار ارزنده است ولي كافي نيست و فرهنگ موسيقي ما استعداد بداهه پردازي گروهي را نيز دارد و شايسته است كه براي تعالي فرهنگ موسيقي خود در آن راه نيز گامهايي برداريم.
مكتب موسيقي ذوالفنون به عنوان يك تفكر فرهنگ ساز افتخار دارد كه تلاش خود را در اين زمينه متمركز كرده كه خوشبختانه نتايج مثبتي هم داشته ولي كافي نيست.
كسي كه مي خواهد در كار بداهه پردازي گروهي عضوي موثر و مفيد باشد بايد خود را به دانش و مهارت هاي گوناگون مجهز كند:
1-تسلط در تكنيك نوازندگي
2-اطلاعات كافي در مورد تاريخ موسيقي قومي و تاريخ موسيقي جهان
3-آشنايي كامل با تاريخ تمدن
4-آشنايي كامل با تاريخ هنر
5-اطلاعات روانشناسي
6-اطلاعات جامعه شناسي
7-استعداد خلاقيفت
8-آشنايي با منابع موسيقي ايران و جهان
9-آشنايي با ادبيات ايران و جهان و بخصوص ادبيات شعري
مجموعه توانمنديهاي فوق تبديل به بينشي مي شود كه اين بينش مي تواند معياري باشد در جهت ارزيابي كارهنري هنرمند، ممكن است اين سئوال هم پيش بيايد كه آيا استادان گذشته ما به اين دانش ها و مهارت ها مجهز بودند؟

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.