صفحه اصلي > مطالب و مقالات, روانشناسی > هراس ها مانع تغییر فکر هستند

هراس ها مانع تغییر فکر هستند


7 دی 1398. نويسنده: marzie.kokabian

هراس ها مانع تغییر فکر هستندهراس ها مانع تغییر فکر هستند


نیاز به مهر و محبت
دومین هراس عمده اي که مانع از پیشرفت و ترقی ما می شود، و اعتماد به نفس ما را از بین می برد، و میل به داشتن زندگی توأم با شادي و شادمانی را در ما نابود می کند، ترس از رد شدن و یا ترس از مورد انتقاد قرار گرفتن است. این احساس را در دوران کودکی از پدر و مادر از کارمان ناراضی هستند، از ما عصبانی می شوند و مهر و عشق و تأییدشان را از ما دریغ می کنند و این در حالی است که در کودکی به اینها شدیداً احتیاج داریم.

ترس از دوست داشته نشدن به قدري براي یک کودك دردناك است که او بلافاصله رفتارش را به گونه اي سازمان می دهد که مورد تأیید پدر و مادرش قرار بگیرد. این گونه کودك خود به خودي خود را از دست می دهد و در نتیجه فعل«! مجبور هستم! مجبور هستم» را صرف می کند. با خود به این نتیجه می رسد که «مجبورم هر چه را پدر یا مادر می گویند انجام بدهم. در غیر این صورت، آنها مرا دوست نمی دارند و من تنها می مانم.»

عشق مشروط
در دوران بلوغ و بزرگسالی، کسی که در کودکی عشق مشروط را تجربه کرده است (عشق مشروط در برابر عشق بی چشم داشت یا بیقید و شرط که بزرگ ترین هدیه اي است که کسی می تواند آن را به دیگران بدهد) نسبت به نظرات دیگران به شدت حساس می شود. اگر کمترین امکان آن وجود داشته باشد که کسی او را تأیید نکند، شخص از دست زدن به آن کار خود داري می ورزد.

ترس از شکست و رد شدن که ناشی از انتقاد مخرب در اوایل دوران کودکی است یکی از دلایل ریشه اي اغلب ناخشنودیها و اضطرابات ما در سنین بزرگسالی است. پیوسته احساس می کنیم که «نمی توانم!» یا «مجبورم!» در این میان بدترین احساس این است که «نمی توانم اما مجبورم!» یا «مجبورم اما نمی توانم!» می خواهیم کاري بکنیم، اما می ترسیم که شکست بخوریم. می ترسیم مورد تأیید قرار نگیریم. می خواهیم کاري کنیم که زندگی مان بهتر شود، اما از شکست می ترسیم. می ترسیم کس از ما انتقاد کند. در اغلب اشخاص، هراسهایشان بر آنها حکومت می کند. هر کاري بکنند براي اجتناب از شکست یا انتقاد است. همیشه می خواهند بازي بی خطر بکنند و در این شرایط جایی براي تلاش براي رسیدن به هدف باقی نمی ماند. اشخاص در این شرایط به جاي فرصت مناسب دنبال احساس امنیت خاطر می گردند.

میزان شکست خود را دو برابر کنید
آرتور گوردون نویسنده، زمانی از توماس واتسون، بنیانگذار آي بی ام، پرسید چگونه می تواند به عنوان یک نویسنده سریع تر به موفقیت برسد. توماس واتسون، که یکی از غولهاي بزرگ دنیاي تجارت در آمریکاست، در جوابش گفت: «اگر می خواهی سریعتر به موفقیت برسی، میزان شکشتهای خودت را دو برابر کن، موفقیت در منتهی الیه شکست قرار دارد.»

واقعیت این است که هر چه قبلاً بیشتر شکست خورده باشید، به احتمال بیشتري موفق خواهید شد. شکستها شما را براي موفقیت آماده کرده اند. به همین دلیل است که می گویند بعد از هر بدبیاري نوبت خوش بیاري می رسد. وقتی شکست خود را دو برابر می کنید، همزمان با آن موفقیت شما هم دو برابر می شود.

سخت افزار ذهنی شما
آنچه را که درباره خودتان می دانید، همه باورهاي شما، روي«سخت افزار» شخصیت شما در خود انگاره ای که دارید حک می شود. خودانگاره شما مقدم بر میزان و سطح عملکرد شماست و اثربخشی شما در هر کاري که می کنید پیش بینی می کند.

خودانگاره شما از باوري که به خود و توانمندیهاي خود دارید تشکیل می شود. این خودانگاره یا تصویر ذهنی تعیین می کند شما به چه میاندیشید و درباره خودتان چه احساسی دارید و به کجا خواهید رسید.

خود انگاره های کوچک شما
شما خودانگاره هاي کوچک تري هم دارید. این خودانگاره ها به اتفاق هم، خودانگاره اصلی شما را بنا می کند. شما براي هر زمینه اي از زندگی خود داراي یک خودانگاره یا تصویر ذهنی هستید. خودانگاره هاي کوچک مشخص می کنند که شما در آن زمینه خاص چگونه میاندیشید و چه احساسی دارید. 

براي مثال، درباره میزان سلامتی و آمادگی جسمانی خود، داراي یک خودانگاره هستید. درباره اینکه چقدر غذا بخورید یا ورزش کنید هم داراي خودانگاره می باشید. درباره اینکه چقدر دوست داشتنی هستید، چقدر از محبوبیت و شهرت در نزد دیگران برخوردارید، چگونه همسر یا والدي هستید و تا چه اندازه دوست خوبی هستید داراي خودانگاره هستید. براي هر ورزشی که می کنید و هر فعالیتی که درگیر آن هستید خودانگاره دارید.

درباره اینکه کارتان را به چه خوبی انجام می دهید و هر بخش آن را چگونه انجام می دهید هم داراي خودانگاره هستید. درباره اینکه چه مبلغی درآمد به جیب می زنید، چقدر پس اندار و سرمایه گذاري می کنید داراي خودانگاره هستید. واقعیت این است که هرگز نمی توانید مبالغ بسیار بیشتر یا کمتري از آنچه خودانگاره شما حکم می کند به دست آورید. اگر خواهان درآمد بیشتري هستید، باید باورهایی را که نسبت به خود دارید، تغییر دهید. این بخش مهمی از مطالب کتاب حاضر را تشکیل می دهد.

باورهای خود را تغییر بدهید
در هر مورد اگر می خواهید عملکرد خود را تغییر بدهید و به نتایج جدیدي برسید، باید تصویر ذهنی یا خودانگاره را تغییر بدهید. خوشبختانه، باورهاي شما تا حدود زیاد ذهنی هستند و همیشه مبتنی بر واقعیات نمی باشند. به جاي آن، بیشتر به اطلاعاتی که دریافت کردهاید و آنها را واقعی می پندارید متکی هستند. بدترین باورها، باورهاي خود محدود کننده هستند. اینها باورهایی هستند که سبب می‌شوند در زمینه اي احساس کمبود کنید. این باورها به ندرت درست هستند؛ اما اگرآنها را معتبرارزیابی کنید،درباره شما مصداق وحقیقت پیدا می‌کنند.

کار مهمی که باید انجام دهید این است که باورهاي خود محدود کننده را زیر سؤال ببرید.باید فرض را بر این بگذارید که این باورها حقیقی نیستند. براي لحظه اي تصور کنید که با هیچ گونه محدودیتی رو به رو نیستید. تصور کنید به آنچه در زندگی می خواهید دست پیدا می کنید. تصور کنید که توانمندي بالقوه شما نامحدود است.

براي مثال، تصور کنید که بتوانید دو برابر آنچه امروز کسب درآمد می کنید، پول دریافت کنید. تصور کنید بتوانید در خانه بزرگ تري زندگی کنید، اتومبیل بهتري سوار شوید و زندگی مطلوب تري داشته باشید. تصور کنید که بتوانید یکی از اعضاي برجسته در زمینه کاري خود باشید.

تصور کنید که یکی از محبوب ترین و سرشناس ترین شخصیتهاي اجتماع و دنیاي تجارت باشید. تصور کنید از آرامش و اطمینان برخوردارید و از چیزي نمی هراسید. تصور کنید می توانید هر هدفی را براي خود در نظر بگیرید و به آن برسید.این گونه است که فکرتان را عوض می کنید تا زندگی تان تغییر کند. 
نقطه شروع از میان برداشتن هراسها و آزاد کردن توانمندیهاي بالقوه این است که به ذهن خود باورهاي شجاعانه، سازنده، مثبت و جدید بدهید. در تمام این کتاب انجام دادن این مهم را می آموزید.

منبع: فکرتان را عوض کنید تا زندگیتان تغییر کند
نویسنده: برایان تریسی
مترجم: مهدی قراچه داغی

بازگشت