سوال مجید اخشابی از مخاطبین

20 اردیبهشت 1394   nedakeshavarz   مجید اخشابی, متفرقه, پوستر هفته   32 نظر   1367 بازدید   |

سوال مجید اخشابی از مخاطبین

 

به نظر شما اینجا کجاست؟

13
13
0
13 نفر

32 نظر

  1. اون خونه درختى و ديوار كوتاه كنارش يعنى با احتمالى نزديك به 99درصد! همون كلبه ايه كه يه پدر براى مراقبت از خونه امن خانوادش ساخت! و يه مدت هم بهانه و سوژه شده بود!
  2. اگه اشتباه نکنم روستای سیب کلایه در تنکابن هست
  3. سلام استاد مهربانی ها-- به نظر من این یک خونه ساده که تنها با خدای خود درد دل کنی که نزدیکتر هم هست-
  4. من نمیدونم اینجا کجاست ولی یه متن با الهام از همین عکس نوشتم.
    ..............................................................................
    نسیم لابه لای درختا و گلا می پیچه یه وقتم سربه سر جوونه های کوچیک میزاره که تازه سبز شدن،تیکه های کوچیک و بزرگ ابرا مثل گله های پرنده های مهاجر ولی بی نظم میرن سمت افق،پراکنده ن ولی مقصد همه شون افق،کلبه درختی اون بالا منو یاد لونه پرنده ها میندازه با جوجه های کوچیکشون که نوکشون همیشه خدا تا آخرین حد بازه و شکمشونم سیر مونی نداره،صحنه ی جالبیه،دارم فکر میکنم اگه آدما یهو تصمیم بگیرن تو جنگل رو درختا زندگی کنن بعد پرنده های طفلکی ببنین درختا از کفشون رفته مجبور بشن بیان رو زمین دنیا چه شکلی میشه؟فکر کنم یه کم مسخره شد اصلا ولش کن این خیالو بعضی وقتا آدمو به بیراهه میبره...یه مدته روحم بازی در میاره بدقلقی میکنه زیاد هوایی میشه،حسابی کلافم میکنه تا بیارمش اینجا،این حال و هوا آرومش میکنه دیگه بهونه نمیگیره،به قولی گفتنی راحتم میزاره،هر بار میام اینجا همه خاطره هامون تو همون لحظه همون ساعت جلوی چشمام دوباره و سه باره و هزار باره اتفاق می افته،چه روزا که باهم لابه لای درختای بلند،گلای وحشی،علف ها قدم میزدیمو تو برام حرف میزدی از جنگل،نسیم،زندگی،روزاییکه نیومده،یه وقتام که سکوت میکردی بازم صداتو میشنیدمو حرفاتو میفهمیدم،این فضا منو یاد نگاهت میندازه که همیشه مثل یه رودخونه مهربونیت واسم جاری بود،وقتی دستمو میگرفتی دلم قرص میشدومثل یه شیر شجاع میشدم دربرابرهمه ی مشکلات،امروز اومدم اینجا منو روحم،نسیم و جنگل، جای خالی تو،این روزا با یادگارات سر میکنم،رد پات روی زمین تمام جنگل مونده،نفسات با نسیم یکی شده،خیلی وقت پیش زندگی بهم گفت تودیگه نیستی،دیگه برنمیگردی، الان قلبم میگه همینجا کنارم نشستی،بیا یه کاری کنیم من چشامو میبندم تا 3 میشمرم بعد وقتی باز کردم تو بشین روبه روی من،یه کم حرف دارم باهات قبوله؟؟؟1...2...3.. سلام؛هنوزم نگات مهربونه ،هنوزم دلم قرص میشه حتی با خیالت،اون بالا رو ابرا چطوری؟دعامیکنم خوب باشی،منم پیش آدما خوبم میخندم زندگی...نه..نه..بزار حالا که با خیالت تنهام راستشو بگم،بزار راحت حرف بزنم،هرچی تو دلمه،میخوام پیش تو یه حقیتو اعتراف کنم بعد یه سوال بپرسم"جای خالیت داره عذابم میده،دلم برات تنگ شده"
    """""تو بگو چیکار کنم؟"""""
  5. سلام بر آقای اخشابی عزیز
    این خانه درختی زیبا همان کلبه دنج و زیباییست که لحظات خوبی را در آن سپری می کنید..
    همان کلبه ای که پدری مهربان برای فرزند عزیزش ساخت..تا لحظاتی را در آنجا خلوت کند..
    خیلی زیباست..خوش به حالتان که همچین جایی را برای خلوت کردن دارید،عاشق این نوع کلبه های زیبا هستم، امیدوارم زیباترین لحظات را در آنجا سپری کنید..
    در پناه حضرت دوست.
  6. سلام خونه درختی خود استاد تو شهر تنکابن چون تازگی ها رفتم و از نزدیک دیدم.
  7. جوابش جایزه داره اینجا کلبه ی عشق ومحبته آقای اخشابی
  8. سلام استاد
    اینجا خونه عشق پدری شما تو شهسواره.
    یادگاره پدر.
    استان زیبای و بهشتی من مازندران.
    و شهر زیبای شما شهسوار
  9. سلام اینجا تنکابن باید باشه
  10. سلام
    فکر کنم همون شمالتون باشه....
    البته آقای اخشابی خیلی خوشحالم که حالتون خوبه و فکرتون آزاد...
    انشالله همیشه در پناه حضرت دوست شادو کامیاب باشیدو بر دشمنانتون ظفر یابید.
  11. سلام.یکی از روستاهای کلارآباد...خونه درختی
  12. سلام این تصویر مربوط میشه به خانه درختی آقای اخشابی در شمال.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.