مصاحبه با مجید اخشابی

6 آذر 1394   golenarges   مجید اخشابی   7 نظر   533 بازدید   |

مصاحبه با مجید اخشابی

این شماره: مجید اخشابی
با نزدیک شدن زمستان با مجید اخشابی مصاحبه زمستونی می کنیم با ما همراه باشید :
برای شروع یک بیت شعر که احساستون نسبت به زمستون رو توصیف می کنه بگید.
اتفاقا جدیدا یه کاری رو دارم می خونم و می سازم به اسم زمستون، یه چند هفته ای دارم بابت ملودیش سر و کله می زنم و همچنین با شاعرش، خیلی کار سختیه بیان حس و نگرش راجع به زمستون. بعد از اینکه تصمیم گرفتم این کار رو انجام بدم فهمیدم که کار سختیه و اصلا نظریه پردازی راجع به زمستون خیلی ویژه ست. بهار که معلومه، جای خودش رو داره تابستون هم اون سرزندگی و نشاط بهار درش جریان داره و خیلی در حقیقت مشخصه. پاییز هم با اون غربت و غمو و روزهای خاصی که از رنگ آمیزی طبیعت نشأت می گیره و خود کلمۀ خزان خیلی کمک میکنه ولی زمستون از یه طرف اوج پاییزه از یه طرف وصل میشه به بهار و شما باید هم از غم بگید و هم از شادی و موقعیکه پای برف به میون میاد شما می تونید هم غمگین باشید و هم سرزنده و بانشاط ، می تونه شما رو ببره به روزهای کودکی، آدم برفی و برف بازی و خوردن برف و شیره و همۀ چیزهایی که مربوط به این فصله؛ ولی بهرحال من خودم زمستون رو خیلی دوست دارم شاید به خاطر این باشه که زمستون به دنیا اومدم و اگرچه خودم آدم سرمایی ای هستم و بشدت از سرما گریزانم ولی با اینحال بسیار زمستون برام لذت بخشه و خاطرات کودکی ای که از زمستون بخاطرم مونده برام بسیار بانشاط و خوشایند و دل انگیزه و در مجموع شایدم بخاطر همین باشه که کنار آتیش نشستن، کنار شومینه یا اون موقع که تهران زندگی می کردیم بعضی وقتا توی کوچه با بچه محلا یه جایی رو برای آتیش درست کردن پیدا می کردیم، چوب پیدا می کردیم و این گرم شدن کنار اون آتیش از گرم شدن کنار هزار تا شوفاژ و بخاری و وسایل گرمایشی خونگی بیشتر به ما لذت می داد و بخاطر این زمستون در مجموع برای من خیلی دوست داشتنی و قابل تأمله.
2- احساس زمستونی یعنی چه رنگی؟
سفید
چرا؟
برف ... بخاطر برف. من یکبار از جاده ای عبور می کردم که اگه اشتباه نکنم جادۀ فیروزکوه بود، تهران به ساری، آخرین باری که قبل از اون روز از اون جاده عبور کرده بودم فصلی بود که درختان همه برگ داشتند و همه جا سبز بود و حالا زمستون بود و هیچ خبری از اون برگها نبود و تعبیرم این چنین بود که برف مهربانانه بی برگی و عریانی درختها رو پوشونده بود و برف با یه سخاوت خاصی خودش رو گسترانیده بود رو شاخه ها و تن درختان و زمین، که به گونه ای اون پوشش رو برای درختان ایجاد کنه.ولی رنگ زمستون به نظر من سفیده عین برف.
3- بلافاصله بعد از شنیدن این کلمات چه جمله ای به ذهنتون می رسه؟
- گل یخ : کلاس چهارم، پنجم دبستان بودم که یک نفر شاخه ای که چندتا گل روش بود نشونم داد و گفت که این گل یخه؛ حالا نمی دونم درست بوده یا نه بعد از اونم هیچ وقت گل یخ رو ندیدم. ولی این کلمه ناخودآگاه منو یاد آهنگی که یکی از هنرمندان خونده و آهنگ قشنگی هم هست میندازه ... گل یخ توی دلم جوونه کرده ی کوروش یغمایی. حالا این سوال شما باعث شد که من برم ببینم که آیا گل یخ همون گلی بود که من دیدم یا اصلا چرا بهش میگن گل یخ ... البته شاید بخاطر اینکه تو زمستون گل میده و به گل میشینه باشه.
- برف: زمستون، آرامش، سکوت و صدای برف
- آدم برفی: رویای دوران کودکی و اینکه آدمها دوست دارن مثل خودشون یکیو داشته باشن همونی باشه که با دست درستش میکنن و همه چی ش ظاهرش همونی باشه که خودشون دوست دارن و ساختن. در زندگی واقعی ما هم آدمهایی به دلمون می نشینن که نزدیک تر باشن به آنچه که ما می خواییم و دوست داریم و عرضم به حضور شما که باهاشون تفاهم و هم ذات پنداری بیشتری داریم. آدم برفی نماد این خصلت جستجوگرانۀ آدمیزاد در همنوع خودشه. من شاید در دوران کودکی دو سه بار بیشتر دست به ساختن آدم برفی نزدم و بعدها هم فرصتش پیش نیومد حالا شاید امسال بخاطر این مصاحبه یه آدم برفی درست کردم(لبخند)
- آش داغ: تعبیری که از آش داغ در ذهن من جا افتاده همون آش سیزده بدره، اون موقع هوا خوب شده و خبری از زمستون نیست ولی من کلمۀ آش رو به سوپ تغییر میدم ... سوپ داغ، که اون کنار برف خیلی می چسبه البته آش هم بسیار خوبه.
- جای پا روی برف: نقطه چین...جای پاهایی که مثل نقطه چین روی برف پشت هم ادامه پیدا می کنه و ما رو به مقصد می رسونه. این کلمه من رو باز به دوران کودکیم برمی گردنه. اون موقعی که شما جای پای شخصی رو روی برف می بینید خب می دونید که یک هم نوع خودتونه، مشخصه که انسانه، رفته خونه ش اما من مواقعی که با پدرم می رفتیم به سرکشی باغمون و اون موقع صبحی بود که شبش برف باریده بود، جای پای انواع حیوانات روی برف پیدا می شد و معلوم هم نبود که جای پای کدوم حیوونه! و معلوم بود که از سرمای زیاد از ارتفاعات و کوهها پایین اومدن، انواع پرندگان و چارپایان و من ساعتها به اینها فکر میکردم که چی بودن و از کجا اومدن و به کجا رفتن و تو اون شب سرد چه بر سرشون گذشته که حالا اندک جای پایی هم ازشون هست
- تله توی برف: آهان...این هم باز مربوط به خاطرات دوران کودکی هست که موقعی که توی روستاها سرما حاکم میشه یه سری حیوانات درنده مثل گرگ چون دیگه زندگی براشون توی ارتفاعات و جنگلها سخت میشه پناه میارن به روستاها و همیشه این تله ها توی شبهای برفی گرگهای زیادی رو صید میکنن و البته تا اونجایی که من یادمه این تله ها خیلی با خشونت پای حیوان رو به دام می انداختند که مصادف با شکستگی پای حیوان بود، ولی اگر قرار باشه که دست رنج موجود دیگری به تاراج بره شاید بهتر باشه که این تله ها وجود داشته باشه.
4- زمستونی ترین نت شما کدومه؟ خیلی سوال عجیبیه! بلاخره با یکی از این نتها باید احساس سرما و زمستون و برف بهتون دست بده دیگه! اون نت کدومه؟ سی
5- بدترین لحظه های زندگی شما سردن یا زمستونی؟ سردن...چون شما می تونین با پیش بینی، یه زمستون دلپذیر و گرم رو در کاشانه تون سپری بکنید. و شاید این خواسته های عجیب غریب آدمیزاد که امروزه روز حتی راضی به جبر طبیعت هم نیست، تو اوج گرما دوست داره خونش مثل زمستون یخ باشه و برعکس تو اوج سرما از روزهای تابستون هم خونشو گرمتر میکنه یعنی بعضی وقتها معیار دما و درجۀ حرارت نیست معیار اون نگرانی و ترس اون شخصه، مثلا تو تابستون اون گرما و درجه حرارت رو نمی تونه تحمل کنه اما تو زمستون دوست داره اون گرما همراهش باشه.شاید امکانات، حس زمستون رو کمتر کرده. من با یکی از داستانهای خلیل جبران خیلی حس خوبی داشتم و شاید نماد زمستون برای من اون صحنه ای از زمستون باشه که ایشون توصیف کرده بود و بسیار تصویر زیبایی از زمستون در ذهن ایجاد می کرد...کلبه ای در گذر یک جاده، هیزم هایی که در آتش می سوختند و تماشای دانه های درشت برف از پشت پنجره و نگرانی برای اینکه آیا تا فردا این برف ادامه داره یا قطع میشه و آیا برای فردا سوختی باقی می مونه یا نه. شاید امروزه امکانات بار حسی زمستون رو کم کرده باشه اما خوشبختانه من هم بخاطر هرازگاهی سر زدن به اون کلبۀ کوهستانی ای که دارم و هم بخاطر اینکه کرسی و ذغال و گرم شدنهای اینچنینی رو در تهران و شمال تجربه کردم زمستون هنوز هم برام به همون اصالت قبلی جلوه گری میکنه.
6- کدوم یکی از ترانه هایی که تا بحال خوندید توی زمستون و با تاثیر گرفتن از احساس زمستونی ساختید؟ سوال خیلی خوبیست و حتما هم این سوال یه پاسخ صحیحی داره اما باید خیلی براش فکر کنم...البته فصل اقاقی در روزهای پایانی زمستون ساخته و پرداخته شده ولی امیدوارم این کار زمستون رو هرچه زمستانی تر انجام بدیم.
7- برای گرم شدن لباس گرم رو ترجیح می دید یا وسایل گرمایشی؟ شومینه که جای خودش رو داره، من خیلی دوست دارم، نگاه کردن به آتیش و کنار آتیش بودن رو، ولی من اعتقاد دارم درست لباس پوشیدن هم خیلی تاثیر داره. من این آدمایی که همش دارن میلرزنو وقتی می بینم خیلی خوشم نمیاد میگم خب چهارتا لباس می پوشیدی که متناسب باشه یا این سری با یکی از دوستانمون رفته بودیم به یه شهری بعد ناخودآگاه دیدیم که همۀ جوونها آستین کوتاه پوشیدن! خب الان زمستونه دیگه و باید قبول کرد که هوا سرده ولی اینکه آیا آستین کوتاه پوشیدن تو زمستون نماد یا نشانۀ پهلوانیه اونا رو نمی دونم ولی خود من از اینکارا نمی کنم.
8- با خواندن یا نواختن کدوم دستگاه موسیقی سردتون میشه و یاد زمستون می افتید؟ بذارید با برهان خلف بریم جلو...شور که گرمه، شور خیلی گرمه. ماهور کمی سرده. دشتی معتدله، نوا سنگین و وزینه و البته سرده. چهارگاه چابک و سنگینه که زمستون نباشه اواخر پاییز هست. همایون هم گرمه. سه گاه یه کم ماهیتش نزدیک به چارگاهه. راست پنج گاه عین ماهوره و کمی گرمتر از ماهوره. ولی با این جمع بندی می تونم بگم که چهارگاه و نوا و ماهور زمستانی ترین دستگاههان.
9- ساز زمستون؟ ویولن اونهم ویولن کلاسیک، فلوت صدای سردی داره و ذاتش سرده ، صدای فلوت سرما آفرینه.
10- فلسفۀ زمستون؟ به نظر من زمستون نماد استراحت ،صبر و استقامته. استراحت و استقامتی که در امتداد یه صبری تحقق پیدا می کنه. در حقیقت طبیعت استراحتی رو در پیش می گیره که بعدش باید بهار رو تجربه کنه، اون فصلی که اونقدر پرکاره برای هر موجودی. مثل یه شب می مونه در سال، نه البته شب به معنای بدش. شبی که بعد از اون یک صبح پر کار رو داشته باشیم معمولا شب آرامیست و همه تو این فصل استراحت میکنن. حالا قبلا که زندگی بشر با طبیعت همپاتر و همگام تر بود و اکثرا دامداری و کشاورزی می کردند، مثلا کشاورزها تو این فصل استراحت می کردند ولی الان کشاورزها که می بینن نمی تونن چهار پنج ماه بیکار بمونن میان یه فضایی رو محصور میکنن، درش حرارت مناسب ایجاد می کنند و کشاورزی می کنن و دانه ای رو که مثلا باید توی بهار سر از خاک دربیاره و عرض اندام کنه رو به زور تجهیزات و امکانات از خاک بیرون میارن، یعنی نه خودشون استراحت میکنن نه اجازۀ استراحت به طبیعت اطرافشون میدن که خب البته این اقتضای روزه و این هجوم هجمۀ تکنولوژی فرصت استراحت رو از بشر گرفته. در کل زمستون بعنوان استراحتگاه در طول سال تلقی میشه. اون خواب زمستونی خستگی زدائی می کنه و همه چیز رو پاک و آماده برای یه شروع دوباره میکنه. ببینید شما هرچی رو می خوایید نگه دارید منجمدش میکنید، شاید طبیعت این قوانین رو به بشر آموخته که در انجماد فسادی ایجاد نمیشه و خدا سرما رو برای این فصل ایجاد می کنه تا همه چیز سرجای خودش باقی بمونه و تنها یک فرصت استراحت داشته باشه. و اگر قرار بود خدا این فرصت استراحت رو در تابستون به طبیعت بده تو اون گرما همه چیز خراب میشد. پس اقتضای این استراحت سرماست و واقعا هم استراحت در سرما خیلی لذت بخشه.
11- فکر می کنید می تونید پارتیتور سوختن چوب توی شومینه رو بنویسید؟ من ساعتها به سوختن چوبها نگاه کردم و می کنم. صدای آتش، صدای سوختن چوب و شاید هم اگر بچگانه نباشه اون دانه یا قلمه ای که اونقدر تلاش کرده تا تبدیل به یک درخت تنومند شده حالا ثمری داده یا نه ولی آخرین اثرش توی طبیعت تولید نور و حرارت و گرماست و با اون صدای موسیقی کشف نشده با همۀ ما حرف میزنه. شاید نگاه کردن به آتش یکی از لذت بخش ترین و آرامش بخش ترین سرگرمی های منه که البته فکر میکنم برای همه همین طوره. ولی دارم فکر می کنم شاید در حالت توهم آمیزترش بشه موسیقی ای رو ساخت که طرف با شنیدنش گرم بشه و نیازی به گرم کردن خودش نداشته باشه.
12- رهبر ارکستر زمستون؟ به نظر من طلایه دار سرماست، منجمد میکنه، ساکن میکنه و در نتیجه زمستون یعنی سرما. حالا یه وقتی می بینید زمستون بی رحمی می کنه و خودش رو به زیر بیست و سی درجه می کشونه و به ساکنین اون منطقه خیلی سخت می گیره یه وقت هم مهربانانه عمل می کنه و به همون صفر درجه قناعت میکنه.

برای آقای مجید اخشابی و خانواده محترمشان آرزوی سلامتی می کنیم



مصاحبه با مجید اخشابی


4
4
0
4 نفر

7 نظر

  1. سلام
    موفق باشید.
  2. بی نهایت سپاس...
  3. سلام ساراجان دستت دردنکنه
  4. سلام ممنون سارا جون
  5. سلام سارا جان ممنونم ابجی گلم مرسی دستت درد نکونه
  6. سلام
    این مصاحبه برا چه سالیه ؟
  7. سلام خیلی عالی دلنشین و زیبا و پر از انرژی مجید خان عزیز
    موفق در پناه ایزدمنان .......
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.