شاخه نبات 318

20 بهمن 1394   SaharGharbi   مجید اخشابی / دستنوشته ها / شاخه نبات   10 نظر   866 بازدید   |

 


سمن بويان غبار غم چو بنشينند بنشانند

پري رويان قرار از دل چو بستيزند بستانند

به فتراک جفا دل ها چو بربندند بربندند

ز زلف عنبرين جان ها چو بگشايند بفشانند

به عمري يک نفس با ما چو بنشينند برخيزند

نهال شوق در خاطر چو برخيزند بنشانند

سرشک گوشه گيران را چو دريابند در يابند

رخ مهر از سحرخيزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رماني چو مي خندند مي بارند

ز رويم راز پنهاني چو مي بينند مي خوانند

دواي درد عاشق را کسي کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبير درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

بدين درگاه حافظ را چو مي خوانند مي رانند

در اين حضرت چو مشتاقان نياز آرند ناز آرند

که با اين درد اگر دربند درمانند درمانند


حافظ

4
4
0
4 نفر

10 نظر

  1. سلام
    بینهایت سپاس...
    ولی حس خوبی نگرفتم.
    آقای اخشابی عزیز امیدوارم باز هم لبخند بر لبانتون جاری باشه.
  2. سلام آقامجید عزیزم
    چه شعر قشنگی به به ...
    ولی چرا غمگینین ؟ recourse
    امیدوارم همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه... smiley17 smiley16
    دوستت دارم
  3. سلام آقامجید عزیز خوبین؟
    شعر خیلی قشنگی گذاشتین عالیه
    وعکستون هم زیباست ولی چرا غمگین هستین؟ان شالله که همیشه لبخند به لب داشته باشین
    و شاد و سلامت باشین مهربان..عزیز..
    دوستتون داریم smiley17
  4. سلام دوستان
    چرا فکر می کنید استاد ناراحت هستن خب یکمی جدی تر عکس گرفتن این دلیل بر غمگین بودنشون نیست .

    یه سوالی هم داشتم می خواستم بدونم مگه شاخه نبات با تفأل استاد پنج شنبه ها نبود؟این شعر انتخابی استاد مگه شاخه نبات محسوب میشه؟
  5. سلام
    حضرت باران
    (النجاه فی الصدق)نجات درراستگویی است.
    خوشاآن دل که آزاری نمی آیدازاو......همدمی باهرخس وخاری نمی آیدازاو
    قراردل باآزاردل ازبین می ره آزارنده دلم تاآرامش خیال نره ازبرم من وفادارم درایوان بهارم تاهستی کنارم وسیب گندیده نمیچینی .ایمان عشق وفاداری
  6. پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را
    الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

    قیمت عشق نداند، قدم صدق ندارد
    سُست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

    گر مُخیّر بکنندم به قیامت که چه خواهی
    دوست ما را و همه نعمت فردوس شما را

    گر سرم می‌رود، از عهد تو سر بازنپیچم
    تا بگویند پس از من که به سر بَرد وفا را

    خُنُک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
    دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

    باور از مات نباشد، تو در آیینه نگه کن
    تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

    از سر زلف عروسان چمن دست بدارد
    به سر زلف تو گر دست رسد بادِ صَبا را

    سر انگشت تحیُّر بگَزَد عقل به دندان
    چون تأمل کند این صورتِ انگشت‌نما را

    آرزو می‌کندم شمع صفت پیش وجودت
    که سراپای بسوزند منِ بی‌سر‌و‌پا را

    چشمِ کوته نظران بر ورقِ صورتِ خوبان
    خط همی‌بیند و عارف قلمِ صُنع خدا را

    همه را دیده به رویت نگرانست، ولیکن
    خودپرستان ز حقیقت نشناسند هویٰ را

    مهربانی ز من آموز و گَرَم عُمر نماند
    به سر تربت سعدی بطلب مِهرِگیا را

    هیچ هشیار ملامت نکند مستیِ ما را
    قًل لصاح ترک الناس من الوجد سُکاریٰ



    "سعدی"
  7. سلام آقای اخشابی. خاص ترین شعر حافظ از نظر من شاید دلیلش دو فعلی بودن هر مصرع هست که معنیشو زیبا تر کرده . ممنون از شما به خاطر انتخاب زیباتون .فداتون بشم.
  8. خوشتیب اوشگلم تو همه جوره فوق العاده ای
    من عاشق این اخم و ابهتتم نفسی
  9. یکنفر در هـمین نزدیکــی ها
    چــیزی .... به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
    خیالـــت راحت باشد
    آرام چشمهایت را ببــند
    یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است
    یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا
    تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد ...........
    سلام بر استاد مهربانی،مجید اخشابی عزیز،دوباره شهد شیرین شاخه نبات،کاممان را شبرین کرد،زنده باشید الهی.
  10. سلام اقای مجید اخشابی ممنون از شاخه نبات ولی ای کاش با دست خط خودتون بود خیلی وقته دست خط خودتون رو نذاشتید عکستون هم عالیه در حال تمرکز تا حالا ندیدمتون
پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.