مصاحبه مجید اخشابی با هفته نامه سروش

مصاحبه مجید اخشابی با هفته نامه سروش
مجید اخشابی: در حال حاضر شاهد پخش موسيقي و تصويرهاي ضعيفي هستيم كه ساخت تصوير آن‌ها كمتر از دو ساعت با استفاده از عكس گل و بلبل انجام مي‌شود. با توجه به اينکه من رسانه ملي را دوست دارم، معتقدم كه موسيقي مي‌تواند جايگاه بهتري در آن داشته باشد....

مردم ما، شما را بيشتر با تصنيف‌هايي كه در تيتراژ سريال‌هاي ماه مبارك رمضان خوانده‌ايد مي‌شناسند. به نظر شما موسيقي چقدر مي‌تواند با تفكرات مذهبي و اعتقادات مردم ارتباط برقرار كند؟

هر هنري مي‌تواند جايگاه تجلي افكار، عقايد و انديشه‌هاي مؤلف در زمينه‌هاي مختلف هنري باشد كه در بعضي رشته‌ها ‌مشخص‌‌تر و ملموس‌تر است. در برخي هنرها اين موضوع در لايه‌هاي زيرين پنهان است. در سينما با ديدن چند صحنه مي‌توان به اعتقاد و انديشه فيلم‌ساز پي برد. در موسيقي نيز به همين شكل اما كمي مستترتر است. با توجه به اينکه موسيقي كمي تخصصي‌تر است پي بردن به افكار سازنده آهنگ كمي تبحر شنيداري بيشتري مي‌طلبد. به هر حال موسيقي اين قابليت را دارد و اين نقش را به خوبي از اعصار گذشته تا به امروز ايفا كرده است. ما موسيقي‌هاي مختلفي از قبيل سوگ، سور، جنگ، درمان و آيين‌هاي مختلف داشته‌ايم كه همه اين‌ها براي لحظات مختلف مردم جامعه ساخته و پرداخته شده‌اند. اكنون نيز موسيقي ظرفيت‌هاي بالايي دارد، ضمن اينکه كالايي بسيار ارزشمند و در عين حال ارزان و سهل‌الوصول است كه در جامعه مي‌تواند موثر و راهگشا باشد.

آيا مي‌توان به واسطه هنر موسيقي اعتقاد مردم را ارتقا داد؟ يا اينکه موسيقي صرفاً هنري مناسبتي است، يعني تنها در مناسبت‌هاي مختلف آهنگ‌هايي به فراخور زمان، براي خالي نبودن عريضه ساخته و نواخته می‌شود؟

قطعاً هنر موسيقي آن جامعيت و ظرفيت را دارد كه پاسخگوي توقعات و انتظارات ما باشد. منتها بستگي به مصرف، توليد، عرضه و عوامل دیگری دارد كه تعيين‌كننده چگونگي تأثيرگذاري يك اثر است. در جامعه شاهد موسيقي‌هاي متعددي هستيم؛ از موسيقي زيرزميني، راك و جاز كه كمي از فرهنگ موسيقايي ما دور هستند گرفته تا موسيقي‌هاي آييني و تواشيح. ارتقاي اعتقادات از طريق موسيقي از عهده فرد و گروه خاصي برنمي‌آيد، بلكه شايد بشود گفت منشأ و منشور اصلي، توليدكنندگان و مصنفين هستند كه بايد ايده‌ها و طرح‌هاي جديدشان جاذب باشد و توجه شنوندگان را به سمت اثر خود جلب كند. اين اتفاق زماني مي‌افتد كه بستر مناسبي براي عرضه وجود داشته باشد و مسئولان و مديران هنري بتوانند بسترهاي مناسبي براي عرضه آثار موسیقی‌دانان و هنرمندان اين عرصه فراهم كنند. موانع را كنار بزنند و امكانات تحقيقي و پژوهشي را در اختيار آن‌ها قرار دهند. همچنين وضعيت معيشتي هنرمندان بايستي به گونه‌اي باشد كه به جاي دغدغه‌هاي مالي، فكرشان را معطوف به توليد آثارشان كنند. از سوي ديگر، مردم نيز بايد به‌گونه‌اي در مسير موسيقي قرار بگيرند، به شنيدن موسيقي‌هاي خوب عادت کرده و از موسيقي‌هاي قابل توجه و باارزش حمايت كنند. در طول تاريخ موسيقي ديده‌ايم كه بسياري از موسيقي‌ها ویژگی‌‌هاي قابل توجهي را داشته‌اند اما چون ویژگی‌ كيفيت را نداشته‌اند به ناگاه به صورت يك بمب منفجر شده و به همان سرعت نيز مضمحل شده‌اند. موسيقي خوب نبايد تك‌‌بعدي باشد، بلكه بايستي در دهه‌هاي بعد از ساختش نيز حرفي براي گفتن داشته باشد. بنابراين با داشتن توليد مناسب، مصرف‌كنندگان هوشمند و عرصه مديريتي پشتيباني‌كننده و فعال، به لحاظ شنيداري جامعه‌اي هوشيار خواهيم داشت.

موسيقي متن و تيتراژ سريال‌ها و فيلم‌هاي تلويزيوني بايد داراي چه ويژگي‌هايي باشند؟

اين نوع موسيقي‌ها بايد جذاب و تاثيرگذار و حاوي پيام فيلم باشند. از طرفي قابليت و قدرت ايجاد تصوير ذهني در مخاطب داشته‌اند و همخوان با ساختار سريال و فضاي حسي و گونه كاري ساخته شوند.

تفاوت اين نوع موسيقي با موسيقي فيلم‌هاي سينمايي در چيست؟

موسيقي‌هايي كه تكرار‌پذيرند، بالطبع شانس بيشتري براي شنيده‌شدن دارند. اين امكان وجود دارد كه اگر دفعه اول شنونده با آن‌ها ارتباط برقرار نكند در تكرارهاي بعدي سليقه شنونده را تحت تاثير قرار دهد. البته متأسفانه اين قضيه به شيوه‌اي ديگر نيز تأثيرگذار است. مثلاً گاهي مي‌بينيم كه يك ترانه معمولي در يك سريال بارها پخش مي‌شود و از طرفي سريال مورد اقبال قرار مي‌گيرد و به واسطه آن، ترانه‌اش هم دوست‌داشتني مي‌شود. ولي در فيلم‌هاي سينمايي، موسيقي فرصت تسخير و جلب توجه سليقه مخاطب را در همان يك‌ بار دارد، بنابراين بايد خيلي‌خيلي حساب‌شده‌تر ساخته شود.

آيا باید تفاوتي در ويژگي موسيقايي برنامه‌هاي راديو و تلويزيون وجود داشته باشد؟

رسانه بايد بهترين‌ها را به مردم عرضه كند؛ بهترين فيلم، بهترين موسيقي و بهترين برنامه‌هاي تركيبي. موسيقي رسانه بايد جدي باشد. تفكربرانگيز و سازنده باشد. بايد توأم با تصاويري مرتبط و عميق باشد. متأسفانه در حال حاضر شاهد پخش موسيقي و تصويرهاي ضعيفي هستيم كه ساخت تصوير آن‌ها كمتر از دو ساعت با استفاده از عكس گل و بلبل انجام مي‌شود.

كلام در موسيقي تيتراژ سريال‌ها و فيلم‌هاي تلويزيوني چه جايگاهي دارد؟

شايد مؤثرترين ركن يك موسيقي پاياني، كلام آن باشد. مردم به كلام خيلي اهميت مي‌دهند. كلام سطحي‌ترين و دسترس‌ترين پيام يك موسيقي است كه خود آن نيز مي‌تواند سطوح مختلفي داشته باشد. كلام اولين برداشت شنونده از موسيقي را تشكيل مي‌دهد. به خاطر همين به‌سرعت هم در موردش قضاوت و اظهارنظر مي‌شود. اگر كلام دلنشين نباشد، آن‌وقت كار بخش‌هاي ديگر موسيقي در يك قطعه بسيار سخت خواهد شد.

در حال حاضر موسيقي در انتقال بهتر مفاهيم فيلم‌ها و برنامه‌هاي صداوسيما تأثير لازم را دارد؟

آن‌هايي كه كيفيت لازم را لحاظ مي‌كنند بله، ولي برخي هم تأثيرگذار نيستند چون اكثراً در فرايندي معمولي و اداري توليد مي‌شوند.

آیا شما در ساختن آثارتان و انتخاب شعر آن‌ها نگاه درونی خود را در نظر داريد يا سليقه مخاطبان را؟ يا اينکه به خواست سفارش‌دهنده توجه مي‌كنيد؟

به نظر من همه اين موارد بايد لحاظ شود. البته ممكن است موارد ديگري نيز در توليد اثر سهيم باشد. بديهي است آنچه من مي‌سازم چيزي است كه با سلايق من سازگار است. اگر قرار باشد اثري ساخته شود كه با سلايق و اعتقادات من همسويي نداشته باشد قطعاً آن را قبول نخواهم كرد. حتي جذابيت‌هاي مالي نيز در اين امر تأثيري ندارد. از سليقه مردم نيز نمي‌توان بي‌تفاوت گذشت. من جزو آن دسته از آدم‌ها نيستم كه بگويم آنچه ساخته‌ام تمام است و اين مردم هستند كه بايد سلايق خود را تغيير دهند و به دنبال من بيايند. بلكه نياز روز جامعه را حتما مي‌سنجم، چرا كه ما نيز در كنار مردم زندگي مي‌كنيم و توجه به خواسته‌هاي آنان براي هر هنرمندي لازم است. اثري قابل تامل است كه نه تنها از انديشه مردم عقب تر نباشد، بلكه چند گام جلوتر نيز باشد تا آنچه را كشف مي‌كند به مردم ارائه كند. من هميشه اين مثال را مي‌زنم كه برخي هنرمندان آن‌قدر از مردم جلوتر يا مغاير از مسير آنان حركت مي‌كنند كه وقتي به پشت سر يا اطراف‌شان نگاه مي‌كنند يا كسي را نمي‌بينند يا برخي مواقع مي‌بينند كه از مردم عقب افتاده‌اند. بنابراين يك هنرمند خوب بايد به گونه‌اي حركت كند كه ديگران براي رسيدن به او ترغيب شوند. من اعتراف مي‌كنم كه كار كردن در شرايط امروز بسيار سخت است، چرا كه جمع‌كردن اين جزئيات در يك اثر بسيار دشوار است. امروز در سراسر جهان، از همه ظرفيت رسانه‌ها استفاده مي‌شود اما در رسانه ملي ما، پخش موسيقي بايد از صافی‌هاي متعدد گذر كند؛ هر چند من به اين موضوع بي‌اعتقاد نيستم بلكه بر اين باورم كه موسيقي نيز بايد پالوده باشد. ولي بعضي وقت‌ها اين صافی‌ها به‌گونه‌اي است كه موسيقي از آن عبور نمي‌كند. اگر از آن سوي صافی يك اثر خوب بيرون بيايد، جاي نگراني نيست اما وقتي يك چيز بي‌خاصيتي را آن طرف فيلتر شاهد باشيم نگران‌كننده است. با توجه به اينکه من رسانه ملي را دوست دارم، معتقدم كه موسيقي مي‌تواند جايگاه بهتري در آن داشته باشد.

شما آثارتان را بر اساس موسيقي ايراني مي‌سازيد و در كنار سازهاي ايراني از سازهاي غربي نيز استفاده مي‌كنيد. قطعات ارائه شده نيز گاه مورد پسند مردم قرار گرفته است. به نظر شما، اين تلفيق سازها كه توسط گروه‌هاي ديگر نيز صورت مي‌گيرد چه ويژگي‌هايي بايد داشته باشد كه مفيد واقع شود؟

وقتي شما در موسيقي دست به تلفيق مي‌زنيد، به دنبال كنش‌ها و واكنش‌هاي سازها بر هم هستيد. مانند يك شيميدان كه مي‌خواهد با تركيب دو عنصر به عنصر سومي دست يابد. گاهي اين آزمايش به انفجار مي‌انجامد، گاهي به يك ماده عجيب‌و غريب دست پيدا مي‌كند و گاهي نيز به كيميا مي‌رسد! در موسيقي هم، اين شرايط وجود دارد. من به دنبال آن هستم كه با آميختن سازهاي مختلف و متفاوت به يك زبان و ساختار و حس جديد برسم. من در زمينه موسيقي سنتي و نوازندگي سنتور تخصص دارم و از طرفي در زمينه خوانندگي پاپ فعاليت مي‌كنم. به ياد دارم زماني كه در گذشته با اساتيد موسيقي سنتي همكاري داشتم، آلبوم‌هاي زيادي در اين زمينه ضبط مي‌شد و در كارهاي زيادي نوازندگي مي‌كردم اما اكنون آثار بسيار كمي در موسيقي سنتي توليد مي‌شود. به هر حال، من با توجه به كار و علاقه‌مندي‌ام، تلفيقي بين موسيقي سنتي و پاپ در آثارم ارائه كرده‌ام؛ به‌خصوص لحن‌ها و آوازهاي موسيقي ايراني را در موسيقي پاپ تلفيق كرده‌ام. اگر در تلفيق به يك جذابيت دست يابيم كار موفقي داشته‌ايم اما گاهي نيز ممكن است كارهاي بي‌هويتي توليد شود. مثلاً در آثاري، آسماني به ريسماني بافته كه تأثيرگذار هم نيست. بنابراين تلفيقي كه تجسم موسيقايي جديدي را پيش روي مخاطب قرار دهد خلاقيت و نوآوري را نيز با خود به همراه خواهد داشت.

خودتان به چه نوع از موسيقي علاقه‌مند هستيد؟

به موسيقي اقوام و ملل مختلف علاقه‌مند هستم و برخي موسيقي‌ها را هم كمتر گوش مي‌كنم.

تحقيقي هم در موسيقي‌هاي مختلف مي‌كنيد؟

همه موسيقي‌ها مي‌توانند دستمايه خلاقيت باشند. در موسيقي رپ وقتي مي‌بينيم كه در عرض دو دقيقه يك طومار به مخاطب منتقل مي‌شود و حرف‌هاي بيشتري نسبت به موسيقي سنتي ايراني خواهيد شنيد، ناخودآگاه به اين نكته توجه مي‌كنيد كه بايستي موسيقي موجزتري ساخته شود.

همه ما گرفتار سرعتي سرسام‌آور در زندگي‌روزمره‌مان شده‌ايم. اين سرعت باعث شده است كه مسائل انساني گاهي و گذري ديده شود. از آنجا كه موسيقي يك هنر والا و آسماني است و از ضمير روحاني انسان آمده است، آيا بايد دنباله‌رو اين سرعت باشد؟

نمي‌توان دنباله‌رو اين شرايط نبود و بي‌توجه از كنار آن گذشت. اگر دنباله‌رو نباشيم از مردم دور مي‌افتيم. موسيقي خوب و به‌روز،‌موسيقي‌اي است كه همپاي مردم حركت كند.

موسيقي جايگاه ويژه و گسترده‌اي در جامعه ما دارد و هنرمندان متعددي نيز از گذشته تا به حال فعاليت داشته و دارند. اما برخلاف اين گستردگي، هنوز يك صنف فراگير و جامع در زمينه موسيقي نداريم. مشكل كجاست؟

مشكل از خود هنرمندان موسيقي است و كمي هم به حوزه مديريتي برمي‌گردد. هنرمندان يكديگر را قبول ندارند. در واقع تشتت آرا و افكار بين آنان وجود دارد. هنوز ما طبق تربيت جهت ‌يافته، بلد نيستيم در كنار يكديگر همفكري كنيم و تنها به كلمه موسيقي فكر كنيم. هر كسي ساز خودش را مي‌خواهد بزند. ما نمي‌توانيم گرايش‌هايمان را اعم از پاپ، سنتي، كلاسيك، محلي و... رها كنيم و به خود موسيقي فكر كنيم. وقتي موسيقيدان‌ها دور هم زير يك سقف مي‌نشينند پسوند گرايش خود را نيز به همراه دارند. اين موضوع باعث مي‌شود مشكلات باقي بماند. خانه موسيقي تشكل منسجمي است اما آن‌چنان درخششي در رفع مشكلات و نيازهاي هنرمندان اين حوزه نداشته است. يا تشكل ديگري نيز وجود دارد كه مقابل اين تشكيلات مي‌ايستد و در نتيجه انرژي‌ها هرز مي‌رود. در اين اوضاع نابسامان، خانه موسيقي، هنرمندان را درجه‌بندي مي‌كند يا عضو پيوسته و گسسته مي‌نامد. در حالي كه هر هنرمندي در هر شرايطي بايد مورد حمايت قرار گيرد. بايد ابتدا گام‌هاي بلند و محكمي برداشته شود بعد به جزئيات پرداخته شود. به هر حال بايد كاري كرد كه همه اهل موسیقی جدا از گرايش‌هايشان فقط به موسيقي بينديشند و مشكلات آن را به صورت صنفي حل كنند. در دانشگاه‌هاي ما موسيقي پاپ تدريس نمي‌شود. موضوعات مربوط به قواعد چندصد سال گذشته تدريس مي‌شود. اين مسائل اگر حل شود ما شاهد رشد موسيقي در ابعاد مختلف آن خواهيم بود.

با توجه به اينکه موسيقي زيرزميني در بين جوانان ما ريشه‌ دوانده است، شما وجود اين نوع موسيقي را مثبت ارزيابي مي‌كنيد يا نه؟

اين موضوع نشان‌دهنده آن است كه چنين سبك‌هايي بايد وجود داشته باشند و مسؤلان اجازه بدهند كه اين نوع موسيقي‌ها در جامعه مطرح شود. اگر اين اجازه داده نشود موسیقی به همان صورت زيرزميني اشاعه خواهد داشت و آن موقع ولع و اشتياق مصرف‌كنندگان آن بيشتر مي‌شود. لفظ غيرمجاز متأسفانه تا سال‌ها در موسيقي اشتياق‌برانگيز بوده است. در گذشته آلبوم‌هاي غيرمجاز، حتي با قيمت‌هاي بالاتر نسبت به آثار مجاز خريداري مي‌شد؛ بدون آنكه حتي خريدار اطلاعاتي درباره آن آلبوم داشته باشد، اما درباره آثار مجاز بايد آگاهي‌هايي به دست مي‌آمد. متأسفانه اين فرهنگ هنوز هم در جامعه وجود دارد. هر چند موسيقي رپ قابل مقايسه با ارجمندي و والايي موسيقي ايراني نيست، به هر حال طرفداراني براي خود دارد و بايد به اين خواسته‌ها توجه شود. مسؤلان نيز اجازه دهند اين نوع موسيقي با كيفيت و اشعاري بهتر توليد شود. اگر اين اتفاق نيفتد توليدكننده در زيرزمين خانه‌اش موسيقي توليد مي‌كند و شنونده نيز به صورت زيرزميني آن را تهيه مي‌كند كه ممكن است گسترش زيادي نيز در جامعه به دست آورد. البته اين موضوع راجع به موسيقي رپ روبه‌رشد نيست، چرا كه سنين خاصي به آن گوش مي‌كنند. مسئولان چشم‌شان را روي محصولاتي كه وجود خارجي دارند نبايد ببندند. يكي از آهنگسازان رسانه در عرصه كودك به سبك رپ آهنگي ساخته بود كه من رسماً به او اعتراض كردم. البته نمونه‌هايي از اين دست در تلويزيون متعدد است. حتي به مسئولان تلويزيون اعتراض كردم كه چرا موسيقي‌اي كه براي بزرگسال مجاز نيست ما براي كودكان مي‌سازيم و باعث مي‌شويم اين نوع موسيقي در وجود كودكان نهادينه ‌شود. اين مسائل به سبب برخي بي‌تجربگي‌ها به وجود مي‌آيد كه تاوان آن را همه باهم مي‌دهيم.

مسائل اقتصادي نيز از ديگر مشكلات هنرمندان موسيقي است. وقتي يك موسيقيدان دغدغه‌هاي مالي داشته باشد نمي‌تواند ذهن خود را براي توليد يك اثر متعالي آزاد و پويا كند.

اين موضوع حمايت دولت را مي‌طلبد. مثلا در شش‌ماهه اول امسال موسيقيدانان ما دچار ركود كاري شده‌‌اند. برخلاف برخي فرهنگ‌ها كه هنر بر نان شب ارجحيت دارد، در فرهنگ ما رفع احتياجات مالي بر توجه به امور فرهنگي مثل موسيقي برتري دارد. بنابراين موسيقي زماني كه همه‌چيز در جامعه برقرار است خواهان پيدا مي‌كند. يك هنرمند آماده است كنسرت دهد يا به شاگردان زيادي آموزش دهد، يا آهنگ‌سازي كند، اما وقتي شرايط براي آن‌ها مهيا نشود،‌چه كار بايد بكند؟ بنابراين معتقدم كه هنرمندان توسط دولت بايد حمايت شوند. هنرمندان موسيقي در طول سال با محدوديت‌هاي زماني متعددي روبه‌رو هستند مانند ماه‌هاي محرم و صفر يا برخي روزهاي خاص. خب مسئولان بايد دلسوزانه براي اين‌گونه پيشه‌ها فكر و برنامه‌ريزي مناسب بكنند. مثلاً در ايامي كه هنرمندان موسيقي نمي‌توانند اجراي صحنه‌اي داشته باشند می‌توان باب فعاليت‌هاي ديگري اعم از تحقيق و ساخت آثار را باز نگاه داشت. مثلاً هنرمند مي‌تواند با درك محرم امسال، براي محرم سال آينده اثري خلق كند.

حضور و حمايت دولت اين شائبه را به وجود نمي‌آورد كه هنرمند تبديل به يك سفارشي‌كار شود؟

نه، اگر يك هنرمند داراي عزت نفس باشد مي‌تواند همه سفارش‌ها را از صافی ذهن‌اش بگذراند و با توجه به ديدگاهش بسازد. بسياري از سمفوني‌هاي دنيا به سفارش گروه يا افرادي خاص بوده است. حال اگر طرز فكر يا نحله‌اي پشت آن باشد، توسط تاريخ پاك خواهد شد و خود آن اثر باقي خواهد ماند. اگر اثري بر ضد خلق ساخته شود، تاريخ آن‌قدر قدرت دارد كه آن اثر را در جهت خلق استفاده كند. اگر سفارش‌ها با اعتقاد و عشق توليد شوند، آثاري ماندگار خواهند شد. با اين همه مديريت هنري در كشور ما بسيار سخت است و من از همين‌جا به همه مديران فرهنگي‌هنري كشورمان خسته‌نباشيد مي‌گويم.

آقاي اخشابي در حال حاضر چه مي‌كنيد؟

فعلاً براي تجهيز و تكميل آموزشگاه موسيقي كه به تازگي آن را تأسيس كرده‌ام كمي وقت مي‌گذارم كه به شرايط مطلوبی كه برايش ترسيم كرده‌ام برسد. پرورش استعدادها و رساندن هنرجويان به دلخواه هنري‌شان كار بسيار جالبي است. وقتي پيشرفت يك كودك يا يك نوجوان یا يك جوان كاملا محسوس باشد، بديهي است كه با لذت توأم است. همچنين مراحل پاياني آماده‌سازي آلبوم «آيينه‌رو» هم در حال انجام است كه ان‌شاءالله عزيزان تا چند ماه آينده شاهد انتشار اين آلبوم متفاوت از من خواهند بود.

سيداصغر نوربخش
هفته نامه سروش(۱۵/۸/۸۹)
3
1
2
5 نفر

1 نظر

  1. سلام آقامجید عزیزم..
    خیلی عالی بود مصاحبتون....موفق باشید مهربونم.
    همه شعر و آهنگاتونو دوست دارم.منتظر آثار بعدیتون هستم. smiley17
    سلامت و پایدار باشید.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.