مجید اخشابی, مصاحبه, روزنامه فرهیختگان,مجید اخشابی, مصاحبه, روزنامه فرهیختگان,


مجید اخشابی از معدود خواننده هایی است که علاوه بر خوانندگی، نوازندگی سنتور و آهنگسازی مدارج عالی تحصیل را تا مقطع دکتری ادامه داده است. مدیر مسئولی نشریه زیر وبم که ماهنامه ای فرهنگی اجتماعی است و مدیریت آموزشگاه موسیقی همراز که در کشف استعداد و معرفی به روز ترین متد آموزشی به علاقه مندان موسیقی سعی کرده نقش ارزنده ای را ایفا کند این روزها وقت این هنرمند با اخلاق و خوش صدای کشورمان را گرفته است. اخشابی 46 ساله که با آهنگ تیتراژ های سریال همراز، محله بندنواز، متهم گریخت و ... به شهرت خود در قاب تلویزیون رسید این روزها مشغول تهیۀ چند قطعه جدیدی است که به زودی به بازار خواهد آمد. او معتقد است در روزگاری که گوش مردم به شنیدن هر صدای بی کیفیت و ترانه های بی محتوا عادت کرده خیلی شرایط برای حضور افرادی مثل او فراهم نیست و باید منتظر شد تا دوباره یک جریانی نو در عرصه موسیقی ایجاد شود. گفت و گو با وی را در ادامه می خوانید:


1-مجید اخشابی پر کار دهۀ قبل این روزها کمتر صدایش از قاب تلویزیون پخش می شود می خواستم بدانم دلیلش چیست و بیشتر این روزها به چه کارهایی مشغول هستید؟
در مورد فعالیت در رسانه باید بگویم که اساساً کارکرد آن با سال های گذشته فرق کرده است و کارکرد سال های گذشته خود را از دست داده است. الان هم تقریباً مثل آن سال ها در اعیاد و برنامه های مهم تلویزیون شرکت دارم ولی با توجه به این که دنیای اینترنت و شبکه های ماهواره زندگی انسان را فرا گرفته و مخاطب در میان رسانه های مختلف پخش شده اند، دیگر تلویزیون به آن معنای گذشته جایگاه خود را ندارد و باعث شده تا فکر کنید که فعالیت کمتری در تلویوزین دارم.
در این سال ها حتی با وجود مشغله های بسیار دیگر سعی کردم تا هر دو ماه یک قطعه را تولید کنم. البته فکر می کنم چون این کارها به صورت آلبوم ارائه نشده و تک قطعه بوده، خیلی جلب توجه نکرده است.
بخشی از کم کاری من نیز به خاطر توجه به سایر مهارت ها و کارهایی است که فکر می کردم در طول زندگی باید انجا می دادم. تولید ماهنامۀ زیر و بم و ورود به عرصه مطبوعاتی از علایق کودکی من بود و تجربۀ ارزشمندی را برای من رقم زد. تأسیس آموزشگاه موسیقی همراز و تدریس به علاقه مندان ساز و آواز و کشف استعدادهای جوان، تحصیل در مقطع دکتری پژوهش هنر از دانشگاه هنر هم موضوع دیگری بود تا من را کمی از حیطۀ تولید آلبوم موسیقی دور کند. این گونه فعالیت های فرهنگی و هنری موازی با کار خوانندگی از مدت ها قبل شروع شده بود و باید برای آن ها وقت می گذاشتم به طوری که حتی از ابتدای شروع کار خوانندگی خودم هیچ وقت تک بعدی فکر نکردم و همانطور که ورود من به موسیقی با نوازندگی سنتور همراه بود و بعد از آن کار آهنگسازی را تجربه کردم و سپس وارد عرصه خوانندگی شدم سعی کردم تا جنبه های دیگر کارهای فرهنگی و هنری را هم تجربه کنم تا خودم را بیشتر محک بزنم. 
به نظرم زندگی مجموعه ای از فعالیت های اجتماعی، انسانی، معرفتی و هنری است که  رشد در یک عرصه و جاماندگی در عرصه های دیگر فضیلتی را برای جستجو گر به همراه نمی آورد و باید تقریباً در همه عرصه ها به موازات کوشید.

2-  ظهور خواننده های جدیدی که عمر کاری آن ها شاید به چند سال برسد، باعث شده تا فضا برای خواننده های قدیمی تنگ تر شود. چقدر با این موضوع موافقید؟
اعتقادی به این که حضور خواننده های جدید عرصه را برای ما تنگ کرده است، ندارم و اگر من هم کارهایی که توسط این نسل تولید شده است را قبول می کردم و مثل آن ها هر کار ضعیفی را می خواندم تولید بسیار زیادی داشتم ولی خیلی اهل خواندن کارهای ضعیف نیستم. فرایند تولید در مقایسه با گذشته که متکی بر بودجه های دولتی بود این روزها بیشتر بر حضور سرمایه های اسپانسرهای می چرخد و هر چیزی که باب میل ان ها است، منتشر می شود. تهیه کننده ها به دنبال در آمدزایی و کسب سود هستند و با آهنگ های بسیار ریتمیک و ترانه های بسیار بی محتوا سعی دارند تا به هیجان های لحظه ای مخاطب پاسخ دهند و خیلی سواد شنیداری و موسیقیایی مردم برای آن ها اهمیت ندارد. به این دلیل خیلی از همکاران قدیمی ترجیح دادند تا با این شرایط کم کارتر ظاهر شوند و تا رسیدن به شرایط مطلوب و آرمانی در موسیقی، سکوت در پیش بگیرند. حتی این موضوع در مورد بسیاری از حوزه های دیگر هم وجود دارد  به طوریکه مثلا در حوزه فیلم و سریال می بینیم که کارهای طنز و مرتبط با چالش های اجتماعی روز بیشتر از کارهای فلسفی و معناگرایانه مخاطب دارد.

3- طبق تعریف سایر شاعران، دوران ریاست علی معلم برمرکز موسیقی صدا وسیما را باید بهترین دوران موسیقی تلویزیون دانست. می خواستم بدانم چه ویژگی هایی آن دوران داشت که در ریاست های بعدی شاهد آن نبودیم؟
شاعر بودن این فرد باعث شده بود تا خیلی بیگانه با عرصۀ تولید موسیقی نباشد و از نزدیک با فرایند تولید اثر آشنا باشد و با اشراف به تمام جوانب این مرکز را اداره کند. ارتباط با اساتید بزرگ عرصه موسیقی و تردد آن ها به مرکز موسیقی، ساختار شکنی های به موقع و فراهم کردن فرصت های بسیار برای هنرمندان با استعداد از جمله مواردی بود که آن دوران را به دوران شکوفایی تبدیل کرده بود. در تولید آهنگ های پاپ که تقریبا از آن زمان تولید آن استارت خورد و رقابتی که با بهترین کارهای خواننده های لس آنجلسی داشتیم باعث شد تا استعدادهای جوان پاپ به کشور معرفی شوند که حتی به جرأت می توان گفت کارهای آن ها پر مخاطب تر از خواننده های آن سوی آب هم بود.
حتی این بلوغ در عرصه آهنگسازی و تولید ترانه های بسیار خوب باعث شد تا زمینه ای برای استعدادهای جوان فراهم شود تا سفارش های بسیاری را از خواننده های لس آنجلسی در تولید، ترانه و آهنگسازی داشته باشند. به نظرم حمایت های علی لاریجانی ریاست وقت سازمان از موسیقی و جلسات مستمر هفته ای وی با ریاست مرکز موسیقی و خواننده ها در کنار شجاعت علی معلم در مدیریت و تعهد به صحبت های خود از مواردی بود که باعث شده بود تا آن دوران را دوران طلایی موسیقی کشور بدانیم.
به طوری که هر چه از آن دوران فاصله گرفتیم، توجه به موسیقی کمتر و فرایند پیچیده تری در روند تولید به وجود آمد و حتی در حال حاضر می بینیم که تولیدات نسبت به آن موقع با کاهش 200 درصدی مواجه شده است.

4-خواننده های زیادی را در این سال ها داشتیم که عمر آن ها به کمتر از چند سال می رسد. دلیل این که خواننده های فعلی در مقایسه با نسل شما ماندگاری ندارند، چیست؟
همۀ این افراد تهیه کننده دارند و تقریباً بهره برداری اقتصادی و مادی از آن ها مطرح است که باید این فرد در مدت محدودی با برگزاری کنسرت های متعدد و تولید آلبوم های به شدت بی کیفیت میلیاردها تومان نصیب اسپانسر خود کند. اصولا پشت این صداها کسانی دیگر هستند  که با استفاده از رسانه های مختلف، تبلیغات و نفوذ در نهادهای دولتی سعی دارند تا یک فرد که خیلی هم مهم نیست چه کسی است را به شدت بزرگ کنند و بعد از مدتی که تاریخ انقضای آن فرد به سر رسید، کنار گذاشته شود و به سراغ فرد دیگری می روند. تهیه کننده های فعلی به صراحت می گویند که ما از حضور در این کار فقط به دنبال کسب پول هستیم و خیلی هنر موسیقی برای ما مهم نیست که این صداقت قابل تقدیر است  ولی فکر می کنم که این موضوع برای موسیقی خیلی خوب نباشد در حالی که در گذشته تهیه کننده ها آدم های مطلع و آگاه تری به موسیقی بودند و برای موسیقی احترام خاصی قائل می شدند و به سراغ تولید هر اثری نمی رفتند.

5-با وجود این که تولید یک قطعه و آلبوم موسیقی باید هفت خوان مجوز از ترانه تا آهنگ را طی کند، فکرمی کنید چرا این کارها به آسانی مجوز پخش می گیرند؟
وقتی تهیه کننده ای بر روی فرد و آهنگی سرمایه گذاری کرد، فکر تمام جوانب را کرده است و مطمئناً با نفوذ خود سعی دارد پروسۀ بررسی و اخذ مجوز کار را هر چه سریعتر طی کند چون که پای سرمایه چند صد میلیونی وی در میان است و اگر یک کاری با مشکل روبرو شود سرمایه اش به خطر می افتد. شاید همین استعفای چند وقت پیش جناب بهمنی از ریاست شورای ترانه مرکز موسیقی ارشاد که اعتراضی به دخالت های مدیریتی بود به نظرم نمایانگر واقعیت های متولی موسیقی کشور باشد. 

6-به نظرتان ذائقه مخاطب باعث شده تا ترانه های خیلی خوبی شنیده نشود یا دلیل دیگری دارد؟
یک موضوع قضیه این است که مخاطب به دنبال کارهای خیلی ساده و عاشقانه های سطحی است مورد بعدی این که ترانه سرایان ما کم کار شدند و با کپی پرداری از کارهای دیگر و استفاده از تراوشات ذهنی خود بدون اندکی بررسی محتوایی و قواعدی آن سعی دارند اثرشان را به بازار دهند. مورد دیگر این که تهیه کننده ها خیلی به دنبال ترانه های خوب نیستند و صرفاً با یک وب گردی ساده در اینستاگرام و تماشای صفحه هایی که لایک و بینندۀ بیشتری دارد، سعی دارند، سفارش کار به آن فرد دهند بدون این که بررسی کنند آیا اشعار نغز و با محتوایی در خود دارند یا خیر. اصولاً موسیقی خودش بالذات دلنشین است و بیشتر این کلام است که باعث می شود تا موسیقی را از مسیر اصلی خودش خارج کند. حتی پخش کلیپ هایی از خواننده ها و ترانه سراهای شبکه های مجازی در رسانه ملی باعث شده تا کار این افراد، وجهه قانونی و رسمیت به خود بگیرد.
بارها اعتراض کردیم به این که چه رویکردی است و فلسفۀ رسانه ملی چیست. و چرا باید هدایت رسانه ملی در دست افرادی که از نظر دانش و سواد اجتماعی خیلی تبحر ندارند، بیفتد.

7-پخش موسیقی در میان برنامه های کانال های اصلی تلویزیون ما نسبت به گذشته خیلی کم تر شده است. فکر می کنید دلیل آن چیست؟
نگاه هنری به موسیقی در میان مدیران رسانه ملی خیلی شکل نگرفته است و جایگاه خوبی برای آن متصور نیستیم و فضای خوبی به آن اختصاص داده نشده است. حتی در یکی دو دهه گذشته هم خیلی این موضوع مورد توجه نبود ولی الان به مراتب خیلی کم شده و یا باید بگوییم که اصلا موسیقی وجود ندارد. فکر می کنم بحران مالی که صدا وسیما با آن روبرو است و اختصاص آنتن خود به پخش تبلیغات و کسب در آمدزایی در  حذف پخش موسیقی از جدول پخش برنامه های شبکه ها بی تأثیر نباشد.

8- از حس تان به موسیقی رپ می خواستم بدانم و اصولاً چقدر آن را به عنوان موسیقی رایج در جامعه می پسندید؟
اولین نمونه رپی که در رسانه ملی پخش شد را من با همکاری رامبد جوان و در برنامه خندوانه انجام دادم. در حقیقت من با هیچ جنس و شخص، سبک و سیاقی در موسیقی  مخالف نیستم و همه چیز در این دنیای زیبای موسیقی می تواند استفاده شود اما به بهترین شکل وشیوه. این که به بهانه پخش رپ هیچ قید و بندی در کلام خود نداشته باشیم را خیلی نمی پسندم و به نظرم محکوم به شکست است. در رپ هم گاهی شعرهای خوب می شنویم اما تعداد آن ها بسیارکم است. کسی که رپ می خواند اگر می خواهد وجهه قانونی و رسمی به کار خودش بدهد باید مطالعه کند و محترمانه تر اعتراض خودش را بیان کند تا کارش ادامه داشته باشد. رپ به نظرم با آزادی عمل و بیانی که به خواننده می دهد می تواند در بیان خیلی از موضوعات موفق شود در حالی که در سایر قالب های موسیقی چنین چیزی وجود ندارد. همیشه به صراحت در مورد موسیقی رپ حرف زدم و گفتم چه اشکالی دارد که این نوع موسیقی هم در جامعه باشد ولی اینقدر کج فهمی وجود دارد که بارها مورد هجمه رپرها قرار گرفتم.

9- نشریۀ زیرو بم که به مدیر مسئولی شما منتشر می شود در چه زمینه ای است و اصولاً در این شرایط سخت تهیۀ کاغذ و هزینه های مالی زیاد، چطور کار می کنید؟
نشریه ما در حوزه فرهنگی و اجتماعی است و کمتردر حوزه تخصصی موسیقی وارد شدم. شاید یکی از دلایل آن که خیلی به سراغ حیطه موسیقی نرفتم به خاطر نبود خبرنگار و روزنامه نگار متخصص موسیقی است که علاوه بر تحلیل کافی از موسیقی اصیل ایران و جهان، قدرت نوشتن نقد بی طرفانه را نیز داشته باشد. در دولت جدید با گرانی کاغذ و مشکل تأمین آن، چاپ کاغذی نشریه را متوقف کردیم و به سمت انتشار نسخه اینترنتی آن رفتیم و بازدید های خوبی را در فضای مجازی به دست آوردیم ولی باید بگویم که هیچ چیزی جای کاغذ و ورق زدن را نمی گیرد. در تولید محتوا نیز با توجه به کم حوصله شدن مخاطب در خواندن مطالب طولانی، سعی کردیم تا با نگاهی جدیدتر و کاهش حجم مطالب با مخاطب ارتباط برقرار کنیم. 

10-مخاطب بسیاری را در صفحه شخصی تان در اینستاگرام دارید، چقدر برای این فضا و تولید محتوا وقت می گذارید؟
در حد توان و زمانی که دارم سعی می‌کنم به احترام مخاطبانی که همراه من هستند پست هایی را به اشتراک بگذارم. خیلی برای من مهم است که چه چیزی منتشر کنم که در عین این که وقت آن ها را می گیرد حداقل اندکی بر اندیشه و فهمشان اضافه کند. بر خلاف خیلی از پست هایی که بعضی هنرمندان از نوع پوشش تا مهامانی های مختلفشان به اشتراک می گذارند من سعی دارم مطلبی مفید و حداقل کاربردی باشد تا بر جهان بینی مردم بیفزاید.
به نظرم فضای مجازی، فضای خوبی است که باید از آن بهترین استفاده را کنیم و در کنار آن فرهنگ استفاده از آن را به بهترین شکل فرا بگیریم.

11-صدای خواننده های جدید و جوان پاپ را دنبال می کنید؟
پیش آمده که در مهمانی، رستوران و مکان های عمومی صدای آن ها را بشنوم و دوستان معرفی کنند که فلان خواننده است ولی این که خودم به شخصه به سراغ شنیدن این صداهای مقطعی بروم، چنین اتفاقی نیفتاده است و سلیقۀ من نیست. مطمئناً کسی که با صداهایی مثل بنان، محمودی خوانساری و ... بزرگ شده است، دیگر نمی تواند با صدای این خواننده ها ارتباط بگیرد. مردم هم باید این نگرش را در خود بوجود آورند که به دنبال صداهایی بروند که به روح و روان آن ها کمک بیشتری می کند و به نوعی برای گوش خود احترام خاصی قائل شوند. موسیقی و ترانه اگر درست و علمی باشد می تواند در افزایش تمرکز، در کاهش استرس ، کاهش فشار خون و ... تأثیرگذار باشد. خودم به شخصه برای گوش و هوش خودم در شنیدن موسیقی حساسیت خاصی دارم و سعی می کنم که از شنیدن هر نوع موسیقی دوری کنم.

12-شنیدم که آهنگ های جدیدی را دست انتشار دارید. در مورد آن کمی توضیح می دهید؟
یک قطعه به نام دیشب شب بخیر تو که کلیپ آن به زودی بیرون می آید را در دست انتشار دارم. کار دیگری با عنوان بنی آدم که تیتراژ یک سریال است را در مورد زیست انسان دوستانه و بشر دوستانه قرار است تا چند وقت دیگر منتشر کنم. همچنین امیدوارم تا در سال آینده آلبوم و کنسرت داشته باشم.

13-فضای آکادمیک و علمی موسیقی کشور را چطور می بینید؟
در عرصۀ آموزش به شدت دچار بحران هستیم و خیلی به آموزش های اصولی و بنیادی نمی پردازیم. خیلی از افرادی که در موسیقی استعداد داشتند در این مسیر های سخت موفق نشدندو از ادامه راه باز ماندند. البته کتاب هایی که بتوان به آن ها اتکا کرد، هم موجود نیست به طوریکه کتاب فرامرز پایور که در سال 40 تألیف شده است و یا خیل از منابع خارجی و داخلی دیگر هوز بعد از گذشت مدت ها به عنوان منبع درسی در مراکز دانشگاهی و آموزشگاهی تدریس می شود.  در متد سازی و شیوه های آموزش و انطباق شیوه های آموزش به شیوه های بین المللی هیچ کدام بومی سازی نشده است و به زحمت برای برخی سازها متد وجود دارد. با توجه به این نقص های موجود سعی کردم تا چند کتاب را تألیف کنم و تمام قواعد ابداعی خودم را در قالب جزوه در اختیار هنرجوهای آموزشگاه بگذارم تا هنرجوها در مدت زمان کمتری با متدهای روز آشنا شوند و به کارآیی آن ها منجر شود.

6
6
0
6 نفر

3 نظر

  1. زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه …
    واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی …
    آلبرت انيشتين
    سلام به همه عزیزانم. smiley19
    گفتگوی جالب و خوبی بود همیشه جوابهای آقای اخشابی به سوالات بسیار منطقی و به دور از حواشی است . واقعا براشون آرزوی بهترینها رو دارم وامیدوارم که ماه اسفند خوبی رو آغاز کرده باشید در زیر سایه حق ..... smiley35
    ندای مهربان مثل همیشه سپاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    س . smiley20
  2. گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد..

    گاهی سکوت شرافتی دارد که گفتن ندارد..
  3. سلام استاد عزیز فهیم وگرانقدر گفتگویی دلسوزانه جذاب شنیدنی ومثل همیشه ارزشمند وستودنی وبی صبرانه منتظر اثرهای جدید وهمچنین آلبوم جدید وهمچنان پر تلاش در جهت شاد کردن دلها دلشاد باشید در پناه مهر پروردگار مهر آفرین سلامت سرفراز وپایدار باشید بهترین استاد عرصه ی هنر

    ممنونم ممنون وبی نهایت سپاسگزارم از حضور وزحمات تان خانم کشاورز عزیز سلامت موفق وپاینده باشید
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.