حضرت باران ۲۳۲

16 آبان 1392   nedakeshavarz   مجید اخشابی, دستنوشته ها, حضرت باران   7 نظر   1228 بازدید   |

پاییز دلها باران رحمت الهی را می طلبد... کاش ببارد بر ما... سلام بر حسینی که بارانست... در ادامه حضرت بارانی متفاوت را بخوانید.

1
1
0
1 نفر

7 نظر

  1. با عرض سلام و تسلیت این ایام .متشکرم بابت حضرت باران این هفته.انشاا... که قرآن پشت و پناه همه مون باشه

  2. هوالشهید
    با سلام و درود فراوان بر آقای اخشابی عزیز.....ایام سوگواری سالار شهیدان را تسلیت عرض میکنم...از انتخاب آیات نورانی از کلام حضرت حق ممنونم.بسیار پر معنی و قابل تامل بود....التماس دعا

  3. هوالمجیدسلام.سپاس استاد
  4. هوالشهید.با سلام و سپاس فراوان.

    هوالشهید.با سلام و سپاس فراوان.
  5. درک آیات خدا و مفاهیم درونش خیلی خیلی سخته...
    امیدوارم نصیب همه مون شه....
    ممنون...
  6. سپاس که دیگربارازکلام نورانی پروردگاربرامون نوشتید.ازطراح پوسترحضرت باران این هفته هم ممنونم.
  7. در قبايل عرب همواره جنگ بود،اما مكه ((زمين حرام)) بود و چهار ماه رجب، ذي القعده، ذي الحجه و محرم،((زمان حرام))، يعني كه درآن جنگ حرام است. دو قبيله كه با هم مي جنگيدند، تا وارد ماه حرام مي شدند، جنگ را موقتا تعطيل مي كردند، اما براي آنكه اعلام كنند كه:((در حال جنگند و اين آرامش از سازش نيست، ماه حرام رسيده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد يافت))، سنت بود كه بر قبه ي خيمه ي فرمانده قبيله، پرچم سرخي برمي افراشتند تا دوستان، دشمنان و مردم، همه بدانند كه:((جنگ پايان نيافته است)).
    آنها كه به كربلا مي روند، مي بينند كه جنگ با پيروزي يزيد پايان گرفته و بر صحنه ي جنگ، آرامش مرگ سايه افكنده است.
    اما مي بينند كه بر قبه ي آرامگاه حسين، پرچم سرخي در اهتزاز است.
    بگذار اين ((سال هاي حرام)) بگذرد!

    "دکتر علی شریعتی"
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.