حضرت باران 250

22 اسفند 1392   nedakeshavarz   مجید اخشابی, دستنوشته ها, حضرت باران   6 نظر   1060 بازدید   |

هر کس گمشده ای دارد، و خدا گمشده ای داشت. هر کسی دو تاست، و خدا یکی بود و یکی چگونه می توانست باشد؟ هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند، هست و خدا کسی که احساسش کند، نداشت. "در آغاز هیچ نبود، کلمه ای بود و آن کلمه خدا بود"و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود... باران رحمت الهی نصیبتان.


حضرت باران مجید اخشابی


حضرت باران دویست و پنجاهم (۲۵۰): برای خواندن کلیک کنید

1
1
0
1 نفر

6 نظر

  1. salam ostad mamnon
  2. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    smiley17

  3. ممنونم ازانتخاب این حدیث زیبا.

    ممنونم ازانتخاب این حدیث زیبا.

    ممنونم ازانتخاب این حدیث زیبا.
  4. خاموشی بحر است و گفتن همچو جو
    بحر می‌جوید تو را جو را مجو
    از اشـارت‌هــای دریــا سرمتــاب
    ختم کــن والله اعلم بـالصواب
  5. ممنمون

    www.arman-majidakhshabi.blogfa.com

    ممنمون

    www.arman-majidakhshabi.blogfa.com
  6. چه حدیث زیبایی...

    چه حدیث زیبایی...
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.