حضرت باران ۲۶۰

1 خرداد 1393   nedakeshavarz   مجید اخشابی, دستنوشته ها, حضرت باران   5 نظر   706 بازدید   |

كلمات بي روح، جان ميگيرند. جملات معني مي يابند.. و باران آغاز مي شود... باران رحمت الهي بر سر و دل مومن مي نشيند و بذر وجود او را سيراب ميكند... به نوشيدن جرعه اي از اين آب حيات دعوتيم در بزم هاي پيش از جمعه.

حضرت باران مجید اخشابی


حضرت باران دویست و شصتم (۲۶۰): برای خواندن کلیک کنید

1
1
0
1 نفر

5 نظر

  1. باسلام و عرض ادب خدمت شما
    از اینکه حوصله میکنید واین مطالب آموزنده را برای ما انتخاب میکنید سپاسگذارم جرعه ی گوارایی بود که در این بزم نوشیدیم
  2. ممنونم استاد..بسيارقابل تامل بود.

  3. سلام بر استاد اخشابی عزیز.....بسیار عالی و آمونده بود.از شما سپاسگزارم....در پناه حضرت حق سلامت و شاد باشید....آاامین

  4. سلام .متشکرم مثل همیشه عالی بود .انشاا... که پند بگیرم

  5. هوالحکیم.با سلام و سپاس فراوان.

    هوالحکیم.با سلام و سپاس فراوان.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.