شعری از فروغ فرخزاد به انتخاب مجید اخشابی

 


شب به روی جاده نمناک
سایه های ما ز ما گوئی گریزانند
دور از ما در نشیب راه
در غبار شوم مهتابی که می لغزد
سرد و سنگین بر فراز شاخه های تاک
سوی یگدیگر بنرمی پیش می رانند
شب به روی جاده نمناک
در سکوت خاک عطرآگین
ناشکیبا گه به یکدیگر می آویزند
سایه های ما …
همچو گل هائی که مستند از شراب شبنم دوشین
گوئی آنها در گریز تلخشان از ما
نغمه هائی را که ما هرگز نمی خوانیم
نغمه هائی را که ما با خشم
در سکوت سینه می رانیم
زیر لب با شوق می خوانند
لیک دور از سایه ها
بی خبر از قصه دلبستگی هاشان
از جدائی ها و از پیوستگی هاشان
جسم های خسته ما در رکود خویش
زندگی را شکل می بخشند
شب به روی جاده نمناک
ای بسا پرسیده ام از خود
«زندگی آیا درون سایه ها مان رنگ می گیرد؟»
«یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟»
از هزاران روح سرگردان،
گرد من لغزیده در امواج تاریکی،
سایه من کو؟
«نور وحشت می درخشد در بلور بانگ خاموشم»
سایه من کو؟
سایه من کو؟
من نمی خواهم
سایه ام را لحظه ای از خود جدا سازم
من نمی خواهم
او بلغزد دور از من روی معبرها
یا بیفتد خسته و سنگین
زیر پای رهگذرها
او چرا باید به راه جستجوی خویش
روبرو گردد
با لبان بسته درها؟
او چرا باید بساید تن
بر در و دیوار هر خانه؟
او چرا باید ز نومیدی
پا نهد در سرزمینی سرد و بیگانه؟!
آه … ای خورشید
سایه ام را از چه از من دور می سازی؟
از تو می پرسم:
تیرگی درد است یا شادی؟
جسم زندانست یا صحرای آزادی؟
ظلمت شب چیست؟
شب،
سایه روح سیاه کیست؟
او چه می گوید؟
او چه می گوید؟
خسته و سرگشته و حیران
می دوم در راه پرسش های بی پایان
"فروغ فرخزاد"
4
4
0
4 نفر

5 نظر

  1. سلام آقای دکتر مجید اخشابی استاد عزیز وگرامی شعر انتخابی تون بسیار عالی زیبا ناب وبا مفهوم شعر وشاعری شیرین ولذت بخشه یک دنیا تشکر وقدر دانی از شما عزیز بزرگوار که اینقدر در همه امور دقیق هستید در پناه سایه سار الهی برای همیشه سلامت وپاینده باشید
  2. همچون رهگذران،
    میگذریم
    از جاده های غریب و بی کسی
    و چه می داند انسان؟
    از بازیه غریب زمانه
    و گریه های بی بهانه
    و اشک هایی که می چکد از ناودان؟
    و یخ می زند زمستان
    از سری انسان
    و آب می شود سنگ
    از سنگی آدم ها
    و می رویم کم کم
    با کوله باری از غم...
    و ما
    می گذریم
    هر دقیقه
    هر روز
    و هر ساعت
    چون رهگذران از کنار هر من...
  3. سلام استاد بزرگوارم....
    شعرهای فروغ فرخزاد همیشه زیبا بودند و البته انتخاب شما زیباتر..... دست مریزاد
  4. سلام آقامجیدعزیز..
    بسیارزیباست هم عکستون و هم شعر....
    سلامت و پایدار باشید.
  5. پیش رویم:
    چهره تلخ زمستان جوانی
    پشت سر:
    آشوب تابستان عشق ناگهانی
    سینه ام:
    منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
    کاش چون پاییز بودم...
    بمناسبت هشتاد و یکمین زادروز فروغ فرخزاد
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.