بهانه ی بهار شدن زمستان

27 دی 1389   nedakeshavarz   مجید اخشابی » مصاحبه ها   0 نظر   4359 بازدید   |

1-همه با ورود به ماه تولدشان بی اختیار حال و هوایشان هم تغییر می کند، شما چطور؟ آسمان دلتان ابری می شود یا آفتابی؟

بالطبع من هم مثل همه ی افراد دیگر از نزدیک شدن به ماه و روز تولدم احساس شادمانی و شعف می کنم و این شادی زمانی بیشتر می شود که از روزها قبل از تولدم از طریق دوستان و آشنایان این مناسبت به من یادآوری می شود و حقیقتا محبت و مهربانی آنهاست که این شادمانی را در وجودم تشدید می کند.
آسمان دل من هم مثل آسمان طبیعت گاه ابری و گاه آفتابی و زمانی هم مثل الان برفیست ولی الزما مطابقت دقیقی با آسمان طبیعت ندارد؛ هستند روزهایی که آسمان آفتابیست اما آسمان دل من ابری و بارانی و هستند روزهایی مثل اینروزها برفی و ابری اما آسمان دل صاف و آفتابی.
می پرسم: خیلیها با نزدیک شدن به این موسم و یادآوری پشت سر گذاردن یکسال دیگر از سالهای عمر حالاتی از افسردگی گریبانگیرشان می شود شما از این قاعده مستثنایید یا...؟
بله، چون وقتی به سالی که گذشته برمی گردم و نگاه می کنم می بینم که روزهای پرکار و پرثمر در کارنامه ی روزهای رفته زیاد به چشم می خورد و این مایه ی آرامشم میشود؛ البته همیشه این احساس وجود دارد که میشد بهتر از لحظه های رفته بهره برد و این فکر کمی در احساس سرخوشی این روز مداخله می کند.

2- دلتان می خواست به گذشته ها برگردید، مثلا به 7 سالگی؟ البته بدون این کوله بار
نه نه ...

3-نمی دانم فیلم تاثیرگذار بنجامین باتن را دیده اید یا نه اما اگر قرار بود بود روند زندگی مان مانند بنجامین معکوس شود یعنی در پیری متولد شویم و در نوزادی بمیریم به نظرتان بیشترین چیزی که در زندگی مان تحت تاثیر این روند معکوس قرار می گرفت چه بود؟

بله دیده ام، به نظرم در روند زندگی آنچه بی تغییر می ماند عشق و امید و احساس است؛ در واقع اگر روند زندگی مان از پیری به نوزادی معکوس میشد با همان عقل و تجربه ی پیری بسیار هم خوب بود! اما ساز و کار زندگی در داد و ستد لحظات عمر با تجربیات و اعتقاداتیست که در طول سالیان بدست می آوریم. بی شک دستاوردهای ارزشمندی از قبیل صبر، ایمان، عشق، فهم و درک و تجربه و ... بی صرف لحظه های عمر امکان پذیر نیست.

4-به نظر شما اگر قبل از تولد فیلم زندگی مان را نشانمان می دادند و اختیار تولدمان با خودمان بود چند درصد از انسانها متولد می شدند؟

با لبخند می گوید سوال جالبی پرسیدید، بی شک بسیاری از انسانها از جمله انسانهای ترسو، راحت طلب و ... شاید از این تجربه سر باز می زدند. اما قطعا اگر هم صحنه های خوشایند و خوشحال کننده و هم بد و تلخ زندگی را در این فیلم نمایش دهند عده ای برای تجربه هم که باشد دوست دارند تولد و زندگی را تجربه کنند. من قطعا جزو نفراتی بودم که زندگی را تجربه می کردم اما فقط یکبار؛ اگر در جواب آن سوال که پرسیدید دوست داشتید به 7 سالگی برگردید پاسخم منفی بود به این خاطر بود که دوست ندارم تجربیات گذشته را دوباره تکرار و امتحان کنم و در واقع تکرار مکررات را دوست ندارم.

5-شما به روح اعتقاد دارید؟(لبخند) گذشته از شوخی چه تعریف یا برداشتی از روح دارید؟

بله، اعتقاد دارم. روح بعنوان ودیعه ای از عالم بالا در تلفیق با جسم حیات را پدید می آورد.

6-بین روح طبیعت و روح انسان به نظرتان اصلا تفاوتی هست؟ اگر بله در چیست؟

بله روح طبیعت بسیار وسیع تر، با قدمت تر و با عظمت تر از روح انسان است. 

7-آیا درباره ی ارتباط مفاهیم فیزیکی و معنوی تا به حال فکر کرده اید؟

 بله فکر کردم، مسلما تمام مسائل هستی ارتباط با مسائل فیزیکی دارند؛ اصلا فیزیک، معنویت، عرفان و غیره همگی در کلیت یکی هستند و همگی در تلاشند با کمک هم صدق ادعای بزرگی بنام کمال باشند و بی شک سیر رسیدن به کمال و آگاهی از آن از ابعاد مختلف قابل بررسی ست.

8-آیا می شود ساختار هر اتم را به کعبه ای در مقیاس کوچک تشبیه کرد؟

با خنده می گوید این از آن دست تصوراتیست که احتمالا با مصرف قرص های توهم زا به ذهن متبادر میشود! راستش را بخواهید من کعبه مجسم را تنها در همان مکان و به همان شکل در تصوراتم دارم...البته اگر بخواهیم از بعد فیزیکی به قضیه نگاه کنیم همان چرخش حول مرکز تداعی می شود و میشود اینطور گفت که انجام فریضه ی طواف حول خانه ی خدا شبیه چرخش ابر الکترونی حول هسته ست و اینکه همونطور که یک الکترون با فاصله گرفتن از هسته پیوند یا انرژی پیوستش کاسته می شود یک مُحرم هم هرچه به خانه کعبه نزدیکتر است احساس خاص تری دارد.

9-از چاکراهای بدن انسان و انرژی درمانی چه می دانید؟

مسلما همه ی راهکارهایی که به نوعی درمانگر هستند چه به لحاظ علمی به پاسخ دقیق و مستدل رسیده باشند یا به عبارتی اثبات شده باشند چه خیر راهکارهایی قابل تامل هستند. انرژی درمانی و مبحث چاکراهها هم از نظر من رد نمی شوند چون در مورد بسیاری از بیماری ها جواب داده اند. 

10-از پاسخهای علمی و مستدل که بگذریم میشود همه ی این پرسشها را با دل پاسخ گفت، به نظر شما مسیرهایی که از دل می گذرند چقدر راه رسیدن به کمال را کوتاهتر می کنند؟

به نظر من راهی که از دل و با چراغ عقل و منطق بگذرد کوتاه ترین و بهترین راه است. در هیچ زمینه ای نمی شود ادعا کرد که تنها با تکیه بر یکی از اینها می شود به مقصد رسید که اگر رسیدنی هم در کار باشد افتان و خیزان و پر از خطرست. مثل کسی که ادعا کند با چشم و گوش بسته به همان ایمنی ای می تواند در مسیری پیش برود که چشم و گوشش باز باشد، مثلا جایی که صدایی از پشت سر ما را از خطری مطلع می کند که چشم قادر به رویت آن خطر نیست.

11-آیا کمال خواهی را تنها باید به انسان نسبت داد یا این خواهش در تمام کائنات جاریست؟

مسلما این خصلت در هستی جاریست و تنها مختص انسان نمی شود. با این تفاوت که کمال خواهی در تمامی موجودات شعورمند است و در انسان هوشمند. من معتقدم که تنها فرق انسان با سایر موجودات در همین هوش و شعورست. من بر این باورم که حتی جامدات هم از شعوری ذاتی برخوردارند که آنها را در جهت کمال هدایت می کند. شاید آنهایی که به تناسخ و تجربه چندین زندگی اعتقاد دارند قصد دارند همین شعورمند بودن موجودات را بواسطه ی زندگی های مکرر توصیف کنند. می پرسم: به نظر شما سایر موجودات در مسیر این کمال خواهی می خواهند تبدیل به انسان شوند؟ بعد از کمی فکر می گوید: شاید، در اینکه انسان اشرف مخلوقاتست که شکی نیست اما به نظر من کمال هر موجودی در نوع خودش بهترین بودنست اما از آن منظر هم میشود گفت مثلا شاید روح یک پرنده بعد از سالها ماندن در چرخه ی حیات به روح یکی از برادران رایت می پیوندد و سودای پرواز را تحقق می بخشد؛ یا یک کرم شب تاب در جسم ادیسون الکتریسته را کشف کرده... به میان حرفش می دوم و می گویم: شما هم شک نکنید که بلبل بودید ... می خندد و می گوید: شاید. 

12-چرا همیشه مرگ را به زمستان و تولد را به بهار تشبیه می شود؟

بهار همیشه برای طبیعت زنگ بیدار باش است زنگ شروع برای کار، تولد، تولید مثل، شکوفه و رویش. زمستان هم همیشه برای خیلی از موجودات خواب و ایستایی را بهمراه دارد. شاید به همین دلیل است که مرگ را که انجام یک آغاز است و آغازی دیگر در مسیر و فضایی دیگر به زمستان و تولد را که همیشه شروعی در خود نهفته دارد به بهار تشبیه می کنند.

13-حرف آخر

در نهایت از این بهانه ی برفی ِ قشنگ ممنونم که به من فرصت می دهد تا محبت و همراهی دوستان و دوستدارانم را بهتر و بیشتر درک کنم. من امسال بهتر و پربارتر و با کوله بار سنگین تری از تجارب متولد شده ام و خوشحالم که در کنار حدود پنج هزار نفر از مهربانانی که در این سایت لحظاتشان را با من شریکند هستم و با همراهی شان 38 سالگی را پشت سر می گذارم.

 

 

 

 

دست نوشته مجید اخشابی تولد

دست نوشته مجید اخشابی تولد
با آرزوی سالیان سال زندگی با عزت و افتخار برای هنرمند توانا، محبوب و مردمی کشورمان مجید اخشابی
26 دی ماه 1389
ندا کشاورز

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.