2-اینروزا دغدغه تون چیه؟ یعنی چی بیشتر از همه ناخودآگاهتون رو درگیر می کنه؟


ج.2- خب، یک وقتهایی یک دغدغه ، دغدغه ای بزرگ و کلیه که دیدگاه و جهان بینی شما رو می سازه و یک وقت می بینید که دغدغه ، دغدغۀ کاریست . دغدغۀ کاری اینروزهای من آلبومه که در حقیقت خیلی هم بطول انجامیده و به همین علت خیل اعتراضات مخاطبین اینروزها سرازیره که چرا منتشر نمیشه. بنده بشدت در تلاشم برای کشف آن چیزهایی که باید بدست بیارم و ارائه بکنم . کار موسیقی مثل غواصی می مونه ، باید برای پیدا کردن موسیقی خوب گاهی به قعر آب و گاهی به آسمان برید چون روی زمین چیزی پیدا نمیشه ولی مثل همون غواصی که به اعماق آب میره و بدنبال مروارید می گرده و حتی امکان براحتی و آزادانه نفس کشیدن رو هم نداره تا هدفش برسه ، من هم دارم تلاش می کنم ، موسیقی های خیلی زیادی ساختم ، قطعات خیلی زیادی آماده ست ولی برای اینکه یک پکیج کامل بدست بیاد .ممکنه تصمیم بگیرم که برخی از قطعات آماده رو دیرتر منتشر کنم و قطعات جدید به این مجموعه اضافه کنم به همین خاطر دوستان نگران نباشند از اینکه خیلی دیر شده چون من خودم خیلی به کیفیت و محتوی فکر می کنم به خاطر این اگه به ازای هر روز تاخیر یک درصد یا یک دهم درصد به کیفیت آلبوم اضافه شده باشه خودم قطعا راضی خواهم بود ولی تلاشم بر اینه و قول میدم که بزودی کار رو به اتمام رسونده و منتشر کنم. دغدغۀ کلی بنده هم اینه که واقعا حاصل تلاش ، زحمت ، عمر و وقتی رو که از زندگی دارم صرف می کنم مثمرثمر و مفید باشه و برای همنوعانم و بسیاری از کسانی که محبتشون من رو به فکر فرو می بره چکار می تونم بکنم و بزرگترین دغدغه م اینه که خداوند از طریق ذهنم به من کمک کنه به چیزهایی دست پیدا کنم که تاثیرگذارتر ، مفیدتر و جذاب تر باشه.  

3-معمولا چه فکری رو دوست ندارید سراغتون بیاد؟ در واقع کدوم فکر وقتی ناگهان به ذهنتون میاد بی اختیار سرتون رو تکون می دید تا اون فکر رو بهم بریزید؟

ج.3- من خیلی وقتها شده که در عالم خیال قدم می زنم ، پرسه می زنم ، می دوم ، زندگی می کنم و اول هر چه رو می خوام بدست بیارم رو توی عالم خیال ماکتش رو می سازم و اون ماکت رو امتحان می کنم اگر خوب بود بعد اون رو به عالم واقعیت نزدیک می کنم یا ماکتی که در عالم خیال ساختم رو سند(send) می کنم به عالم واقعیت (با لبخند می گوید : باید اینترنتی هم صحبت کنیم ) البته با درخواست از خداوند . البته همیشه عین اونچه در نظر داریم نمی شه یک وقتهایی یک تعدادی از فایلها توی این مسیر از بین میرن و یک چیزهای دیگه ای بوجود میاد. گاهی هم لطف خداوند شامل حال میشه و بیش از اون چیزی که در نظرم و جزو طراحی اولیۀ ذهنم بوده نصیبم میشه ولی بهرحال این انتقال فرآیند خیلی سختی داره اما برام لذت بخشه. و اینکه دوست دارم به مجموعه ای از خیال ، واقعیت و مرزهای تاریک و روشن هستی و ... خدا فکر کنم. همین کلمۀ خدا برای کسانی مثل من و ما کافیه که یک عمر بهش فکر کنیم و به اون چیزی که کل مطلب رو تشکیل می ده نرسیم ولی اگر یک حرف از حروف الفبای هستی و کائنات رو هم بتونیم کشف کنیم خود اون یک حرف تداعی کنندۀ هزاران جمله و چندین رمان خواندنی ست.

4- فکر می کنید تو چه لحظه هایی آدم نمی تونه خودش رو ببخشه؟

ج.4- من فکر می کنم بزرگترین سرمایه ها ، وقت ، عمر و زمانند. وقتی که آدم زمان رو از دست میده اون موقع ست که واقعا نمی تونه خودش رو ببخشه ولی چیزهای دیگه رو نه! از دست دادن پول ، موفق نشدن در یک مرحله از زندگی یا در آزمونی مثل کنکور و مواردی از این دست قابل جبرانند. همیشه شکست رمز پیروزی رو در خودش داره بشرط اینکه فرد برای تکرارش برانگیخته بشه ولی موقعی که آدم عمرش رو بخواد به بطالت بگذرونه و بدون هیچ هدفی وقتی رو بگذرونه و این عمر صرف خصلتهای بد آدمی بشه مثلا توی این زمان یاد بگیره دروغ بگه ، به دیگران آسیب برسونه ، خیانت کنه ، فریب بده اون وقته که عمر به هدر رفته و این زمانیه  که حتی خدا هم آدم رو نمی بخشه چه برسه به خود آدم.

5-بنظر شما کدوم خصلت یا ویژگی آدم باعث خلق آیه ی " فتبارک الله احسن الخالقین " شد؟

ج.5- خیلی سوال خوبیست من فکر می کنم هوش آدمیزاد موجب متفاوت شدن او با سایر خلایق میشه ، اینکه انسان هوشمند و باشعوره وجه تمایز قابل توجهیه که بنظر من باعث شده خداوند خودش رو به این خاطر که مجموعه ای آفریده که می تونه شعورمندانه تصمیم بگیره در این آیۀ شریفه ستایش کنه.

6-به نظرتون تمام ناشناخته ها ارزش کشف شدن و شناخته شدن دارند ؟ چرا؟

ج.6- شناخت اون ناشناخته هایی که در مسیر زندگی به آدم کمک می کنند و موجب میشند که شما متعالی تر فکر و زندگی کنید ارزش داره ولی خیلی اتفاقات هست که دانستنشون بدرد آدم نمی خوره و آدم رو اذیت می کنه مثلا اینکه بدونید همین الان 4500 نفر در یک جایی قتل عام شدند و شما هم کاری برای اونها نمی تونید بکنید جز اینکه انگیزه و نشاط شما رو در همین لحظه که قرار بوده شما کار بکنید ، درس بخونید یا ورزش بکنید از شما بگیره هیچ فایدۀ دیگری نداره . دانستن چنین اطلاعاتی ضروری نیست اگرچه آدم باید از محیط اطرافش آگاه باشه. بطورکلی ما با پی بردن به علائقمون می تونیم از دانستن دربارۀ اونها و استفاده از انرژی ای که به ما میدن در زندگیمون به نحو احسن استفاده کنیم.  

7-از حقیقت تا مجاز چقدر فاصله ست ؟ به اندازۀ شک یا یقین ؟

ج.7- گاهی اوقات یک مو ، گاهی اوقات فرسنگها فاصله . وقتی که چیزی از چیز دیگری فاصله داره مثلا همین ثانیه ای که گذشت با ثانیه هایی که در راهند می تونن به اندازۀ میلیونها سال با هم فاصله داشته باشند و یا خیر. این حس ماست که این فاصله رو دور یا نزدیک تلقی می کنه ولی وقتی که از لحظۀ حال فاصله گرفتیم به اندازۀ میلیونها سال ازش دوریم چون دیگه دسترسی به این لحظه امکان پذیر نیست . برای برداشتن فاصلۀ بین حقیقت تا مجاز اعتماد لازمه اگرچه شک لازمۀ رسیدن به علمه و زمانی که شک از دست بره علم هم دچار نقصان میشه ، باید شک کنی تا بری دنبالش ، آزمایش و خطا کنی ولی به یقین هم باید ایمان داشته باشی که تو رو به جواب میرسونه چون مطمئنا بدون یقین و با شک خالی آدم به جواب نمی رسه. اصلا تقابل این دو حسه که شما رو منقلب و متحول و متعالی می کنه . به همین خاطر از حقیقت تا مجاز بعضی وقتها یک مو و گاهی یک دنیا فاصله ست. هرچه هست در درون خود ماست ، حس ماست و بستگی داره که ما چه احساس بکنیم.

8-چقدر با دنیای مجازی اینترنت آشنایید و چه تعریفی از این دنیا می تونید ارائه بدید؟

ج.8- همین majidakhshabi.com موجب آشنایی بیشتر من با این دنیای مجازی یعنی اینترنت شد و داره میشه ، خیلی دنیای جذاب و خوبیست و این دنیا هم مثل دنیای روزمرۀ ماست در واقع ماکتی از اونه ، جهنم و بهشت و صحنه های زشت و زیبا داره ، همه چیز درش نهفته ست مهم اینه که ما کجای این دنیا قرار گرفتیم و کجا داریم پرسه می زنیم . خیلی کمک کننده و ارزشمنده و در ساختن دنیای امروز هر انسانی می تونه سهم بسزائی داشته باشه البته اگر جاهای خوبش رو انتخاب کنیم .  

9-هدفتون از راه اندازی سایت شخصی و سایت استودیو مهرآوا چی هست و چه برنامه هایی برای اعتلای بیشتر این محیط ها در نظر دارید؟

ج.9- هدف اطلاع رسانی و پاسخ به کاربران و اعلام حضور و پاسخ محبت اونهاست . خیلی ها از این روش برای انتقاد، ابراز احساسات و بیان اندیشه و نظرشون استفاده می کنند و یک درگاه و مجرای عبور اطلاعات برای اونهاست . من هم مثل همۀ هنرمندهای دیگه این انگیزه برام بوجود اومد که باید یک شیوه و مجرایی برای پاسخگویی داشته باشم اما سعی کردم که این سایت متفاوت تر باشه و بجای معرفی اخبار و اطلاعات آنچنانی که امروزه شایع است مثل اینکه فلانی امروز کجا رفت ، چی پوشید و این عکس جدیدشه ، یک جامعه و مجموعۀ کوچکی ایجاد کنیم که در اون اندیشه های خوب رو بهم هدیه بدیم ، از هم چیز یاد بگیریم ، دانش و تجربۀ شخصی مون رو که فکر می کنیم ارزشمنده و زندگی و عمرمون رو برای کسب اون دانش و تجربه صرف کردیم و ممکنه برای دیگران مفید و راهگشا باشه در اختیار هم بگذاریم و چشم اندازی از خوبیها ارائه بدیم تا افرادی که به موسیقی بنده توجه دارند در این اجتماعات در تعامل با هم براشون مشترکات دیگه ای هم بوجود بیاد و اگر شد کمی هم با اندیشۀ من آشنا بشن . بهرحال همه چیز هم موسیقی نیست من در وهلۀ اول انسانی هستم که مثل همه هم نوعان دیگرم زندگی می کنم ، فکر می کنم ، ایده دارم ، نظر دارم ، نظریه پردازی می کنم راجع به هر چیزی ، خصوصا خود من که از وقتی خودم رو شناختم نسبت به هیچ پدیده ای در این دنیا بی تفاوت نبودم و از کنار هیچ چیزی بی تفاوت نگذشتم کمی مدعی اینم که راجع به اطرافم و زندگیم سعی می کنم با فکر روبرو بشم بهمین خاطر گفتم که اگه امکانش بود آشنایی با این جنبه از شخصیت بنده هم فراهم بشه و مثل یک مجلۀ خبری باشه که کم کم همۀ زوایا درش منعکس بشه . سایت مهرآوا ، سایت استودیو ست که سایت تخصصی یک استودیوی حرفه ای صدابرداریه که البته وقت نکردیم خیلی بهش بپردازیم و قراره علاوه بر معرفی امکانات و عوامل استودیو از مقالات و مطالب تخصصی در اون استفاده بشه ولی در سایت خودم از فرهنگ ، اجتماع ، هنر ، اندیشه ، فلسفه ، عرفان و هرچه که به درد یک پرسۀ اینترنتی بخوره و کاربر رو بسمت اندیشه و مطالعه سوق بده و ارزش مطالعه رو داشته باشه رو دوست دارم درش باشه و برنامه های زیادی برای اعتلای سایت در نظر داریم که به مرور اعمال خواهیم کرد. بنده هم با وجود اینکه برای مسائلی از این دست کمبود وقت دارم حقیقتا برای سایت دارم وقت میذارم و خود شما هم شاهدید. فکر می کنم با وقتی که داریم برای سایت می گذاریم و برنامه هایی که داریم و البته با کمک و همراهی کاربران عزیز سایت به جاهای خوبی خواهد رسید. یکی از زیباییهای این کار گروهی در اینه که خیلی از مخاطبین خودشون هم دارند به هدایت و جامعیت این سایت کمک می کنند و این کار تیمی رو بنده به فال نیک می گیرم و امیدوارم به نتایج خوبی هم برسیم.      

10-همون طور که می دونید استفاده از تکنولوژی اینترنت مستلزم صرف وقت و هزینه ست . به نظر شما چطور می تونیم از صرف وقت و هزینه مون در فضای اینترنت بهترین استفاده رو بکنیم؟

ج.10- بی شک برای هر کاری بایستی وقت بذاریم و هزینه صرف کنیم.اگر آنچه که در ازای صرف هزینه و وقت بدست میاریم ارزشمند باشه که خب، معاملۀ خوبی کردیم ولی اگر آنچه بدست آوردیم بطالت ، وقت گذرانی و بدست آوردن اخبار زردی مثل نوع آرایش موی فلان یا مدل لباس بهمان باشه مسلما چیزی جز اتلاف وقت و هزینه نخواهد بود . به همین دلیل هم توصیۀ بنده اینه که برای استفادۀ بهینه از صرف وقت و هزینه در گشت و گذارهای اینترنتی بدنبال اخبار و اطلاعات ارزشمند باشیم. من خودم بعضی شبها توی همین سایت مقالات و نوشته هایی رو مطالعه می کنم که بسیار مفید و ارزشمندند مثلا چند مقاله راجع به زمان و چند مقاله راجع به پزشکی مطالعه کردم که بسیار نظرم رو جلب کرد و به دردم خورد و حتی به ذهنم رسید که برای پایان نامۀ کارشناسی ارشدم از مقاله ای که راجع به بحث زمان در موسیقی بود قطعا استفاده هایی بکنم و می بینم که برخی نوشته هایی که برای سایت ارسال شده بسیار راه گشاست و دیگه اینکه من هر شب در این سایت می تونم از گلستان سعدی گلی بچینم و از ادبیات و عرفان کهن مطلبی بخونم، برای من حتی بعنوان یک کاربر نه بعنوان صاحب سایت خیلی جالبه و اینکه هر شب با نظرات کاربران روبرو میشم و افکارشون رو با افکار خودم جمع می زنم و با کلی مطالب تازه مواجه میشم خوشاینده.

11-شما در شبانه روز چه مدت از این تکنولوژی استفاده می کنید؟ آیا با سایتتون همراه هستید؟

ج.11. باید اعتراف کنم که از این تکنولوژی تنها برای سر زدن به سایت و ایمیل خودم استفاده می کنم و روزهایی که ناپرهیزی می کنم هر بار که به سایت سر میزنم تا تمامی مطالب رو چک کنم ، یک الی دو ساعتی طول میکشه اما روزهایی که سفر هستم ، کنسرت دارم یا نمی رسم به سایت سر بزنم متاسفانه مطالب اون روز رو از دست میدم و اعتراف می کنم که اگه یک روز مطالب سایت رو از دست بدم نمی رسم که چند برابر وقت برای مطالب از دست رفته بذارم به همین دلیل هم سعی می کنم که هر شب یک دوری در سایت بزنم.

12- خب بیایید کمی از سمت تکنولوژی به سمت ادب و هنر که شناسه و حرفه شماست تغییر جهت بدیم. شما کلمۀ "نه" را در این شعر سهراب چطور می خوانید؟

و عشق صدای فاصله هاست. صدای فاصله هایی که غرق ابهامند "نه" صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر.

ج.12- بنظر بنده عشق همون صدای فاصله های غرق ابهامه ، نه صدای فاصله های شفاف و روشن . ابهام همون جدال بین شک و یقینه ، عشق چیز قطعی و روشنی رو به ما نمی ده . همیشه عظمت در بی نهایت هاست ، در اون چیزهایی که حد و مرز و کرانی نمیشه براش در نظر گرفت . 

13- از بین آهنگسازان خارجی کدوم رو بیشتر می پسندید؟

ج.13- من کارهای ونجلیز و جمیز هورنر رو دوست دارم.

14- کدام دستگاه در موسیقی سنتی را بیشتر دوست دارید؟ کدام را بهتر اجرا می کنید؟

ج.14- من شور رو بخاطر اینکه خیلی شورانگیز ، گرم و ایرانیه دوست دارم . شور همه چیز رو با هم یکسان داره غم ، شادی ، نشاط . بعضی دستگاهها غمشون بیشتره بعضی شادیشون ، بعضی سرخوشی و سرزندگیشون بالاتر و بیشتره . شور رو دوست دارم و بهتر از باقی دستگاهها می نوازم و می خوانم . قطعۀ گمگشته هم در همین دستگاه ست حتی میشه گفت گرایشم هم به همین گام بوده . توی گامهایی که غربی اند گامی هست که منطبق بر گام شور ماست تقریبا ، ولی اون ربع پردۀ دوم رو نداره که من خیلی از قطعاتی رو که ساختم توی همین گام بوده. 

15- همین الان یک ساز اختراع کنید و درباره اش بگویید.

ج.15- چشم ، اگر شد مثل ابونصر فارابی یک قانون یا یک سنتور ابداع می کنم اما فکر کنم نشه چون باید وقت بیشتری برای ابداع داشته باشم ، الان نمیشه. الان مصاحبه رو انجام بدیم نتیجۀ بهتری میده.

16- کاربران سایت هم سوالاتی از شما داشتند که با اجازه تون مطرح می کنم ، پرسیدند: چه زمانی در تهران کنسرت برگزار میکنید؟

ج.16- امسال انشالله قطعا این کنسرت برگزار میشود . تصمیم داشتیم سه ماهۀ اول سال کنسرت رو برگزار کنیم که مقارن شد با فضای انتخاباتی. انشالله زمانی که این فضا به تعادل برسه قطعا برنامه ریزی خواهیم کرد و کنسرت را در تهران برگزار خواهیم کرد.

17- چرا به ایمیل هایتان سر نمیزنید؟ چه راه ارتباطی دیگری به غیر از ایمیل با شما هست که از آن استفاده کنیم؟

ج.17- چرا اتفاقا سر میزنم و می خونم ، برخی رو جواب میدم و برخی که کلی ترند و مجال پاسخگویی بهشون نیست رو خیر. البته نمیگم که هر روز و هر شب سر میزنم نه! اما حتما هفته ای یکی دو بار رو سر میزنم.

18- الگوی شما در زندگی و کار موسیقی چه کسی است؟

ج.18- خب ، الگوهای مقطعی بودند لذا بارها یک الگو رو در ذهنم مدنظر قرار دادم و مدام با خودم گفتم الگوی من فلان مورد یا فلان شخصه بعد که از اون الگو عبور کردم و مرحلۀ تقلیدم گذشته دیگه اون الگو بعنوان الگو برام مطرح نبوده ، به همین خاطر الگوهای مقطعی دارم . مثلا اگر فردی رو ببینم که عارف بزرگیه یا شخصیت جذابی داره خیلی وقتها در احوالاتش تجسس می کنم ، دقت می کنم و سعی می کنم ازش الگوبرداری کنم اما اینکه الان کسی الگوی تمام و کمال زندگی من باشه نه، چنین فردی وجود نداره. 

19- ايا قصد برگزاری کنسرت در شهرستانها رو دارید؟ (مثلا اردبيل)

ج.19- بله ، از ابتدای سال داریم برنامه ریزی می کنیم برای برگزاری کنسرت در سه ، چهار شهر که البته اردبیل رو نمی دونم اما در تبریز و خیلی از شهرهای دیگه انشالله در تابستان کنسرت خواهم داشت.

20- ايا كليپهايي رو كه ساختن براي برنامه هاي مختلف (مهتاب سفر بخير سيب گلاب و ...) منتشر خواهید كرد؟

ج.20- خیر ، اینها مربوط به صدا و سیماست و من اجازۀ انتشار اونها رو ندارم و اینها تنها برای برنامه های تلویزیونی ساخته و پرداخته شده اند و اگر دوستان این برنامه ها رو بخوان باید از طریق سروش سیما اونها رو تهیه کنند.

21- آیا ممکنه یه روز مجید اخشابی از دنیای موسیقی خداحافظی کنه؟

ج.21- بله ، و اون زمانیه که از زندگی خداحافظی کنم.

22- تا چه حد به نظرات مردم اهمیت می دهید؟

ج.22- تا حدی که باعث تعالی و پیشرفت ذهنی و هنری من بشه .

23- موضوع پايان نامه ي مقطع كارشناسيتون چي بوده؟ و قراره براي كارشناسي ارشد چي باشه و آیا قصد ادامه تحصیل در مقطع دکترا رو دارين؟

ج.23- موضوع پایان نامه ی کارشناسی من در بخش عملی رسیتال سنتور بود و در بخش نظری هم عنوانش این بود : پایمردی و پایوری تا فرای مرز صدا  ، کارشناسی ارشد هم اتفاقا کنسرت در دستگاه شور خوهد بود که یکی از ساخته های خودم بر روی شعر حافظ است و دو قطعه از قطعات بزرگان موسیقی که خودم تنظیم کردم که با ارکستر سنتی اجرا خواهد شد . در بخش عملی که شامل تکنوازی و دو قطعه از خودم که بصورت تکنوازیست ارائه خواهد شد و در بخش نظری هم سعی ام بر اینه که تجربیات نوازندگی و ضبط در استودیو که خودم داشتم ، تدوین کنم و بشکل یک رساله ارائه کنم. در آزمون دکترا هم اگر بر مشکل زبان فائق بیایم قطعا شرکت خواهم کرد. 

24- بهترين و بدترين خاطره اي كه از دوران تحصيلتون دارين؟

ج.24- بهترین خاطرات مربوط به زمانهایی بود که برای درس پاسخ دادن نوبت به من می رسید و من هم آماده نبودم اونوقت یه واقعه ای پیش می اومد ، زنگ می خورد یا بلاخره یکجوری نوبت من به هفتۀ آینده موکول می شد . اعتراف می کنم خیلی از این شانسها آوردم . بدترین خاطرات هم شبهای امتحان وقتهایی که درس نخونده بودم و بدون داشتن آمادگی و زمان کافی مجبور بودم اون درس رو بگذرونم. 

25- حتما میبینید که ایروزا بازار انتخابات و تبلیغات انتخاباتی داغه. این میون هم یه عده از هنرمندها هم از کاندیدا های مورد نظر خودشون طرفداری می کنن. می خواستم بدونم نظر شما راجع به این جور تبلیغات چیه؟

ج.25- چون اینروزها راجع به انتخابات زیاد صحبت میشه بهتره راجع به سوالات اختصاصی تر صحبت کنیم.

26- بهترین هدیه ای که تا حالا گرفتید چی بوده؟

ج.26- شاید همین اواخر بود که یکی از مخاطبین نامه فرستاده بود و در اون یک دوره ختم قرآن و به تعداد سالهای عمرم آیت الکرسی رو بعنوان گل به من هدیه کردم بود که برام بسیار ارزشمند بود ، اینکه یک نفر برای اینکه بتونه یک چنین بهرۀ معنوی رو هم خودش ببره و هم به من هدیه کنه ، اینقدر وقت صرف کرده بود برام جذاب بود.

27- تا حالا شده یکی از مخاطبانتون تو ذهنتون ماندگار شده باشه؟ چه طوری؟

ج.27- بله ، تک تک مخاطبین من برام ارزشمندند و من براشون احترام قائلم الالخصوص مخاطبینی که ابراز لطف و محبتشون با معنویت توأم باشه.

28- چه گلی رو دوست دارید؟

ج.28- گل سرخ ، گل نرگس ... همیشه زمستونها توی ماشین من دسته ای از گل نرگس یافت میشه.

29- چرا در آموزشگاه همراز خودتون تدریس نمیکنید؟

ج.29- اتفاقا کلاسهای سنتور که کلا زیر نظر من برگزار میشند و هرازگاهی هم مستقیما یک جلسه درس میدم و بزودی هم یکسری کلاسهای آواز (سلفژ) رو بصورت گروهی قصد دارم برگزار بکنم که داریم راجع بهش برنامه ریزی می کنیم.

30- چرا در برابر بی احترامی هایی که دیگران نسبت به ایشون میکنند صبر عیوب دارند وچیزی نمی گویند؟

ج.30- من اعتقاد دارم هر کسی بی احترامی میکنه به خودش بی احترامی می کنه و جواب یک آدم نامحترم رو نباید داد. به همین علت همیشه صبر می کنم و صبرم به اندازه ای قویه که چیزی نمی گذره که اون فرد خودش از پا در میاد و همیشه بشکل خیلی عجیبی اون کسانی که هتاکی و بی ادبی کردند بدست فردی بدتر از خودشون ادب میشن. به همین علت من همیشه اعتقادم اینه که نباید دستم رو آلوده به تنبیه کنم بقول مسیح که میگه جنگ از آن خداست ، جنگ رو به خدا می سپارم . ممکنه گله و شکایتی به خدا بکنم اما خودم وارد جنگ با این چنین افرادی نمیشم.

31- اگه یه روز از طرف یه دانشگاهی توی شهرستان ازتون دعوت بشه که اجرای برنامه کنید آیا قبول می کنید؟ (مثلا استان خوزستان - دانشگاه آزاد شوشتر)

ج.31- بله ، خیلی از دانشگاههای ایران رو رفتم و اگه دعوت بشه قبول می کنم.

32- چرا از هوادارهایی که به گوشی همراهتون زنگ می زنن و ازتون در مورد موسیقی سوالاتی دارن نه قصد مزاحمت و این جور چیزا.... جوابشون رو نمیدید فکر نمی کنید که این طوری تو دلشون می مونه؟

ج.32- من اعتقاد دارم هر کاری یک شیوه ای داره و من هم ظرفیت پاسخگویی محدودی دارم اگه قرار باشه همۀ هواداران با هم یک مناسبتی یا موفقیتی رو به من تبریک بگن این به منزلۀ یه بمباران محسوب میشه و من کلا این روش رو روش مناسبی نمی دونم ولی اینترنت روشیه که اگر من بیکار باشم و وقت داشته باشم سر میزنم و جواب میدم . بنظر بنده تلفن همراه یک وسیلۀ شخصیه و روش اس ام اسی یا تلفنی سوال پرسیدن اصلا روش مناسبی نیست و اعتقاد دارم شأن مخاطبین بقدری بالاست که خودشون روشهای مناسب رو برای کسب اطلاعات انتخاب می کنند.

33- برای تابستون برنامه ای ندارین یعنی برای تیتراژ سریال یا حالا برنامه ای نخوندید؟

ج.33- همین جدیدترین کاری که از من در حال پخشه که تیتراژ سریال روزهای زیباست که از شبکۀ 5 تهران و بطور همزمان در شبکه های استانی در حال پخشه که امیدوارم همۀ مخاطبین خوششون بیاد .

34- شاعر تیتراژ روزهای زیبا رو از قبل می شناختید یا خیر؟

ج.34- خیر ، هیچ شناختی روی ایشون ندارم و ایشون رو ندیدم . در واقع تهیه کننده اصرار داشت که این شعر خونده بشه و من با اصلاحات و تغییراتی که خواستم شاعر روی شعر اعمال کنه قبول کردم که شعر رو بخونم.

35- سخت ترین سوالی که تا بحال ازتون پرسیدند چی بوده و پاسخ شما؟

ج.35- یادم نیست ... نه سوال و نه پاسخ رو.

36- نظرتون راجع به اعلام برنامه هایی که قراره درشون حضور پیدا کنید چیه؟

ج.36- خیلی موافق این قضیه نیستم و اعتقاد ندارم که سایت باید یک منبع اطلاع رسانی این چنینی باشه که مثلا آقای اخشابی یکشنبه ساعت 10 صبح میره فلان برنامه ، چون برنامه ها همیشه دستخوش تغییر و تحول اند و این آزادی انتخاب رو از من میگیره . مثلا من خیلی برنامه ها رو قرار بوده برم اما چون مطابق میلم اجرا نشده در ثانیۀ آخر پشیمون شدم و نرفتم و یا حتی برنامه ای بوده که پشت صحنه حاضر شدم اما در برنامه شرکت نکردم. بهمین خاطر ترجیح میدهم ناخودآگاه تلویزیون رو روشن کنید و من رو در برنامه ای که احتمال می دادید من در اون باشم ، ببینید.

37- قشنگترین خاطره شما از کنسرت شهرکردتون چیه؟

ج.37- بهبودی ای که از اشتیاق و محبت مردم بدست آوردم. من روز کنسرت شهرکردم بخاطر تصادفی که کرده بودم بسیار مریض احوال بودم ، ریه هام عفونت کرده بود و اصلا حال مساعدی نداشتم اما چون بلیط ها به فروش رفته بود و تبلیغات شده بود چاره ای نداشتم ، اما اعتراف میکنم که وقتی روی سن رفتم درمان شدم و اون کنسرت با اون کیفیت انجام شد.

38- شما هرچندوقت یکبار به مزار پدر بزرگوارتون سرمیزنید؟

ج.38- اگر بتونم جمعه ها ، سعی ام اینه که ماهی یکبار حتما سر بزنم. متاسفانه تراکم کاری سبب میشه دیر به دیر برم اما روزی نیست که به خاطرۀ ایشون سر نزنم.

39- آقای اخشابی تا حالا شده که باکسی دعواتون بشه؟

ج.39- اختلاف نظر و عقیده چرا ولی دعوا و مشاجره به اون شدتی که فکر بکنید خیر.

40- دوست داشتین معروف نبودین؟

ج.40- نه ، الان دیگه برای چنین خواسته ای دیره.

41- شما در سنین کمتر مثلا سن 20 سالگی هم مثل الان اینقدر پخته و عاقل و محافظه کار بودین؟

ج.41- نه مثل الان نبودم اما به نسبت یک جوان بیست ساله عاقل تر بودم.

42- اگریکی بهتون بگه که همیشه براتون دعا میکنه چه احساسی بهتون دست میده ؟حرفش رو چی باور میکنید.

ج.42- انرژی می گیرم و حرفش رو باور می کنم و می دونم خیلی ها این محبت رو دارند و من هم اگر قابل باشم برای اونها دعا می کنم.

و کلام آخر اینکه:

امیدوارم تمام کاربران هر روز بیشتر از روز قبل نظرشون در این سایت تامین بشه ، خودشون کمک کنند ، سایت رو متعلق به خودشون بدونند ، من که اینچنین می دونم خودشون هم باور کنند که سایت مال خودشونه . ما این فضا رو پدید آوردیم و به همه هم اعتماد کردیم . بیایند نظرات و سلایقشون رو در سایت اعمال کنند تا محیطی دوستانه و سالم برای ورزیدگی اندیشه پدید بیاد . امیدوارم هرچه زودتر به غایت این هدف نائل بشیم.

 


تاریخ مصاحبه : 17/3/1388

مصاحبه کننده : ندا کشاورز

3
3
0
3 نفر

2 نظر

  1. عالی بود مرسی love
  2. خانم کشاورز از مصاحبه زیبا تون بااقای اخشابی لذت بردم مرسی
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.