تقدیم به زاینده ی خاطراتمان
و به پرطنین ترین نوای خدایمان
تقدیم به مجید اخشابی مان
یکی از ویژگیهای بارز موسیقی ثبت زمان و خاطره است.
واژه ها، کلمات، جملات کتاب می شوند اگر بخواهیم خاطراتمان را به نگارش درآوریم. در این کتاب قطور تنها یک تصویر چاپ شده است. با دیدن این تصویر اگر به ذهنمان رجوع کنیم، می بینیم بی راه هم چاپ نشده است.
مجید اخشابی رمضان
چیک... چیک... چیک... این صدایی است که بعضی خاطرات ما را ثیت می کند. اما گاهی بعضی از خاطرات را نمی شود با این صدای چیک ثبت کرد، بلکه این خاطرات را به تاریکخانه ی ذهنمان می فرستیم و هر از گاهی که دلمان برایشان تنگ می شود آنها را ظاهر می کنیم.
مجید اخشابی رمضان
اگر بخواهم جملات ابتدایی این کتاب را برایت بخوانم، صفحه ی اول که تصویر چاپ شده را ورق می زنم، درصفحه ی بعد،کتاب این چنین شروع می شود: «هوالمجید، در تاریخ 26 آبان ماه سال 1380، اول رمضان المعظم سال1422، برای اولین بار، اولین خاطره زاییده شد.»
مجید اخشابی رمضان
بنده ای از حوالی کوچه های رمضان به شیشه ی اتاقم کوبید، ناگهان دلم لرزید، باران گرفت، انگار نشانی گمگشته ای را می داد، دلها گرفته بود، امیدها ناامید، همه از هم دلگیر، اما توی اون نشانی، آدرس خداهم بود، یادمه نوشته بود نماز حاجت بخونید حاجتتون روا میشه، این جمله، آخر آدرسی بود که داده بود، اون لحظه گفتم آهان برای اینکه گمگشته هامو پیدا کنم باید نماز بخونم اِم... اِ یعنی نمازحاجت. اون نشونی خیلی برام عاشقانه بود، توی اون تاریکی نزدیک سحر، ازکوچه ها رد می شدم، دیدم بوی خدا توکوچه هاس، کوچه ها پر از نور سبزن، من نمی ترسیدم، من از تاریکی نترسیدمو عاشق شدم.
مجید اخشابی رمضان
گذشت تا رسیدیم به عید فطر، همیشه برای ما آدمهایی که به تماشای هنر هنرمندانمون می نشینیم جالبه که بدونیم فلان خواننده ای که سی روز صداشو شنیدیم یا فلان بازیگر بدون گریم چه شکلی، من که خودم دوست داشتم ببینم خواننده ای که یه ترانه ی مذهبی و تر و تازه خونده،خودش چقدرمذهبیه؟ بله، روز موعود رسید و در همان برنامه ی اولی که من دیدم نه اون برنامه ای که ایشون حضور داشتند، چنان متانت، وقار وحجب و حیاشون ستودنی بود، که نشد نخوایم که سال دیگه در ماه رمضان نباشند. بعدها فهمیدم که ایشون با پارتی بازی خودشونو تو دل یه عالم مردم جا کردند!
مجید اخشابی رمضان
اگر یه بنده پیش خدا آبروشو حفظ کنه و همیشه جاش تو طبقه اول دل خداباشه، یقیناً خدا هم آبروشو پیش مردم حفظ می کنه و مهرشو توی دل مردم بی اختیارخود مردم می اندازه. خدا همان پارتی هنرمند ماه رمضانی ما یعنی مجید اخشابی بزرگوار بود.
مجید اخشابی رمضان
می گوید: یکی از ویژگی های بارز موسیقی ، ثبت زمان و خاطره است، در واقع ما زمان را به هیچ شکل نمی توانیم حفظ کنیم، مگر اینکه بخشی از آن را به شکل خاطره درذهن بپرورانیم و با یک پلهای ارتباطی بتوانیم به آن زمان دست پیدا بکنیم. موسیقی، روی خوش ممکنه ما را ناخودآگاه به یک زمانی پرتاب و هدایت بکند و ناخودآگاه برای لحظاتی فکرکنیم همان زمان بر ما مستولی است و اگر موسیقی دارای بار هنری و زیبایی باشد این قدرت را می تواند داشته باشد. می گوید: اگر که قرار باشه کسی را مهمان کنیم به موسیقی، یعنی مهمان موسیقی من باشد و هوشش را و ذهنش را به موسیقی من بسپارد، ترجیح می دهم که از او با نشاط و شادی و امید پذیرایی بکنم، ضمن اینکه یک چیزی هم به او یاد بدهم.
شاید باید در موسیقی مجیداخشابی، ثبت خاطره و یادگیری حقایق زندگی را زلفش به هم گره بزنیم.
مجید اخشابی رمضان
بسیار زیبا و خاطره انگیز است، در کنار سفره افطار، کسی یاد خدا را و حقایقی از بودن با خدا رو با زبان موسیقی بیان کند.
مجید اخشابی هم اینکار را هر سال برای مهمانان خدا تکرار می کند.
مجید اخشابی رمضان
همه ی ما می دانیم که جناب آقای اخشابی چه تیتراژهای دیگری مخصوص ماه رمضان خوانده، از زبان خودشان هم بارها شنیده ایم. می دانیم بعد از گمگشته به ترتیب، همراز، عروج، خانه به دوش، متهم گریخت (کوچ)، بوی خوش زندگی، تسبیح، یک وجب خاک، حیلت رهاکن (مسابقه نسيم سبز)، ماه محبوب، جشنهای رمضان، برآستان جانان، دلتنگ فردا را به گوش و هوش ما رسانده اند.
مجید اخشابی رمضان
اما در بینابین همه ی این ترانه ها ، در ماههای رمضان هر سال همه ی ما خاطراتی را در ذهن داریم که گاه مشابه نیز هست. بسیار بسیار بسیار زیاد می توان گفت و نوشت از مجید اخشابی نه فقط در ماه رمضان آن هم نه فقط در سایت رسمی او بلکه در هر جایی که مجید اخشابی سر انگشتی بر اذهان مردم کشیده و آن سرانگشت تبدیل به خاطره شده. تنها می توان به این شعر بسنده کرد.
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

مجید اخشابی رمضان
به همت: الهام هاديان

 

2
2
0
2 نفر

3 نظر

  1. من هم برای اولین بار با شنیدن ترانه گمگشته که برای اولین بار پخش می سد .دوباره جان گرفتم.نماز حاجت خواندم.وقتی که حاجت گرفتم آقای اخشابی را بسیار دعا کردم.ارخدا سلامتی ایشون وخانواده محترمشان را خواستارم

    من هم برای اولین بار با شنیدن ترانه گمگشته که برای اولین بار پخش می سد .دوباره جان گرفتم.نماز حاجت خواندم.وقتی که حاجت گرفتم آقای اخشابی را بسیار دعا کردم.ارخدا سلامتی ایشون وخانواده محترمشان را خواستارم
  2. خیلی خیلی متشکرم از این ابتکار جالب و واقعی شادشاد شدم موفق باشید

    خیلی خیلی متشکرم از این ابتکار جالب و واقعی شادشاد شدم موفق باشید
  3. با ديدن اين تصاوير و يادآوري ترانه‌هاي محبوبم، حسن خوبي را برايم رقم زديد و باعث زنده شدن خاطرات گذشته شديد ... بينهايت تشكر نگين جان smiley17 smiley17

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.