روایت مصور:عشق

24 مهر 1390   Negin Bagherani   فتوگالری » روایت مصور   0 نظر   301 بازدید   |



روايت مصور عشق
دلم به حال عشق می سوزد
چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام؟
مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است.

عشق

رهگذری آرام از کنارم می گذرد و بدون احساسی می گوید: صبح بخیر
صدایش در صدای باد و باران گم می شود و به گوش قلبم نمی رسد.

عشق
زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند
حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند
ناگهان لحظه غربت می رسد و تو درمیابی که چقدر زود دیر شده

عشق
به تکاپو می افتی... در غربت بیابان، در کوچ شبانه پرستوها
در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی.
دیر شده خیلی دیر
عشق
هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردایی وجود ندارد
سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی
و یا شاید نمی فهمیدی
love

امروز حرف حقیقت را باور می کنی ...
اما افسوس که خیلی زودتر از آنچه فکر می کردی دیر شده

love
آن كس كه لذت یك روز زیستن و عاشق بودن را تجربه كند،
انگار كه هزار سال زیسته و آنكه امروزش را قدر نمی داند،
هزار سال هم به كارش نمی آید!

love
اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین
اگه اعلام کنن دنیا داره تموم می شه

love

تمام خطوط تلفن اشغال می شه واسه دوستت دارم گفتن ها
یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه می کنیم

love
در همان یك روز دست بر پوست درخت می كشین ...
روی چمن می خوابین
كفشدوزك ها رو تماشا می کنین ...
love
سرتونو را بالا می گیرین ... و ابرها را می بینین
انگار که بار اوله اونها رو می بینین و به آنهايی كه نمی شناسین سلام می کنین
غصه نباید بخورین ... وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست می دین ...

love
شما در همان یك روز آشتی می کنین و می خندین می بخشین
تازه می فهمین عاشق بودین و نمی دونستین
این قدر که غرق در زندگی بودین
هیچ وقت نه به کسی محبت کردین و
نه اجازه محبت کردن رو به کسی دادین

love
دلم می سوزه واسه آدمهایی که همیشه در فردا زندگی می کنن
به خیال داشتن عمر نوح

love
خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
و چشمهایش را می بندد و می گوید
من این حرفها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی

love
همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقتها پشت سر مردم حرف می زند
گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من کی هستم

love
خدایا می خواهم آن گونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم

love

به همت: مريم پورمحمدي
مسؤول ارشد سايت
مسؤول انجمن آموزشگاه ادبيات
اختصاصي‌هاي سايت (دانلود برنامه ها، عكسها و پوسترها و مصاحبه‌هاي مجيد اخشابي)
ايميل: zendegi_khazan@yahoo.com
شناسه ياهو: zendegi_khazan
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.