روایت مصور: جوان

19 تیر 1390   Negin Bagherani   فتوگالری » روایت مصور   0 نظر   237 بازدید   |

ازکودکی سودای بزرگ شدن داشتیم. هر روز یک شغل جدید برای آینده مان انتخاب می کردیم. چندین هزار بار نشستیم وروزهای زندگی مان راحساب کردیم، چندبار نشستیم و شمردیم: یک سال، دو سال، سه سال تا رسیدیم به بیست سال، بیست ویکسال و...
توی رویاهای دورت خواب آهو رو می بینی
شاپرک تو باغ رویا گل آرزو می چینی

جوان

حالا دیگر به آرزوی دیرینه یمان رسیده ایم، بزرگ شدیم اما سودای بزرگ شدن هنوز از درون ما زبانه می کشد، همه ی ما همیشه خواسته ایم بزرگتر شوییم اما نخواستیم از سنین جوانی بگذریم. چرا که شور وحشی جوونی از درون ما درحال فوران است...

جوان

چشماهایمان را ببندیم و باز کنیم می بینیم که جوانی مثل کودکی و نوجوانی حتی سریعتر رفت و خاطراش را باقی گذاشت. چه خاطره ای دوست داریدباقی بمونه؟ همه ی آدمها خاطره ی خوب رو انتخاب می کنند، پس در این سنین جوانی کاری کنیم که یادآوری خاطرات باعث شعف ما بشه نه تاسف.
اما رویای جوونی میره از یاد تو روزی
مثل امروز من اون روز تو خودت باید بسوزی

جوان

اما هنوز ما مانده ایم که چه کسی را جوان می نامند! کسی که ظاهر یک جوان را داراست اما باطنش پیر و چروکیده شده؟ یا کسی که ظاهرش پیر و چروکیده شده اما شور وحشی جوونی هنوز از دلش دور نشده؟
جوانی یعنی تلاش، کوشش، ممارست برای ماندن، زندگی کردن، شادبودن، مفیدبودن، جوانی یعنی تلاش برای همیشه جوان بودن.
پس من جوانم وجوان می مانم.

جوان

جوان با فکر سالم، جسم سالم، زندگی سالم می تواند تمام مشکلات رامثل موم در دست خود نگه دارد. شاید یکی از این راه حل ها اول الگو قرار دادن جوانان سالم و دوم پاگذاشتن در جای پای آنهاست برای داشتن دوره ی جوانی سالم.

جوان


به همت: الهام هاديان
 

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.