روایت مصور: بخاطر آتنا

8 آذر 1389   Negin Bagherani   فتوگالری » روایت مصور   0 نظر   467 بازدید   |

ویلچر
در گذر گاه چرا های مختلف ،هنوز چراهایی هست که ما را به خود بر می گرداند و از خود به خدا می رساند
هنوز می شود حس خوب زندگی را در دستانی که وجودش از بدو تولد آزرده شده یافت و اشتیاق و امید را با شکوه تر از پیش درک کرد.
می شوداز نا امیدی فاصله گرفت و غرور را کنار گذاشت ،
چقدر زیباست موقعی که بزرگ باشیم ، اما درون خود را تا پاکی کودکی ها جلا دهیم،
تا شاید انسانی که از روزمرگی ها خسته شده باردیگر با خدا پیوندی تازه کند و روح خود را تعالی بخشد

کوچک بود و معترض ، با هزاران چر ا و کاش و اگر هایی که داشتند زندگانیش را با نا امیدی و پوچی پیوند می دادند
هنوز سرنوشت و تقدیر و امتحان الهی برایش گنگ و نا مفهوم بود
و، چرا من ؟ تنها زمزمه ی شبانه اش با خدا بود

فهمیدم
خیلی راحت می شه شکرانه ی خدا رو بدون بهانه بجا آورد
، زیبائیها رو درک کرد
خوشحال بود و عطر خوشحالی و نشاط رو تو دنیا پاشید
فهمیدم
اگر چشمی نمی بینه دلیل برا ین نداره که دنیا زشت و تاریکه
اگر پایی راه نمی ره ، دلیل بر این نداره که جاده ای وجود نداره
اگر دستی حرکت نمی کنه دلیل نداره که دوستی نداره و دوستی نمی کنه
اگر جسمی ناتوانه و می لنگه دلیل نداره روحش و ایمانش بلنگه و بلغزه

آرام آرام جواب تمام سوالهایم را از داده های خدا یافتم و نداده های از سر حکمتش را به بی عدالتی اش نسبت ندادم
معنی امتحان الهی رو درک کردم و به آرامش رسیدم و به تقدیر نوشته شده به دستان حکیم و مهربان بی انتها قانع شدم صداقت دستان گرم همیشه همراه مادرم را بیش از بیش احساس کردم
تا جایی که ترانه های زیبای نوازش دستان او با تار موهایم ، عشقی جاودان رادر وجودم جاری ساختند و ریشه دارم کردندتا در برابر طو فانهای بزرگ زندگی که می توانند عزت ادمها رو بگیرند ، مقاوم باشم و خدا رو شکر کنم که عشق را می فهمم .

حالا به جای اعتراض و بهانه گیری می شه هر روز ایمان به خدا رو مرور کرد و برای همه آرزو کرد تا خدا تو قلب همه روشن باقی بمونه .وبه بی راهه نرند ، جه با دست و پاهایی که عاجزند و بهانه گیری می کنند و چه با دست و پاهایی که سالم اند و گاهی مغرور
برای نوشتن این دعا، لرزون بودن دستها مهم نیست ، محکم بودن ایمان و اعتقاد مهمه

این دختر خانمی رو که می بینید اسمش اتناست
آتنا متولد تبریز هست و تا به حال چند نمایشگاه نقاشی بصورت انفرادی گذاشت

به زبان خودش زندگینامه شو بخونید

از آثار آتنا

نه شکی، نه لرزشی و نه زمزمه ای از رهسپار شدن به تقدیری امتحان مدار و بی اختیار
آزادتر از تمنا های وابسته ساز به سنگر هایی که عزت را نمی فهمند یا بالهایی که مقصد را نمی شناسند
من از ایمان تو ایمان را معنی می کنم
سرتا پای ایمانی که ظاهر تقدیر اورا محکوم به عجز ابد کرده ،اما بوی شکرانه می دهد ،
می شود تلخی حقارت خواسته هایمان راچشید تا شاید تلخیها ما را به شیرینی حقیقی زندگی عطش وار کند .
تا شاید بفهمیم، سنگرها ی زمینی ، تو خالی از ایمان اند، تا بتوانیم با کنار گذاشتن غرور و با جسارت تمام از دفتر دختری مبارزو با ایمان مشق زندگی را تقلید کنیم و یاد بگیریم تا قلم خوردگی های نفس پرستی صفحه ی سپید وجودمان را به سیاهی ها زنجیر نکند و پناه بردن تنها به خدا را یادمان دهد.

در تارک اندیشه ی دختری جسور و خالص و بی مدعا عظمت هستی و طراوت بودن و امید نقش بسته
نقشی جاودان که با قلمویی از جنس درون، که ایمان را با خطوط محکم روی تابلو پاشیده ، هر کسی را تسلیم و دربند می کند .
از اعماق این تابلوها می توان عشقی اسطوره ای را یافت که به حقیقت وصال نزدیکتر است
بیائید پیش پایی که از بدو تولد زمین را لمس نکرده اما جنگیدن جزو زندگیش بوده از معنی زندگی سیراب شویم و جاهای پای اورا به پاس مقصدی که دارند بوسه باران کنیم . 

 

1
1
0
1 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.