روایت مصور: حج

16 آبان 1389   Negin Bagherani   فتوگالری » روایت مصور   0 نظر   267 بازدید   |

حج
خدايا، بر من منت گذار كه تا آن زمان كه زنده‌ام مي‌داري، در يان سال‌ها و هر سال ديگر حج و عمره بگزارم؛ و قبر پيامبرت كه صلوات و رحمت و بركات تو بر او و آلش بايد و قبر خاندانش را كه بر ايشان سلام باد زيارت كنم؛ آن زيارت را زيارتي پذيرفته و شايسته پاداش ده كه از چشم تو نمي افتد؛ و نزد تو اندوخته‌اي براي من است. (صحيفه‌ي سجاديه)
قدم هايت را آرام تر بر زمين بگذار اينجا جاي جايش جاي قدم هاي پيامبر و علي و فاطمه و حسن و حسين است ... بايد بروي تا خودت با تمام وجودت حس كني... اين‌ها نه در وصف مي گنجند و نه مي توان گنجاند...

اينجا بقيع است مدفن 4 امام شيعيان و بسياري از بزرگان... پشت پنجره‌هاي بقيع ... حس غريبي است.... با گذشت اين همه قرن باز هم غريبي و غربت بقيع را مي‌توان حس كرد.... مدينه هم چنان مظلوم است ... و ... بقيع، مظلوم تر اهل بيت هم چنان غريبند و ...

چند روزي در مدينه هستي مهمان پيامبر احساس غريبي نمي كني اما هنوز ماتي و مبهوت ... روز آخر ياراي دل كندن و رفتن نداري گويي گوشه‌اي از قلبت در آنجا مي ماند...

اين‌جا مكه است و به اين حرم، حرم امن خدا مي‌گويند و اين بال‌هاي فوج در فوج نگاهبان اين سراي آسماني‌اند و اين من هزار خيال هزار آرزوي تنها ، چقدر به تنهايي كعبه شباهت دارم...

شايد تو.. مرا نيز ـ چون كعبه ـ تنها، به زمين امانت دادي؛ تا در خلسه‌ي بي‌كسي خود، دل در زمزم بشويم و جان در سعي بين صفا و مروه، به هروله در آورم و روح در دايره‌ي طواف ، به پرواز درآورم؛ تا فقط به سدرة المنتهاي عشق تو پيوند بخورم... خدايا لبيك! ... اللهم لبيك!

اين‌جا من فقط، تو را مي‌جويم؛ در فيروزه‌اي‌ترين لحظه‌هاي احرام. خاطر توست كه به قلبم آرامش مي‌دهد...

به همت: مریم پورمحمدی

 

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.