روایت مصور: پاییز

4 مهر 1389   Negin Bagherani   فتوگالری » روایت مصور   0 نظر   183 بازدید   |

 


صدای پایش را می شنوی؟پادشاه فصل ها،نزدیک است...!جاودان بر اسب یال افشان زردش،به سویمان می آید..!

آری پادشاه فصل ها آمده است...خنده ای بر لب دارد این پادشاه!خنده اش خونی ست اشک آمیز!به استقبالش بیا...هرچند که باغ بی برگی روز و شب تنهاست...باغبان و رهگذری نیست...

باغ بی برگی که می گوید که می گوید که زیبا نیست؟ هرچند که به رویش برگ لبخندی نمی روید..اما بنگر که برگ هاچه غریبانه به کمال می رسند...بنگر که چگونه می افتند در ابتدای کمال...زیر پای پادشاه فصل ها...

پادشاه فصل ها امده است...با ساز نمناکش باران!! با باد،همان سرود همیشگی اش... پادشاه فصل ها را دریاب...

به همت : پانته آ توتونچیان
الهام گرفته شده از شعر باغ من (م.امید)



0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.