روايت مصور: قلب شبنم

15 خرداد 1390   maryam.pourmohammadi   فتوگالری » روایت مصور   0 نظر   268 بازدید   |

بچه های سرطانی
آیا کسی صدای کسی را می شنود؟
آیا کسی به فکر کسی هست؟



بچه های سرطانی
از صدای قلمش، امید شنیده می شود، آرزویش درهمین آینه حک شده...
همین و بس...
چقدر در سیاهی، نور را خوب حس می کند؟!
اشتیاق چشمانش شاید ما را شرمنده کند
شرمنده ی اینکه چقدر معترضیم
چقدر خواسته هایمان، پیش این نقاشی کوچک و حقیرند
چقدر زمین گیر شده ایم؟!
همه چیز داریم، اما چیزی نداریم!
چقدر دستهایمان، قلبهایمان از شکوه انتظار و امید به خدا خالیست
اما دستان او امید را روی قاب زندگی شکسته  می پاشد...
بچه های سرطانی
در این نا باوری
در این امتحان سخت
شکوه خنده ی کودک صاحب تقدیر، چقدر زیباست؟!
چقدر ما را به یاد خودمان و خواسته های تهی مان می اندازد
شاید خود را باز شناسیم
تا شاید روزها بی ثمر نماند ...
تا لحظه ها گرانبار شود
تا دیگران را جزئی از خود پنداریم
و خود را جزئی از آنها
بچه های سرطانی
ای کاش کودک، این اسارت را قبول نکند
ای کاش میله ها را باور نکند
او خیلی کوچکتر از آنست که تقدیر را معنی کند
....
اما
 ای کاش باور می کردیم اسارت خودمان را، زیر سنگینی زنجیر های خودخواهانه ی بی انتها را
بچه های سرطانی
شاید با دیدن آنها، چشمانت، باران را تجربه کنند
تا شاید خوبتر ببینند
تا شاید بهتر درک کنند
چه امتحانی در این جهان از سوختن و هیچ نگفتن پروانه ای که خود را به شعله می سپارد، زیبائی عشق را معنی می کند؟
آری زمانی می رسد که عظمت دنیا در همین پروانه خلاصه می شود
وتو در حیرت اینکه دنیا کوچک است؟ یا پروانه باعظمت می مانی...
شاید پروانه نمی داند یا نمی خواهد بداند که عمر شمع از او کوتاه تر است
زیبائی اش را می بینی؟
او عاشق است، نه محاسبه گر
بچه های سرطانی
پیش از خاموشی بی جواب
پیش از پژمردن حقیقت گل
زیبائی اش را حس کنیم، تا به اندازه ی تقدیرش شاد زندگی کند  
تا جایی که او نیازمند ماست
تا جایی که ما به او نیازمندیم
 تا صیقل دهیم وجود خود را، تا حفظ کنیم امید او را
تا یاد بگیریم سر راه امید تشنگان، سراب نبودن را   
بچه های سرطانی
به نظاره ی به ظاهر امتحان کسانی نشسته ایم که جواب امتحان آنها، سوال امتحان ماست
بچه های سرطانی
باورت می شود امتحانمان را؟


به همت: ندا تنهایی مقدم
0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.