دانلود رمان افسون عشق



کتابخانه: دانلود رمان افسون عشق



بی آنکه کلمه اي حرف بزند از اتاقم خارج شد . آبدارچی با سینی چاي طوري وارد شد که هنوز نگاهش به او بود که داشت می رفت . با صداي بسته شدن در ورودي شرکت که محکم به یکدیگر خورد متوجه شدم که از شرکت بیرون رفت . حسی مرا پشت پنجره کشاند . در آن مه و برف و آن سوز و سرما دیدم که چترش را روي زمین گذاشته و خم شده و با یک لنگه کفشش ور می رود . از بخاري که روي شیشه نشسته بود نمی توانستم واضح ببینم . او کجا می رود ؟ آیا گرسنه است یا سیر ؟ سردش است ؟ چه مشکلی دارد ؟ صداي مادرم را از عکسش شنیدم: به ما چه مربوط است ؟ مگر ما وکیل مردم هستیم و ...

کتابخانه: دانلود رمان افسون عشق دانلود کتاب
کتابخانه: دانلود رمان افسون عشق 1.57 مگابایت
کتابخانه: دانلود رمان افسون عشق www.majidakhshabi.com



0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.