هزار خورشید تابان – خالد حسینی


کتابخانه: دانلود کتاب هزار خورشید تابان


هزار خورشیدتابان دومین رمان خالد حسینی، نویسنده افغانستانی است که به زبان انگلیسی نوشته شده‌است و به ده‌ها زبان زنده دنیا ترجمه شده‌است.این اثر بعد از انتشار کتاب بادبادک باز منتشر شد که بافروش بسیار بالایی مواجه شد. این رمان در ژوئن سال ۲۰۰۷ برای دست کم سه هفته پرفروش‌ترین رمان آمریکای شمالی شد.خالد حسینی این کتاب خود را به دو فرزندش و تمامی زنان افغانستان اهدا کرده‌است.
نام این کتاب به گفته نویسنده از شعر صائب تبریزی با مطلع زیر گرفته شده‌است:
خوشا عشرت‌سرای کابل و دامان کهسارش/که ناخن بر رگ گل می‌زند مژگان هرخارش
که در بیتی از آن می‌گوید:
حساب مه جبینان لب بامش که میداند؟/دو صد خورشیدرو افتاده در هر پای دیوارش
جوزفین دیویس مترجم انگلیسی این شعر عبارت «دو صد خورشیدرو» را به a thousand splendid suns ترجمه کرده است.
این کتاب در ایران با عناوینی چون «هزار خورشید درخشان» و «هزار خورشید تابان» ترجمه و منتشر شده‌است. این کتاب ماجرای عشق بین دختری به نام لیلا و پسری به نام طارق است که در جنگ از هم جدا شده و بعد از سالها یکدیگر را پیدا می‌کنند. همچنین داستان زندگی دختر دیگری را که هووی لیلا بوده‌است را بیان می‌کند که نامشروع بدنیا آمده و در اخر زندگی لیلا را نجات داد.

گزیده‌هایی از کتاب:

-مثل عقربه قطب نما که رو به شمال است ، انگشت اتهام مرد همیشه یک زن را پیدا می کند.
-دل مردها نانجیب است ، نانجیب مریم . مثل رحم مادر نیست . ازش خون نمی ریزد ، بزرگ نمی شود که برایت جا باز کند.
-پس از ۴ سال ازدواج مریم به روشنی می دانست وقتی زنی بترسد ، چطور مدارا می کند .و مریم می ترسید.
-لیلا یک حقیقت اصلی را در مورد زمان آموخته بود : زمان مثل آکاردئونی که پدر طارق گاهی آهنگ های قدیمی پشتو را با آن می نواخت ، بسته به حضور یا غیبت طارق فشرده می شد یا کش می امد.
-ازدواج را می شود عقب انداخت اما تحصیل را نه.
-اگر کسانی همه عشق و محبتشان را نثار بچه های اول کرده اند، دیگر نباید بچه دار شوند.
-از تمام دشواری هایی که آدم باید با ان رو به رو شود ، هیچ چیز به اندازه عمل ساده انتظار کشیدن مجازات کننده نیست.
-لیلا انجا دراز می کشید و گوش می داد و آرزو می کرد کاش مامان توجه کندکه او ، لیلا شهید نشده و زنده است و کنار او در بستر است و امیدها و اتیه ای دارد . اما می دانست که آینده او نمی تواند با گذشته برادرهایش برابری کند .
-لیلا یادش آمد که یک بار از مامان شنیده بود که به بابا گفته با مردی ازدواج کرده که اعتقاد ندارد . مامان نمی فهمید . مامان نمی فهمید که اگر به ایینه نگاه کند ، تنها اعتقاد راسخ زندگی بابا را می بیند که یک راست به او زل زده است.
-همیشه چیزی هست ، چیز دیگری که بتوانند از ادم بگیرند

کتابخانه: دانلود کتاب هزار خورشید تابان دانلود کتاب
کتابخانه: دانلود کتاب هزار خورشید تابان 5.77 مگابایت
کتابخانه: دانلود کتاب هزار خورشید تابان www.majidakhshabi.com

0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.