قصه شب: ياسمين 61

قصه شب: ياسمين 61

3 دی 1392 , بازدید ها: 899

بهزاد خان، بخدا من نمي دونم در مقابل اين همه لطف بايد چيكار كنم. خجالت هم مي [..]

قصه شب: ياسمين 60

قصه شب: ياسمين 60

2 دی 1392 , بازدید ها: 823

- جدي مي گي فرنوش؟

قصه شب: ياسمين 59

قصه شب: ياسمين 59

30 آذر 1392 , بازدید ها: 588

فرنوش- حالت خوبه؟ -خوبم. فرنوش – يه چيزي بهت بگم باور نمي كني بهزاد. انگار چون [..]

قصه شب: ياسمين 58

قصه شب: ياسمين 58

28 آذر 1392 , بازدید ها: 804

ته دلم يه جوري شد. بهش گفتم تو بشين. خودم درست مي كنم. گفت نه ديگه همين جوري هم [..]

قصه شب: ياسمين 57

قصه شب: ياسمين 57

28 آذر 1392 , بازدید ها: 802

اوايل نمي دونستم وقتي خونه هستم بايد باهاش چيكار كنم. مثل يه بره زل مي زد به [..]

قصه شب: ياسمين 56

قصه شب: ياسمين 56

25 آذر 1392 , بازدید ها: 787

گفت به اون نون و نمكي كه با هم خورديم اگه دروغ بگم مي خواي خودت برو بپرس. ولو [..]

قصه شب: ياسمين 55

قصه شب: ياسمين 55

24 آذر 1392 , بازدید ها: 731

صبح مثل برج زهرمار از خواب بيدار شدم و بعد از صبحونه، راهي خونه هدايت شدم. اين [..]

قصه شب: ياسمين 54

قصه شب: ياسمين 54

23 آذر 1392 , بازدید ها: 852

-حالا از اينجا خوشتون اومده؟ فريبا – خيلي عاليه تميز و خوب دستتون درد نكنه بايد [..]

قصه شب: ياسمين 53

قصه شب: ياسمين 53

22 آذر 1392 , بازدید ها: 903

بعد گفت: دستت درد نكنه بهزاد. خوب شد به بچه ها خبر دادي. اگه اونها نبودن حتما [..]

قصه شب: ياسمين 52

قصه شب: ياسمين 52

21 آذر 1392 , بازدید ها: 837

كاوه – صبحونه كه نخوردين؟ فريبا – نه اشتها ندارم. -اينطوري كه نميشه. ضعف مي [..]

قصه شب: ياسمين 51

قصه شب: ياسمين 51

20 آذر 1392 , بازدید ها: 807

ديگه رسيده بوديم. نزديك بيمارستان پارك كرديم و رفتيم تو. فريبا، كنار سالن [..]

قصه شب: ياسمين 50

قصه شب: ياسمين 50

19 آذر 1392 , بازدید ها: 770

شبنم – وا! من كي دزدي كردم؟ كاوه – انكار مي كني؟ جلاد، شكنجه! زود ازش اقرار [..]

قصه شب: ياسمين 49

قصه شب: ياسمين 49

18 آذر 1392 , بازدید ها: 889

تازه همه فهميدن نيم ساعته كه كاوه مسخرشون كرده! تو همين موقع سودابه با يه فنجون [..]

قصه شب: ياسمين 48

قصه شب: ياسمين 48

17 آذر 1392 , بازدید ها: 759

كاوه – مرده شور اون دوستي شون رو ببرن با اين دوستي ها فكر كنم آخر شب بايد [..]

قصه شب: ياسمين 47

قصه شب: ياسمين 47

16 آذر 1392 , بازدید ها: 713

چطور مگه؟ اومده بودي اونجا؟ فرنوش – نه، تلفن زدم به صاحب خونه ت گفت رفتي بيرون. [..]

قصه شب: ياسمين 46

قصه شب: ياسمين 46

15 آذر 1392 , بازدید ها: 842

نيم ساعتي كه گذشت، اون چهار تا، حسابشون رو كردن و رفتن. داشتم با خودم فكر [..]

قصه شب: ياسمين 45

قصه شب: ياسمين 45

14 آذر 1392 , بازدید ها: 782

كمي سكوت كردم كه گفت ناراحت شدي كه من مسلمون نيستم؟ چيزي نگفتم. سركيس صداش كرد [..]

قصه شب: ياسمين 44

قصه شب: ياسمين 44

13 آذر 1392 , بازدید ها: 759

گفتم نه نمي آم. گفت واسه چي؟ گفتم آخه حرومه. گفت خوب تو نخور. يه فكري كردم و [..]

قصه شب: ياسمين 43

قصه شب: ياسمين 43

12 آذر 1392 , بازدید ها: 930

يادم مياد اون شب يه آهنگ قشنگ و سوزناك رو كه هميشه رضا ميزد و به من هم ياد داده [..]

قصه شب: ياسمين 42

قصه شب: ياسمين 42

11 آذر 1392 , بازدید ها: 749

اول فكر كرديم گرگها اومدن. بعد يكي از بيرون صدا زد و گفت كيه تو اين كلبه؟ در رو [..]