گفتگوی زیروبم با بهنام صفویگفتگوی زیروبم با بهنام صفوی


شبکه هایی که به موسیقی ضربه می زنند

با همان آلبوم اولش توانست کلی طرفدار پیدا کند. هر چند شباهت عجیب جنس صدا و لحن او با رضا صادقی یکی از دلایل شهرت او شد اما بدون شک او صرفا با تکیه به این شباهت نمی توانست جای خود را در میان توده ی مردم باز کند. تنظیم ساده و شسته رفته و ملودی به یاد ماندنی آهنگ های آلبوم اول او و به خصوص آهنگ شاد و ریتمیک عشق من باش، بی شک مهمترین دلیل موفقیت او شد. بهنام صفوی که عشق به موسیقی از کودکی و با گوش کردن به آواهای زادگاهش جنوب در دلش ریشه کرده بود سالها در حوزه ی آهنگ سازی و تنظیم فعالیت حرفه ای کرده و لابد یک روزه به این نتیجه رسیده که با توجه به فضای موسیقی ایرانی که همیشه خواننده محور بوده بهتر است خواننده شود. هنوز معلوم نیست روی آوردن آهنگسازان جوان و بسیاری دیگر از فعالین حوزه ی موسیقی به خوانندگی را باید به فال نیک گرفت یا بالعکس، این متن گفتگویی زنده و خودمانی است با بهنام صفوی.

*آقای صفوی به نظر خودتان بهنام صفوی آهنگساز و تنظیم کننده ی بهتری است یا خواننده ی بهتری؟

درست است که عموم مخاطبان موسیقی پاپ مرا بعنوان خواننده می شناسند اما من خودم را یک موزیسین می دانم سالها آهنگ ساخته ام تنظیم کرده ام و هنوز هم دوست دارم که قطعاتی شاخص بسازم.

*موسیقی مورد علاقه ی شخصی خود شما چه نوع موسیقی ای است؟

علاقه ی شخصی من موسیقی بدون کلام است و شخصی که واقعا همیشه موسیقی اش مرا تحت تاثیر قرار می دهد ونجلیس است. من عاشق فضاهای نیوایچ هستم.

*آلبوم آخر شما، آرامش یک تراک متفاوت با همه ی کارهای دیگرتان دارد، تراکی که طعم کلاسیک دارد و خبری از سمبل در آن نیست. منظورم تراک آخر یعنی تراک 9 است، چطور شد که آن آهنگ را کار کردید؟

هدف من از تراک 9 باز کردن یک فضای تازه بود. می خواستم یک سری استانداردهایی را که در موسیقی پاپ ما بوجود آمده کمی بشکنم و از آن مختصات تعریف شده خارج شوم حتی شده با اجرای یک تراک، برای من مهم این بود که فرهنگ سازی کنم با توجه به اینکه عمده ی مخاطبان من جوان هستند می خواستم به مخاطب جوانم نشان بدهم که می شود موسیقی و سازبندی کلاسیک را با ترانه ووکال پاپ در کنار هم قرار داد. امیدوارم توانسته باشم یک انگیزه ای حتی شده در یک نفر ایجاد کرده باشم که به شکل دیگری از موسیقی علاقمند شده باشند.

*آقای صفوی بگذارید صادقانه اعتراف کنم که بعد از شنیدن آخرین تراک آلبوم تان بود که ناگهان نظرم در مورد شما و موسیقی تان تغییر کرد با خودم گفتم پس بهنام صفوی آدم باهوشی است.

برای من آنچه در این کار مهم بود به جز آن بعد فرهنگ سازی یکی هم علاقه ی شخصی من بود. این کار یک کار فول ارکسترال بود و با ایده های مشترک من و امید عظیمی دوست خوبم که یکی از نوازنده های بسیار خوب ارکستر سنفونی است شکل گرفت هدف من این بود که حتی شده یک نفر به مخاطبین این شکل از موسیقی اضافه کرده باشم و اگر این اتفاق افتاده باشد همین برای من کافی است و من به آنچه می خواستم رسیده ام.

*در آلبوم سوم به کدام سمت خواهید رفت؟

بدون حمایت مردم نه من و نه هیچکس دیگری نمی تواند اثری خلق کند اینجا باید ظریف و دقیق برخورد کرد چون هم باید مخاطب کنده نشود و شما هم بتوانید نوآوری کنید. کارهای من خیلی حسی و فردی و حدیث نفس است مطمئنا این ویژگی کارهایم همچنان بدون تغییر خواهد ماند اما دوست دارم کارهایم به سمتی برود که تاکید بیشتر روی موسیقی باشد تا کلام، اصولا من موسیقی ای را موسیقی می دانم که کلام در آن نقشی نداشته باشد.

*اما شما خودتان یک خواننده ی پاپ هستید، موضوع خیلی جالب شد با این تناقض چطور کنار می آیید؟

  1. به لحاظ علاقه ی شخصی خودم می گویم چون کلام که خودش دارد می گوید ماجرا از چه قرار است و تازه وقتی کلام حضور ندارد ما موسیقی ناب می شنویم.

گفتگوی زیروبم با بهنام صفویگفتگوی زیروبم با بهنام صفوی


*گفتید کلام و من یادم آمد که نقدی به کارهای شما دارم، بهنام صفوی چرا در انتخاب ترانه ها سخت گیر نیست؟
ببینید ترانه در ذات خودش بعنوان قالبی که بسیار نزدیک به شعر است همیشه برای مخاطب ایرانی اگر نگویم بیشتر از آهنگ و تنظیم و سازبندی و صدای خواننده مهم بوده در بدترین حالت به اندازه ی این عوامل اهمیت داشته و دارد. ببینید یک وقتی صمیمیت و لحن خودمانی در ترانه توجه را جلب می کند اما یک وقتی هست که این صمیمیت از حد می گذرد و به سمت دم دستی بودن می رود...

ببینید اینها بر می گردد به این که ما نگاه مارکتی به کارمان هم قطعا داریم تاکید می کنیم قطعا داریم، بخاطر اینکه اگر نداشته باشیم باید بنشینیم خانه و برای خودمان کار کنیم، اما بهترین حالت آن است که بتوانیم طوری کار کنیم که کار در عین حال ارزش هنری هم داشته باشد و من سعی ام این است که اینطور باشد کارهایم، در مورد ترانه ها دیدگاه من بهنام صفوی در مورد انتخاب ترانه برای کارهایم این است که من دوست دارم از ترانه هایی استفاده کنم که با زبانی بسیار ساده پیغام خود را منتقل کند. من گهگاه دیده ام که نوجوان هایی خیلی کم سن و سال آهنگ های مرا زمزمه می کنند و این برای من خیلی ارزشمند است من تاکیدی ندارم که حتما آهنگ ها و ترانه هایم را آدم هایی که فقط درک هنری و ادبی دارند گوش کنند. بعنوان مثال آهنگ عشق من باش، به من نشان داد که ترانه قرار نیست حتما فخیم و پیچیده باشد، اتفاقا نوشتن ترانه های ساده کار خیلی سختی هم هست ترانه ای که ساده ولی در عین حال گویا باشد اصولا شنونده با آن ارتباط برقرار نمی کند اما یک نکته در حرف های شما بود که من آن را قبول ندارم و آن این بود من کاملا دقیق بودم در انتخاب ترانه ها و در نهایت خود بهنام صفوی بوده که خواسته از این ترانه استفاده کند.

*تصور من این است که شما توجه تان در انتخاب ترانه ها روی همان بحث مارکتینگ بوده...

البته من یک نکته ای را هم اضافه کنم این حرف هایی که الان زدیم راجع به ترانه وسادگی ترانه و غیره همه در مورد بهنام صفوی و سبکی و استایلی است که بهنام صفوی کار میکند و اگر نه آهنگ های زیادی هستند که ترانه های عمیق تر و پیچیده تری دارند و مخاطب خاص خودشان را هم دارند و حتی خود من هم به آنها علاقمندم و گوش می کنم.

*حالا چرا این کار را در مورد ترانه هایتان نمی کنید؟ یعنی قصد ندارید شیوه دیگری را در ترانه هایتان امتحان کنید؟

اتفاقا من در آلبوم جدیدم که در حال تولید است دارم همین ماجرا را امتحان می کنم یعنی در آلبوم جدید من مخاطبی که دنبال ترانه های عمیق تر است هم دست خالی برنخواهد گشت.

*بسیار عالی، چند سئوال شخصی تر بپرسم؟

بفرمائید.

*اول به ما بگویید آخرین ترانه ای که گوش کرده اید چه بوده؟ راستش را بگویید.

ترانه ی دلم گرفته از سیروان خسروی

*این آهنگ را دوستش داشتید که گوش کردید یا با دید انتقادی نشستید گوش کردید؟

نه دوست داشتم.

*بهترین هدیه ای که گرفته اید چه بوده؟

عشق مردم

*اگر ممکن بود که در زمان دیگری زندگی می کردید و ستاره ی موسیقی بودید کدام زمان و دوره را انتخاب می کردید؟

ببینید این سئوال جای حرف دارد، خیلی ها فکر می کنند و می گویند دهه ی چهل یا پنجاه دهه ی طلایی موسیقی ما بوده و ای کاش ما فلان دوره بودیم و اینجور حرف ها، اما من اصلا چنین اعتقادی ندارم و این مقایسه اشتباه است ما باید ببینیم اگر آن دوره کارهای خوبی خلق شد در چه شرایطی بوده و اصولا مقایسه شرایط فعلی ما با شرایط هر زمان دیگری کار اشتباهی است.

*البته من جواب سئوالم را نگرفتم، یعنی منظورتان این است که از همین دوره ی زمانی و همین حال استمراری راضی هستید؟

شاید باید بگویم بله

*به باند بازی های هنری اعتقاد دارید؟ به قول معروف هر کسی یار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش

وقتی شما این سئوال را می پرسید رسالت من این است که به جای کتمان ماجرا و به به، چه چه کردن راستش را بگویم متاسفانه توی ایران جوی حاکم شده که در بیشتر مواقع جو رقابت نیست بلکه حسادت است، تنوع آدمهایی که دارند می آیند به سمت موسیقی به نظر من یک خبر و نوید خیلی خوب است اما متاسفانه این حسادت ها دارد کار دست همه می دهد. امیدوارم بچه ها و اهالی موسیقی با هم رفیق تر و هماهنگ تر باشند چون در نهایت این مسئله باعث می شود که سطح کلی هنری و فرهنگی جامعه ارتقا پیدا کند این نه ربطی به مسئولین دارد نه هیچکس دیگر بلکه خود هنرمندان باید این همدلی و فضای کار گروهی را بوجود بیاورند من فکر می کنم ما باید دست جوانتر ها را بگیریم به جای آنکه زیر بالشان را خالی کنیم.

*بعنوان آخرین سئوال بزرگترین مشکل و درد دلتان را در عرصه فعالیت هنری تان بفرمائید؟

بزرگترین درد دل من و فکر می کنم بیشتر اهالی موسیقی در ایران این است که فرصت ارائه ی آثار هنری در ایران متاسفانه مورد تبعیض قرار گرفته. البته درست است که کسی که کارش خوب باشد خلاصه دیده می شود و بالا می آید اما باید پرسید چرا در مورد سینما مثلا استفاده از بیلبورد و تبلیغات محیطی برای آنها اشکالی ندارد اما برای ما اشکال دارد. چرا ما در ایران شبکه ی موسیقی نداریم؟ در حالی که دو سه شبکه ی غیر مجاز برون مرزی هستند که موسیقی هایی به بعنوان موسیقی ایران ارائه می کنند که به هیچ وجه نماینده ی موسیقی ما نیستند و این شبکه ها بیشتر دارند به موسیقی ما ضربه می زنند جوان هایی که دارند در داخل ایران و در چارچوب قوانین کار می کنند اینجوری مورد ظلم واقع می شوند.

مجله فرهنگی اجتماعی زیروبم

 

 

2
2
0
2 نفر

3 نظر

  1. سلام بسیار عالی بود
  2. سلام
    سپاس....
  3. سلام مهربان
    گفتگوی خوب و پر محتوایی بود ...
    واقعا بعضی وقتها چه زود دیر می شود ...

    خداوند بهنام عزیز را رحمت کند و روحش شاد و غریق رحمت واسعه حضرت دوست انشالله ...
    من هم فوت این خواننده عزیز را به خانواده محترمش و همچنین جامعه بزرگ هنرمندان تسلیت عرض می کنم ....

    ممنون ندای عزیزم بابت تمامی زحماتت خدا قوت....
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.