بُعد دیگر
جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران

گپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايرانگپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران


پرداختن به مهارت‌ها و هنرهای دیگرِ چهره‌هایی که آنها را با مشخصه‌ای غیر از موضوع موردبحث می‌شناسیم، رسالت این بخش است.

آرمان صورتگر: بازیگر
ابعاد دیگر: خلبانی و مدیریت

- بارزه و مشخصه کودکی و نوجوانی‌تان چه بود؟
فوق‌العاده شيطان و هميشه تحت‌كنترل پدرو مادرم بودم.

- گویا از طریق موفقیت در المپیاد به دانشگاه راه پیدا کرده‌اید، پس حسابی باهوش و درسخوان بوده‌اید...
باهوش كه كسي به خودش نمی‌گوید؛ من باهوش هستم اما بايد بقيه اين را بگویند. من از ٥ سالگي به مدرسه رفتم؛ دليلش هم اين بود كه در زمان ما جنگ بود و موشك‌باران و برق‌ها قطع می‌شد. يكي از همان شب‌هاي موشك‌باران، من در تاريكي از روي يك جدول حرف (ن) را كپي كردم، بعد كه به مادرم نشان دادم ايشان فكر كردند استعداد نهفته‌اي در من كشف كردند که من اين را نوشته‌ام! بعد هم من را نشاندند پای الف، ب، پ و... نوشتن و فردا صبح هم مدرسه! من در مدرسه تيز هوشان درس مي‌خواندم. كلاس سوم دبستان را جهشي خواندم. مقطع راهنمايی را هم در مدرسه تيزهوشان درس خواندم. آخر دوره راهنمایي يك سري از ما را براي المپياد شيمي انتخاب كردند و من كلاس‌هاي المپياد مي‌رفتم و المپيادي شدم. در 16 سالگي، سال ٧٧ به دانشگاه رفته و مكانيك  طراحي صنعتي خواندم.

- چه شد که از مکانیک به هوانوردی تغییر رشته دادید؟
از اول عاشق خلباني بودم اما خلباني خواندن در دوره ما اصلا كار ساده‌اي نبود. اينطوري نبود كه يك مدرسه خلباني باشد و شما ثبت نام كنيد و راحت درسش را بخوانيد، خيلي سخت بود. چون طراحي را دوست داشتم طراحی صنعتی را ادامه دادم؛ وقتي تمام شد دنبال علاقه‌ام رفتم. مسلما خلباني برایم خيلي جذاب‌تر بود پس سال 80 تا 84 خلبانی خواندم. 4 سال پشت درب بودم تا استخدام شوم. شرايط استخدامي خيلي سخت است و با وجود امتحان‌هاي متعددي كه بايد گذراند، بعد از ٤ سال استخدام ماهان شدم.
با ايرباس ٣٠٠ شروع كردم و ١٠٠٠ ساعت با آن پريدم و بعد با بزرگترين هواپيماي مسافربري ایران یعنی بوئینگ ٧٤٧ و درحال‌حاضر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران هستم.

گپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايرانگپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران


- پرواز در آسمان و فرود جلوی لنز دوربین! چطور سر از دنیای بازی درآوردید؟
سال 80 يكي دوستانم از من خواستند كه از منزل پدري من به خاطر ساخت و معماري خاصي كه داشت به  عنوان لوكيشن فيلم‌شان استفاده كنند؛ ما هم در اختيارشان گذاشتيم ؛ البته كاملا رفاقتي، كارگردان آن فيلم از من خواستند به عنوان يادگاري سكانسي را در فيلم‌شان بازي كنم. خيلي صادقانه تا آن زمان به بازيگري فكر نكرده بودم؛ بعد از آن كار دوباره از من دعوت كردند تا در پروژه بعدي‌شان هم بازي کنم. تله‌فيلم «اولين پرونده» كه نقش اصلي كار را به عهده داشتم و بعد از آن سينمايی «چشمك» به كارگرداني مرحوم جهانگير جهانگيري را بازي كردم و...؛ و اين شد كه به دنياي بازيگري وارد شدم.

- مدیریت، بُعد سومِ آرمان صورتگر... کمی از این بُعدتان بگویید، آنهم در دو شاخه کاملا متمایز، معماری و کلینیک زیبایی! جریان از چه قرار است؟
كلا زندگي من  به سه شاخه تقسيم می‌شود.
اول، خلباني كه خيلي دوستش دارم؛ يك حرفه است و جدا از بحث درآمدي‌اش -چون نگاه درآمدي به آن ندارم- به عنوان تخصص نگاه مي‌كنم.
دوم، بازيگري، در بازيگري چيزهاي هست كه دوست دارم به آنها برسم و نگاه درآمدي به آن ندا رم.
سوم، تجارت، كه كاملا نگاه درآمدي دارم. کارهای زیادی مثل شركت سيستم‌هاي حفاضت امنيتي و مدرسه خلباني،  مهمانداري، كلينيك پوست و مو، كلينيك داندان‌پزشكي، موسسه مد لباس و جواهر را راه‌اندازه ي كردم؛ يك‌سري را واگذار كردم، و بعضي‌ها را دارم و فعال هستند. در حوزه معماري که قبلا فعالیت می‌کردم دیگر فعال نیستم. من مشاغل زیادی را امتحان كردم و خيلي چيز ها ياد گرفتم.

- راه‌اندازي هر شغلی مستلزم داشتن سرمايه است، در این خصوص خانواده حمايت‌تان کردند؟
سوال خوبي پرسيد، اين را به خاطر كساني می‌گویم كه همين فكر را راجع به من مي‌كنند، من از ١٦ سالگي هم كار كردم هم درس خواندم. طوري نبود كه از طرف خانواده حمایت مالی شوم؛ البته آنها به اين طريق من را حمایت کردند؛ خانواده‌ام خيلي دوست داشتند كه من روي پاي خودم بایستم و مستقل باشم. اول براي كار پیش پدرم رفتم؛ ايشان گفتند بايد راه خودت را بروی؛ بعد پیش عمویم رفتم و مدير شركت ايشان شدم. يك زماني به كار كردن مي‌خنديدم، با خودم مي‌گفتم چه دليلي دارد وقتي می‌شود راحت زندگي كرد و لذت برد، كار كرد! اما از يك سني تعريفم از كار عوض شد، تا جایی كه اگر كارم تمام مي‌شد براي خودم دوباره كار درست مي‌كردم. كار كردن را خيلي دوست دارم. یک جاهایی هم اذيت شدم ولي هر كاري را كه دوست داشتم تاکنون انجام داده‌ام.

گپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايرانگپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران


- نگران برد و باخت نبوديد؟
چرا، يك زماني فكر مي‌كردم به هر كاري دست بزنم موفقم اما در بعضي از كارها شكست خوردم و شكست ارزانی نبود چون خودم بدستش آوردم و از دست دادنش عذاب‌آور بود؛ البته هميشه من مقصر نبودم كه راهم را اشتباه رفته باشم، يك جاهاي هم شرايط مقصر بود ولي روي‌هم‌رفته تجربه‌هاي گران‌قیمت و خوبي را بدست آوردم. به نظر من برنده‌ها هميشه برنده نيستند، يك روزهايی را هم باخته‌اند.

- کدام یک از این کارها (خلبانی، بازیگری، مدیریت) را شغلتان حساب می‌کنید و از انجام دادن کدام بیشتر لذت می برید؟  
هر سه؛ اما جايی نمي‌گویم بازيگر هستم ولي خلباني و تجارت را شغلم حساب مي‌كنم. از هر سه لذت مي‌برم به ترتيب خلباني، بازيگري و تجارت؛ چون اگر لذت نمي‌بردم ادامه نمي‌دادم و انتخاب نمي‌كردم. درواقع هر سه مانند فرزندانم هستند که يكي زود بزرگ شده، يكي کوچک باقي مونده و يكي هم پا به پاي من می‌آید.

- شاخص‌ترین کاری که در حوزه بازی انجام داده‌اید، کدام است؟
سينمايی «من مادر هستم» به كارگرداني  فريدون جيراني، سریال «بچه‌هاي نسبتا بد» به كارگرداني سيروس مقدم، سریال «مثل يك كابوس» به كارگرداني شهرام شاه حسيني و... كارهاي زياد ديگری كه اين‌ها را بيشتر دوست دارم.


گپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايرانگپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران



- این‌روزها مشغول چه کاری در حوزه تصویر هستید؟
اين روزها در سريال «نفس شيرين» به كارگرداني سيامك خواجه‌وند و تهيه‌كنندگي جناب باباييان بازي مي‌كنم.

- تاکنون چند ساعت پرواز کرده‌اید و یک خاطره از پرواز بگویید.
حدود  ٣٠٠٠ ساعت، خاطره خوب اینکه وقتي كه حين پرواز اتفاقي براي هواپيما مي‌افتد و سعي مي‌كني كه آن اتفاق را به‌گونه‌ای كه وظيفه‌ات است مديريت كني و هواپيما سالم به زمين مي‌نشيند و مسافرها را سالم مي‌بيني اين بهترين خاطره است.
خاطره بد هم گاهي شده كه در پرواز كسي به خاطر مريضي كه داشته فوت كرده و اين خاطره بدي را در ذهنم به جا گذاشته است. اصولا پرواز خاطره بدي ندارد.

- شما با اين حجم كاري زياد وقتي براي ورزش كردن داريد؟ 
بله البته بیشتر ورزش‌هاي فصلی مثل موج‌سواري، قايقراني، اسكي و سواركاري.

گپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايرانگپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران


- اهل مطالعه كردن هستيد؟ 
خيلي نه چون در اولين فرصتي كه وقت آزاد داشته باشم درس مي‌خوانم و مطالعاتم بيشتر جزوه‌هاي درسي هستند؛ اما به تازگي يكي از همکاران خوبم سركار خانم مليحه روشن دو كتاب رمان به قلم خودشان را به من هديه دادند و من قول دادم كه حتما بخوانم.

- به موسيقي علاقه داريد؟ 
بله سازه (هنگ درام) مي‌زنم. 

- و کلام آخر
اميدوارم كه دل همه ایرانی‌ها شاد بوده و آرامش داشته باشيم و براي هم خوب بخواهيم.

گپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايرانگپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران

گپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايرانگپی با آرمان صورتگر جوان‌ترين خلبان ٧٤٧ در ايران



0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.