کاملا اختصاصی با پدر و پسر کمانچه‌نواز

گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)


گپی با فرج و مسلم علیپور

- شعر لری را لر باید بخواند
- سعی کردیم به جای تفنگ در خانه کمانچه داشته باشیم
- موسیقی‌های ما نیز مثل موسیقی سنتی است، باید «مرغ سحر» را آخرش بخوانیم!


افتخار داشتیم در دفتر ماهنامه زیروبم میزبان پدر و پسری از دیار لرستان باشیم، دو استاد چیره‌دست کمانچه، جناب آقای فرج علیپور به همراه فرزندشان جناب آقای مسلم علیپور. به این گفتگوی مکتوب یک گفتگوی تصویری و کمانچه‌نوازی زیبای استاد را هم ضمیمه کرده‌ایم که بی‌شک دوست خواهید داشت.
ضمیمه تصویری در
www.aparat.com/majidakhshabi
telegram.me/zirobamonline


- استاد فرج علیپور این روزها چه می‌کنید؟
مشغول یک سری تمرین برای شب‌چله هستم یا به قول لری «اَوَل قارّه» یک جشن ملی در لرستان، رسم‌ورسومش این است که بچه‌ها به پشت‌بام‌ها می‌روند و یک شال آویزان می‌کنند و یک شعر را باهم می‌خوانند. بزرگ خانه بستگی به چیزهایی که در خانه دارد، کمی گندم بوداده، گردو، کشمش، انار، بعضی‌ها پول و یا هر چیزی که در خانه داشته باشند را به شال می‌بندند و بچه‌ها از پشت‌بام بالا می‌کشند. ممکن است ده نفر یا پنج نفر باشند، اگر چیزی به آنها ندهند، یک شعر بدی دارند که آن را می‌خوانند و در می‌روند. 

- این رسم همچنان در لرستان پابرجا است؟
بله.

- شما در کودکی این اتفاق را داشتید؟
بله... ولی الان ساختمان‌ها بلند شده‌اند و فقط در دهات انجام می‌شود و ما هم به‌خاطر همین برای شب‌چله یک گردهمایی تدارک دیده‌ایم. همه همشهری‌هایمان در تهران به برج میلاد می‌آیند و از همین الان هم خدا را شکر استقبال خیلی‌خوبی داشته‌ایم، بلیت‌ها هم در عرض یک هفته فروش رفته است. قرار است همان رسم‌ورسوم را انجام بدهیم؛ یک سری شعر به نام «متل» داریم که پیرمردها و پیرزن‌ها در زمان‌های قدیم تعریف می‌کردند. ما همچنین تدارک دیده‌ایم که هم موسیقی و هم یک سری کارهای آئینی باشد و آن شب برای لرها و غیرلرها شب خوبی خواهدشد و می‌دانم که خیلی علاقه‌مند خواهندشد و به آنها خیلی خوش خواهدگذشت.

- موسیقی لری این‌قدر جذاب است و شوروهیجانی در انسان ایجاد می‌کند که مسلما افرادی که گویش و معنی کلمات را هم متوجه نشوند، از این موضوع لذت می‌برند.
بله، هر شعری که ما داریم برای خودش داستانی دارد، داستانی پشت هر شعر است که این شعر چرا به‌وجود آمده و جریانش چیست. شعر چه حماسی، غیرحماسی و یا عاشقانه باشد، همه ریشه‌دار هستند، این نیست که چیزی را سرهم کنیم. بالاخره همه این‌ها اتفاق افتاده و از قدیم نوشته شده است.

- آقای مسلم علیپور ایده کنسرت از کجا آمد؟ پیشنهاد شما به پدر بود و یا پدر به شما؟ روند این کنسرت چگونه شکل گرفت؟
پیشنهاد من بوده و در فکر این هستیم که این اتفاق هر سال بیفتد، مثل جشن «گلوَنی» (روسری سر من گلی) که هرساله جشن می‌گیریم و در سال دو کنسرت در تهران داریم که تنظیماتش بر عهده میلاد (برادرم) است و ارکستر هم آورده‌ایم. 

- با چند ساز؟
دو کمانچه، آلتو، تار، سنتور، عود، سه‌تار، دف و تنبک، سورنا. 

- دوستانی که در کارهای آئینی با شما همکاری می‌کنند؟
از منطقه خودمان هستند چون اگر لری و بومی نباشند نمی‌شود، بعضی‌ها ترانه لری می‌خوانند ولی اگر طرف خودش لر، ترک و یا کرد باشد خیلی فرق می‌کند. شعر لری را لر باید بخواند و اکنون که همه می‌خوانند، رنگ‌وبویش از بین رفته است، مثل آبگوشت بدون رب و گوشت!.


گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)



- استاد علیپور کمی از زندگیتان و دوران کودکیتان برایمان بگویید؟ شنیده‌ام که شما در هفت‌سالگی استاد کمانچه بودید؟
من الان هم استاد نیستم (با لبخند). زمانی که اول ابتدایی بودم کمانچه را طوری می‌نواختم که اطرافیان اذیت نمی‌شدند. کمانچه ساز مشکلی است، روزهای اول که بخواهی بزنی، صدای دری که زنگ می‌زند را دارد ولی من طوری می‌زدم که همه همکلاسی‌هایم خوششان می‌آمد و بعد هم جشن‌های مدرسه را برقرار می‌کردم. ما آن زمان در روستایی در پنج-شش کیلومتری خرم‌آباد بودیم، اصلا نفهمیدم چطوری شد که من عاشق این ساز شدم. خودم سیم‌وتخته‌ای را به‌هم بسته بودم، از بچگی خیلی باهوش بودم. یک روز برایم به اندازه یک سال بود که ساز می‌زدم. خانواده‌ام خیلی مخالف بودند و می‌گفتند: «این چیه؟ درس بخوان!»، آدم‌هایی باسواد و فهمیده هم بودند که با پدرومادرم صحبت کردند و آنها هم راضی شدند و قبول کردند برای من یک ساز تهیه کنند و خلاصه یک نفر در خرم‌آباد به نام حبیب خراط، برای من ساز کمانچه را تهیه کرد.

- چه سالی بود؟
سال 1344 که شش سالم بود. من متولد 1338 هستم. به من یک کاسه و یک دسته دادند و یادم نمی‌آید چه کسی برایم سرهمش کرد، خلاصه ساز را ادامه دادم تا اکنون که در خدمت شما و همه عزیزان هستم. زمانی که من ساز می‌زدم، خواننده‌های زیادی به سراغم آمدند. در رادیوی خرم‌آباد که تازه افتتاح شده بود، یک ارکستر هم داشتم که بیشتر کمانچه بودند. ما در لرستان کمانچه‌‌نواز زیاد داریم و سازهای دیگری مثل تار و سه‌تار و سنتور خیلی کم است. 

- خاطره‌ای از آن روزها در ذهنتان ندارید؟
یک خاطره‌ای هست که همیشه تعریف می‌کنم؛ آقای فریدون شهبازیان به فرهنگ‌سرای بهمن دعوتم کرده بودند، یک آقایی به من گفت ماشاالله خرم‌آباد چقدر کمانچه‌نواز دارد، گفتم حالا این بچه‌های کوچه بن‌بستش است (با لبخند). این ساز را با مشکل بودنش، در خرم‌آباد و لرستان خیلی سریع یاد می‌گیرند و اکنون زیاد شده و سعی کردیم به جای تفنگ در خانه کمانچه داشته باشیم، لرها به تفنگ علاقه خاصی دارند ولی خوشبختانه الان هر خانه‌ای بروید، یک کمانچه آنجا است.

- شما به‌عنوان پسر با ساز و آواز، مشکلات پدر را نداشتید؟
خیر نداشتم، با انواع سازها کار کردم.

- چطور شد به سمت کمانچه آمدید؟ به‌خاطر پدر یا علاقه خودتان بود؟
نه از اول به کمانچه علاقه داشتم، همه سازها را زدم (تنبک و دف و...).

- استاد شما خودتان دوست داشتید بچه‌هایتان چه سازی بنوازند؟
 سعی کردم بعد از خودم در خانه‌مان یک کمانچه‌زن داشته باشیم و این ساز از بین نرود. دست هر کدامشان یک ساز دادم، مهم این است که یک نوازنده ریتم را بلد باشد، تنبک را همه به نوعی بلد هستند، شده یک ساز ضعیف که هرکسی می‌خواهد خستگی در کند، تنبک را بغل می‌گیرد و می‌زند. میلاد به تار علاقمند شد، یک دخترم سنتور یاد گرفته و یکی دیگر هم علاقمند به سه‌تار است و مسلم هم کمانچه، یک ارکستر را راه انداختیم. دیگر نشد بیشترش کنیم و گروه « تال» را تشکیل دادیم.

- ایده‌اش از شما بود؟
بله، در لری «تال» یعنی «کمانچه» که در خرم‌آباد هم «تال» می‌گویند. در بخشی از خرم‌آباد «میکَش» می‌گویند، ما لرها به «مو» «می» می‌گوییم و همین شد که اسم تال را برای گروهمان انتخاب کردیم. 

- کمی از زندگیتان برایمان بگویید، مطالعه یا آشپزی می‌کنید؟
آشپزی نه ولی می‌گویم که چه بپزند (با لبخند).

- آقای مسلم شما چطور؟
یک پسر کوچک دارم که دو سال و هفت ماهش است و با او مشغولم.

- در منزل به همسرتان کمک نمی‌کنید؟
نه اصلا.

- استاد این خصلت تمام لرها است؟
بله... مرد در خانه زیاد کار نمی‌کند. همسرم خیلی زحمت می‌کشد، یادم می‌آید یکبار مهمان داشتیم و همه خوابیده بودند، چند بشقاب مانده بود که شستم، فردای آن روز همسرم ناراحت شده بود و گفت چرا این کار را کردی، تو نباید ظرف‌ها را می‌شستی.


گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)


- استاد علیپور خیلی‌ها کمانچه را با استاد کلهر می‌شناسند، چرا در کمانچه این‌قدر بین اساتید فاصله وجود دارد؟ 
استاد کلهر از نوازندگان خوب کشورمان و از دوستان خوبم هستند، به اسم ایشان کمانچه را نمی‌شناسند، کمانچه را به اسم استاد بهاری می‌شناسند. آقای کلهر فعالیتش بسیار زیاد است و خیلی انرژی خوبی دارد و با هرکسی و هر کشوری برنامه می‌گذارد که این خیلی عالی است. باید برنامه زیاد داشته باشی تا دیده شوی، تنها کاری که پارتی‌بازی نمی‌شناسد، کار هنر و موسیقی است. فعالیت آقای کلهر زیاد است و در خارج هم زندگی می‌کند و زبان و زمان موسیقی را هم خوب بلد است، این است که فعالیتش زیاد است که ان‌شاءالله همیشه سلامت باشند. ما اینچنین آدم‌هایی می‌خواهیم که صدای موسیقی ما را به دنیا برسانند و کار کنند و فعال باشند. بالاخره ما در کشورمان مشکلات و سخت‌گیری‌هایی داریم، مشکلاتی که ما قبل از انقلاب داشتیم، اکنون خدا را شکر نیست. آن زمان من کمانچه را لای پاکت می‌گذاشتم و جرئت نداشتم با خودم بیرون ببرم. بعدا روزبه‌روز بهتر شد و اکنون موسیقی ارزش پیدا کرده و باید فعالیت کنیم.

- از پسرهایتان راضی هستید؟
بله.

- در موسیقی به خودتان رسیده‌اند؟
بله از من هم بهتر هستند (با لبخند).

- غیر از کنسرت، آلبومی هم دارید که آثار شما را به دست مردم برساند؟
من قبلا کار در بازار زیاد داشتم ولی الان حدود 10-15 سال است که به‌خاطر رایت‌کردن و مشکلاتی که در بازار است، نتوانسته‌ام یک آلبوم به بازار بدهم. هنوز قانونی نداریم که این مشکل برطرف شود، من الان کاری را در منزل تمرین کنم، فردا در بازار است. قبلا مردم منتظر بودند یک کار جدیدی از من به بازار بیاید تا بخرند ولی الان جواب نمی‌دهد. هزینه زیاد، استودیو و نوازنده و... از مردم می‌خواهم کمک کنند تا ما بتوانیم کارهای جدیدتری روانه بازار کنیم، مگر من چند سال دیگر می‌توانم کار کنم؟ این است که باید حمایت کنند، دولت هم همین‌طور، باید برنامه‌ریزی کند که کار موسیقی را مجانی در اختیار مردم بگذارد، هزینه ما را بدهد، هزینه ارکستر و استودیو را بدهد. الان کار تصویری دارم، می‌ترسم روانه بازار کنم.

- چرا؟
کپی‌رایت.

- مسئله کپی‌رایت برای همه است.
خب کار هزینه دارد، هزینه‌اش را باید چکار کنیم؟!

- هیچ اسپانسری نداشته‌اید؟
خیر، همه مشکلات و گرفتاری دارند. ما بعد از این همه سال از هیچ‌جایی حمایت نشدیم! 

- تا حالا به مشکل مالی برخورده‌اید؟
من به‌جز کار هنری کارهای دیگری هم انجام می‌دهم، 2-3 شرکت تاسیس کردم، یک آموزشگاه دارم، یک معدن شن‌وماسه، یک تولید ترشیجات، دهانتان آب نیفتد آلوچه و لواشک (با لبخند).

- پس خدا را شکر وضعتان خوب است، خودتان باید یک جریانی را ایجاد کنید.
بالاخره دوست دارم از نظر هنری حمایت شوم. خدا را شکر زندگیمان می‌چرخد و این هم که دارم به‌خاطر مردم است، مردم لرستان کارهای من را دوست دارند و روزبه‌روز سعی می‌کنم کارهای بهتری برایشان انجام دهم. برنامه‌های خارج از کشور هم زیاد رفته‌ام و موسیقی لری را به زبان‌های مختلف نوشتیم و اجرا هم کرده‌ایم. این است که آن زحمتی که کار موسیقی می‌کشد فروش سی‌دی است نه رایت‌کردن، طرف نمی‌داند که برای این سی‌دی چقدر زحمت کشیده شده است، راحت رایت می‌کند و رویش می‌نویسد فرج علیپور، نه آهنگ‌ساز و نه هیچ چیزی از مشخصاتش معلوم نیست.

- پدر در لرستان خیلی معروف و محبوب هستند، وسوسه نشدید از این محبوبیت استفاده کنید؟ شورای شهر، نماینده مجلس...
خیر... اهل سیاست نیستم. همین که کار هنری انجام دهم برایم خوب است.

- استاد آلبومتان کی منتشر می‌شود؟
اگر بتوانیم و برای عید امسال مجوزش را بدهند روانه بازار می‌کنیم. در لرستان 10-15 روز اول سال جشنواره‌هایی دارند که فرهنگ لری را به مسافرانی که آمده‌اند نشان می‌دهند؛ سیاه‌چادر، نان پختن و موسیقی لری که در کنارش اگر ما بتوانیم آلبوم را آن زمان آماده کنیم خیلی عالی می‌شود.

- کار آماده است؟
بله آماده است و آوازش را هم خودم خوانده‌ام.

- همان تراک‌هایی که در کنسرت است در آلبوم هم وجود دارد؟
بله، چند تراک هم از موسیقی بختیاری اضافه کرده‌ایم که لباس‌هایشان هم لباس‌های لری و بختیاری است.

- کمی درباره آئین‌های موسیقی خرم‌آباد و بختیاری صحبت کنید.
در این موسیقی‌ها هر ترانه‌ای یک داستان دارد.

گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)گفتگوی زیروبم با فرج و مسلم علیپور (نوازنده کمانچه)


- یک خاطره از ترانه‌ای که در ذهنتان نقش بسته و امروز یک قطعه موسیقی زیبا شده که شما خلقش کرده‌اید را تعریف کنید.
 روز گلوَنی، همان سربندی که خانم‎ها در لرستان می‌بندند کَت‌وگلوَنی است که دو تا به سر می‌بندند و این برای زن‎های قدیم بود، اکنون فقط حالت روسری است و خیلی هم قشنگ است و رنگ‎های زیبایی هم دارد. به‎خاطر همین خودم شعری درباره‌اش گفتم و آهنگ آن را هم آقا مسلم ساختند. خیلی کار جالبی شده و هر سال هم اجرا می‌شود. موسیقی‌های ما نیز مثل موسیقی سنتی است، باید «مرغ سحر» را آخرش بخوانیم. هرچه سعی کنیم تنوعی در آن باشد اما در آخر همه می‌گویند «بارون‌بارون»، «دایه‌دایه» و ترانه‌های ماندگاری که قبلا اجرا کردم و همه دست‌جمعی با من می‌خوانند؛ یعنی من اول کار که شروع به خواندن می‌کنم، همه شروع می‌کنند به خواندن و من فقط ساز می‌زنم و لذت می‌برم. مردم حالت یک ارکستر سمفونیک بزرگ را دارند، من هم خیلی دوست دارم و خوشحالم که می‌بینم مردم این‌قدر طرفدارم هستند و سعی می‌کنم روزبه‌روز بهتر باشم.

- آقا مسلم کمی هم شما از آئین‌های سنتی لرستان برایمان بگویید؟ چه چیزی باعث شد که شما کارهای لری را تنظیم کنید؟
کار زیاد انجام دادم و همه را از کارهای پدر الهام گرفتم و در حال پیاده‌سازیشان هستم. یک آلبوم دارم که درحال انجام کارهایش هستم تا به‌زودی منتشر کنم.

- آقا مسلم شما به عنوان فعال در موسیقی ایرانی نظرتان درباره این سبک چیست؟
الان موسیقی تلفیقی خیلی زیاد شده و کارهایشان خیلی بهتر است. به‌نظر من چند نفری که در پاپ مطرح هستند مردم بیشتر طرفشان می‌روند، ولی بیشتر مردم به موسیقی سنتی مخصوصا موسیقی محلی روی آورده‌اند.

- به فکر کارهای تلفیقی با گروهای دیگر هستید؟ 
از این نوع کار زیاد داشتم. اولین بار کار با موسیقی الکترونیک داشتم. ما به‌جز کارهای محلی، کار موسیقی سنتی با خواننده‌های دیگر در داخل و خارج از کشور نیز انجام می‌دهیم. تابه‌حال چهار برنامه با چهار زبان اجرا کردیم؛ لری، کردی، بختیاری و موسیقی سنتی. با خواننده‌های بزرگی نیز همکاری داشتیم؛ دو-سه سالی با خانم سیما بینا به اروپا و استرالیا رفتیم که لری هم به ایشان یاد دادم و لَکی و کردی هم می‌خوانند، ایشان خیلی بااستعداد و عاشق کارهای محلی هستند، آقای ناصر مسعودی و آقای داوود آزاد هم بودند.

- خارج از ایران هم برنامه زیاد داشته‌اید؟
بله برنامه‌های زیادی رفتیم ولی چون نوازنده بودیم دیده نشدیم. زمانی که برنامه‌ای پخش می‌شود اگر زنده باشد، در تلویزیون مسلما ما دیده نمی‌شویم. این است که آقای کلهر بیشتر دیده می‌شوند، چون تیم رسانه‌ای خوبی در تلگرام و اینستاگرام دارند.

- استاد علیپور کلام آخر
از شما تشکر می‌کنم و امیدوارم همیشه سالم باشید، امیدوارم که مملکت ما همیشه شاد باشد و جنگ‌وجدال نباشد. همیشه موسیقی باشد، همه با موسیقی زندگی کنند، به کنسرت بروند و شاد شوند و هیچ غم‌وغصه‌ای نداشته باشند. این بهترین آرزوی من برای مردم ایران است.

- آقا مسلم کلام آخر شما
من هم آرزوی موفقیت برای شما و خوانندگان عزیز زیروبم دارم و امیدوارم پانزدهم دی‌ماه به کنسرت ما بیایند و به آنها خوش بگذرد.


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.