گفتگو با موزیسینی که عاشق معلمی است!

گفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیاگفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیا


- موسيقي و ادبيات داستانى از من آدمى را ساخته كه امروز مى‌بينيد

- محبوب‌ترین بازی‌ام معلم‌بازی بود و 40 شاگرد خیالی داشتم!

‌- دوست نداشتم از موقعيت شغلي پدرم سوءاستفاده كنم

دختر فروردینی این روزهای قاب جادویی انگار به حق برای دیده نشدن‌های تلویزیون با "بر سر دوراهی" کیمیاگری کرده و جماعت دلسرد از قاب جادویی را با شخصیت محکم و دوست داشتنی مریم دوباره پای تلویزیون کشانده است. آنقدر نزدیک به این شخصیت رفتار می‌کند و آداب‌دان و مهربان است که احساس می‌کنی از نسل غیور سال‌های دور دختر جوان و محجوبی جا مانده به نام مهرآوه شریفی‌نیا. وقتی خواستم با مهرآوه گپی بزنم احساس کردم شاید از تکرار مکررات این روزها خسته باشد پس با سوالات کمی متفاوت‌تر از بحث اینروزهایش سراغش رفتم و پرسیدم:

گفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیاگفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیا


- تحصیل در رشته موسیقی، کار در حوزه بازیگری... چرا با توجه به قبولی‌تان در رشته کارگردانی سینما و با توجه به سابقه بازیگری، تحصیل در رشته موسیقی را انتخاب کردید؟

چون موسيقى را بيشتر دوست داشتم. به علاوه اينكه كارگردانى سينما را در سوره قبول شده بودم ولى موسيقى را در كنكور سراسرى دانشگاه هنر.

من از هشت سالگى با سينما عجين شدم، مطالعات خارج از تحصيل، تجربيات عينى و آموزش غيرمستقيم پدر و مادرم خيلى چيزها درباره هنر سينما به من آموخته بود، مطمئن بودم كه دانشكده موسيقى چيزهاي جديدترى براى ياد گرفتن دارد.

از يازده سالگى ساز مى‌زدم و موسيقي نقش مهمى در زندگي‌ام داشت و چون دوست نداشتم از موقعيت شغلي پدرم سوءاستفاده كنم، ترجيح دادم موسيقى را جدى بگيرم، روى پاى خودم بايستم، درآمد داشته باشم و در رشته ديگرى غير از سينما باعث افتخارش بشوم. من حدود ٧ سال پيانو تدريس مى‌كردم، شاگرد خصوصى داشتم و خيلي با آنها كيف مى‌كردم. در يكى دو گروه هم درام و فلوت كليددار مى‌زدم. البته خيلي محدود و غيرحرفه‌اى ولى تلاش مى‌كردم هر سازى را ياد بگيرم.

گفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیاگفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیا


- اولین سازی که یاد گرفتید و اولین معلم شما در رشته موسیقی؟

من در كودكى چند ماه كلاس‌هاى ارف آقاي ناصر نظر را گذراندم و بعد پيانو را به عنوان ساز تخصصى انتخاب كردم. اولين استادم آقاى حميدرضا رضايي بود. بعد هم در دانشگاه زير نظر آقاى على حشمتى افشار كه استاد راهنماى پايان‌نامه‌ام هم بودند، ساز زدم.

خارج از دانشگاه آقاى امير صراف، سركارخانم شهره جلالى قاجار و چيستا غريب اساتيدم بودند. اين روزها هم با امير ايوانى كه يكى از پيانيست‌ها و مدرس‌هاى خيلى خوب دانشكده هنر است، تمريناتم را از سر گرفته‌ام.

- علاوه بر ساز تخصصی‌تان، پیانو، در نواختن کدام سازها مهارت دارید؟

فلوت كليددار و درام هم زمانى مى‌زدم ولى الان ديگر مهارت ندارم.


گفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیاگفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیا


- از نوازندگان بزرگ ایران و جهان کدامیک موردعلاقه‌تان بوده‌اند و آیا در نوازندگی الگویی هم دارید؟

آن موقع‌ها كه حرفه‌اى‌تر ساز مى‌زدم بيشتر در جريان بودم؛ نوازندگى آثار باخ توسط گلن گولد بى‌نظير و منحصربه‌فرد بود، يا ريختر، برندل و خيلي‌هاي ديگر.

استادى داشتم به نام حامد مهاجر كه تمام ويدئوهاى نوازندگان برتر و خاص جهان را در اختيارمان مى‌گذاشت و از تفاوت نواختن بين نوازندگان قهار حرف مى‌زد. آن تعليمات خيلي برایم جذاب بودند. الان ديگر خيلي وقت است كه از آن فضا دور شده‌ام و حضور موسيقي كلاسيك در زندگي‌ام كمرنگ‌تر شده.

- اگر بازی در یک سینمایی یا تلویزیونی خوب و نوازندگی در یک ارکستر بزرگ را همزمان به شما پیشنهاد کنند و تنها یک حق انتخاب داشته باشید، کدام و چرا؟

نمى‌دانم، بستگى به توانايي‌ام در نواختن در زمان پيشنهاد دارد؛ الان در حال حاضر بازى را انتخاب مى‌كنم چون نه اعتماد به نفس نوازندگى در اركستر را دارم و نه توانايي كافى.

گفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیاگفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیا


- آیا دانستن موسیقی به بازی شما کمک می کند و بالعکس، یا خیر، ربطی به و تاثیری بر هم ندارند؟

موسيقي به همه چيز كمك مى‌كند؛ روح را بى‌واسطه جلا مى‌دهد؛ نوازندگى لذت محض است؛ تجلى عشق است؛ موسيقي و ادبيات داستانى از من آدمى را ساخته كه امروز مى‌بينيد.

- دلتان می‌خواهد نقش یک موزیسین زن بزرگ را بازی کنید؟

بله، خيلي جذاب مى‌شود، انگيزه هم مى‌شود براى خودم كه دوباره به بهانه نقش در موسيقي فرو بروم و غوطه بخورم.

گفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیاگفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیا


- شنیده‌ام آرزوی همیشگی‌تان معلمی بوده است، کدام ویژگی این شغل تا حد آرزو شدن برایتان جذابیت دارد؟

همه چيزش، من كلا از تعليم دادن خوشم مي‌آید، از بچگى محبوب‌ترين بازي‌ام معلم‌بازى بود، عاشق ورقه صحيح كردن بودم، ٤٠ شاگرد خيالي داشتم و براى تك تكشان كارنامه درست كرده بودم دستى!

بزرگتر كه شدم دنبال روش‌هاى جديد و جذاب تدريس بودم. ايده‌هاى جالبى براى تدريس جغرافى و تاريخ به صورت اطلاعات عمومى و به دردبخور، هم دارم. شايد روزى انگيزه‌اى پيدا بشود و ايده‌هایم را عملى كنم.

گفتگوی زیروبم با مهرآوه شریفی نیا


- با توجه به این آرزو باید رابطه‌تان با کتاب و دفتر و در کل کلمات خوب باشد، چقدر کتابخوانید؟

خيلي زياد؛ كتاب رفيق شماره يك من است و ساز رفيق شماره دو. من با كتاب بزرگ شدم و هنوز هم رفاقتمان ادامه دارد چون قدمت ديرينه داريم با هم.

يك وبلاگ هم دارم به نام "لبخندهاى احمقانه يك زن" كه شش سال است در آن مى‌نويسم و بسيار دوستش دارم، يك جورهايي تمرين نوشتن مى‌كنم.

- نظرتان را درباره این عبارات بگویید:

سلفی در آینه بغل ماشین: تفریح لذت‌بخش

نگهبان گلهای بالکن و لیوان چای: آرامش

فوتبال: لذت دوران نوجوانی

- فعالیت‌تان در فضای مجازی و ارتباطتان با مخاطبین و دوست‌داران‌تان چگونه است؟

از طريق وبلاگ و صفحه اينستاگرامم با مخاطبينم در ارتباط هستم و دوستشان دارم.


0
0
0
0 نفر

0 نظر

اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.