پندهای قندپهلو 16

10 مهر 1395   fereshteh akhavan   گنجینه ادبی / داستان کوتاه   0 نظر   453 بازدید   |

این داستان: اوبـونـتو


پندهای قندپهلو 16


یک پژوهشگر انسان شناس در آفریقا به تعدادی از بچه های بومی یک بازی را پیشنهاد کرد.
او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت هر کسی که زودتر به آن برسد، آن میوه‌های خوشمزه را برنده می‌شود.
هنگامی که فرمان دویدن صادر شد، آن بچه‌ها دستان هم را گرفته و با یکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند.
وقتی پژوهشگر علت این رفتار آنها را پرسید و گفت در حالی‌که یک نفر از شما می‌توانست به تنهایی همه میوه ها را برنده شود، چرا از هم جلو نزدید؟
آنها گفتند: «اوبونتو» ؛ به این معنا که «چگونه یکی از ما میتواند خوشحال باشد، در حالی که دیگران ناراحت‌اند؟»
«اوبونتو» در فرهنگ «ژوسا» یعنی: «من هستم، چون ما هستیم».

پند شماره 16:
انسان موجودی است اجتماعی و این اجتماع است که باعث پیشرفت او و علتی برای بقایش در زمین شده است، پس داشتن تمام امکانات بدون داشتن امکان حضور در اجتماع، برای ما انسان‌ها مصداق زندان است.
اجتماع را فراموش نکنیم و به دیگران یاری رسانیم و به «قانون کارما» اعتقاد داشته باشیم.
«قانون کارما» می‌گوید: هر عملی واکنشی داشته و نیز هر واکنشی، واکنش دیگری را در پی دارد و این چرخه همیشه تکرار خواهد شد. شما در هر حال‌ و روزی که باشید، در آسمانها یا داخل زمین، پشت محکم‌ترین قفل‌ها یا بر تخت سلطنت، کارمای اعمال شما دیر یا زود به شما باز می‌گردد.
منظور اینکه:
- هرچه کنی به خود کنی...گر همه نیک و بد کنی.
- از هر دست بدهی، از همان دست می‌گیری.
به‌طور خلاصه این قانون می‌گوید:
هر نیتی که می‌کنیم و یا هر عملی که انجام می‌دهیم، دست به دست چرخیده و همانند آن به خودمان باز می‌گردد.
0
0
0
0 نفر

0 نظر

پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.