صفحه اصلي > کشکول شیخ بهایی > كشكول شيخ بهايی 26

كشكول شيخ بهايی 26


25 تیر 1391. نويسنده: saharparsa


گفتند: ای حاكم! دروغ می گويد، او ثروتی ندارد، نه كم و نه زياد. مرد گفت: ای حاكم! شهادت آنان را بر ناداری من شنيدی؟ پس از من چه می خواهند؟ و حاكم به رهايی او حكم كرد.



***



نه خوبی و نه بدی!


به فيثاغورث گفتند: چه كسی از دشمنی مردم به سلامت است؟ گفت: آن كسی كه نه از او خوبی سر زند، نه بدی. پرسيدند: چگونه؟ گفت: اگر از او خوبی سر زند، بدان با او دشمنی كنند و چون بدی از او آشكار شود، خوبان به دشمنی با او برخيزند.



***



ترديد نسبت به خود

حكيمی گفت: هيچكس را نديدم، جز آن كه گمان بردم از من بهتر است، از آن رو كه نسبت به خود يقين داشتم و نسبت به ديگری ترديد.



***



از سخنان عيسی (ع)

گناهكار گناه كوچك و گناهكار گناه بزرگ با هم برابرند،‌ از او پرسيدند، چگونه چنين چيزی ممكن است؟ گفت: جرات بر هر دو عمل يكی است و آنكه ذرت می دزدد، مرواريد نيز می دزدد.
بازگشت