موسیقی گلستان
استانی که در تقسیمات جدید کشور به عنوان گلستان می شناسیم، منطقه سکونت هیرکانیان بوده است و استرآباد (شهر گرگان کنونی) در زمان هخامنشیان مرکز آن بوده است. گلستان امروز محدود است به شهرهای بندر گز، بندر ترکمن کردکوی، گمیشان، آق قلا، سیمین شهر (بناور)، علی آباد، خان به بین، مینودشت، رامیان، گنبد کاووس، کلاله، گالیکش، مراوه تپه و جنگل گلستان. بخش وسیعی از این استان امروزه ترکمن نشین است که در جای خود به موسیقی آنان اشاره شد. تعداد اقوام در این استان به اقوام کهن آریایی و طوایط، ترک، کرمانج، عرب، بلوچ و سیستانی و کولیها (گودار) اختصاص می یابد.

موسیقی گلستان

این سرزمین پس از هخامنشیان همواره در طول تاریخ تا پایان انقراض قاجاریه مورد تهاجم و قتل و غارت اقوام مهاجم بوده است، اما آنچه که از نظر پژوهش موسیقی در این منطقه مهم است حضور و وجود چهار نوع از موسیقی قومی در آن است که به ترتیب عبارتند از:

1-موسیقی ترکهای گرایلی منطقه

2-موسیقی کتولی

3-موسیقی گالشی

4-موسیقی طوایف کوچ (کولیها (گودار)، سیستانی، بلوچ، عرب، کرمانج)
عمده موسیقی ترکهای منطقه مربوط به دشت حاجیلر قدیم و شهرهای مینودشت، رامیان فعلی می شود.

تاریخ منطقه
روانشاد محمدعلی سعیدی در کتاب خود درباره رامیان چنین نوشته: در دو کیلومتری شمال رامیان محلی است به نام کهنه رامیان، آثاری که از آنجا به دست آمده نشان می دهد در ازمنه قدیم مردمی در آنجا ساکن بوده اند که آنها را «رامیها» یا «آرامیان» می گفتند. آرامیها مردمی بودند سامی نژاد که قبل از اعراب در بابل قدیم سکونت داشتند. علمای باستان شناس از روی اشیایی که ضمن حفریات (ترونگ تپه) گرگان و عشق آباد به دست آورده اند، مهاجرت اولیه این اقوام را از شمال ایران دانسته اند و در ادامه مطلب چنین نگاشته که در قرن هفتم یا هشتم هجری مجدداً مردمی در همان محل آمده ساکن شده اند و آنجا را کنه رامیان نام نهاده اند که از آنها هم اسناد و لوحه های سنگی باقی مانده است. این مردم نیز در سالهای 1100-1120 هجری قمری به دست کردهای جهان بیگلو قلع و قمع شده اند.
لازم به ذکر است که کردهای جهان بیگلو پس از رودررویی با فتحعلی خان قاجار (در عهد صفوی) و شکست شکرخان و حسین خان سلطان پراکنده شدند و در کردمحله آن زمان (کردکوی فعلی) و همچنین کردآباد کتول جایگزین شدند. پس از این شکست کردهاست که به گرایلیها اجازه ورود به منطقه و سکونت داده شده. اینان بازمانده ایل بزرگ گرایلی (گرائیت ایل) ها بودند که پس از استیلای مغول در ترکستان به ایران وارد شدند و در جرجان آن زمان شهرکی را بنا نهادند که شهرک گرایلی نام گرفت.
رابینوی انگلیسی از آن به عنوان «شهرک نو» نام برده اما بعدها در اثر تهاجم گوکلنگها و ازبکها مجبور به تخلیه شهر و اقامت در منطقه کالپوش شدند. سرپرستی اولیه ایل گرایلی را علی خان نامی به عهده داشت (علی ایلیهای مرز شمال خراسان بازمانده آنان اند) اما بعدها درویش علی خلیفه را به جای او منتخب کردند.
پس از او، ایل به سه بخش تقسیم شده که روانشاد سعیدی آن را چنین نوشته است:
بخش اول تحت فرمان توکل خان
بخش دوم تحت اطاعت منصور خان بیک قلیچ چی گرایلی
بخش سوم تحت حکومت درویش علی خلیفه
که در طول زمان بخش دوم در منطقه فعلی در استان گلستان ساکن شده اند و به طوایف زیر تقسیم بندی می شوند:

1-طایفه قلیچ لی در دو تیره بیگها (سعیدی های فعلی) و طایفه شاهسونها

2-صادقلی (صادق لوی فعلی)

3-قاقوزی (کاغذلوی فعلی)

4-یزدری (یازرلوی فعلی)

5- رجبلی (رجبلوی فعلی)

6-قوانلو

7-بای
پس از مرگ منصور خان فرزندش سلطان یتیم جای وی را می گیرد که خانه اش را به عنوان اجاق (به معنی مکان مقدسی که دارای کرامات است در ترکی گرایلی) می نامیده اند و «ذکر اجاق» یکی از معروف ترین نغمات مذهبی در میان گرایلیهای منطقه بوده، اما او نتوانست فرمانده خوبی برای گرایلیها باشد. پس درگیری های مجدد آغاز می گردد و آنچنان ادامه می یابد که به سال 1187 هجری قمری می رسند. در این سال که گرایلیها در شش آب حضور داشتند و نیل برگ نیز محل سکونت عده ای از آنان بود با فرمان حسین قلی خان به رامیان فعلی آمدند، ایل گرایلی آنطور که از شواهد پیداست به دلیل تنشهای گاه به گاه موسیقی خبری مخصوص به خود داشته اند که شامل جار، چاووش و نقاره زنی بوده که امروزه از شکل اجرای آن بی خبریم ولی بنا به نوشته مرحوم سعیدی، گرایلیها موقعی که در نیل برگ ساکن بوده اند، چند نفر دیده بان روی تپه نسبتاً بلندی که مشرف به راه و روبه روی نیل برگ قرار دارد گمارده بودند که به م حض دیدن طلایه دشمن به وسیله کوبیدن طبل و نقاره اهالی را با خبر سازند، آن محل هنوز هم به نام تپه نقارخانه معروف است. موسیقی گرایلیها در منطقه گلستان به ویژه در بخش آوازی بسیار غنی است و دارای دو جنسیت عمل کننده زن و مرد می باشد، موسیقی آنان را می توان به دسته های زیر تقسیم نمود:

1- موسیقی آئینی: در شاخه های مولودی، اعیاد مذهبی، سورهای ملی قومی مذهبی، سوگ های ملی قومی مذهبی، آئین های باورمدارانه قومی، اعیاد ملی.

2- ترانه ها و تصنیفها: در شاخه های کار و تلاش، عاشقانه، پند و حکمت آموز، شبانی و حماسی

3- موسیقی سازی: برای بازی های محلی.

لازم به ذکر است که گوشه گرایلی در شور ارتباط فراوانی با این قوم می تواند داشته باشد. به همان گونه که گرایلی در موسیقی شمال خراسان و در موسیقی آذربایجان و داستانی نیز مرتبط با آن را از زبان دوتار نوازان کشور شنیدم، گرایلی را در نیشابور، کاشمر، سبزوار، دامغان، سمنان، تفرش و خلج اراک نیز می توان شنید. مرحوم فریدون گرایلی که مدیر مجموعه تاریخی خیام و یکی از ادیبان و فرهنگ مردان خطه نیشابور بود نیز از همین ایل بود که در آنجا ساکن شده بودند و اصطلاحات خاص موسیقی خود را داشته اند که از ریشه تأثیرات نحله های فلسفی در این موسیقی خبر می دهد نوازنده را «مست» و گروه موسیقی را «مستان» می گفته اند. مشهورترین سرنانواز ایل گرایلی در عهد قاجار شخصی بوده به نام «ولی مست» که تبحر او و حضورت در تمامی آئین های سور از او الگویی برای ضرب المثل سازی در بین این قوم ساخته است که امروزه نیز آن را بر زبان می آورند: «هرگون هرگونه توی اولمزف ولی مست مونده گلمز» (هر روز هر روز عروسی صورت نمی گیرد، ولی مست هم اینجا نمی آید) کنایه از اینکه شادی و خرمی همیشه به انسان دست نمی دهد.
در موسیقی آئین سور گرایلیها آهنگ های گلن یولی (راه عروس) از زیباترین شکلهای موسیقی شادی منطقه است. ترانه های دو صدایی زنانه که پاسخ به پاسخ می خواندند، گونه ای از آوازهای ضد آوایی (آنتی فونیک) نیز از شنیدنی ترین نغمات موسیقی ایرانی که ترانه «پری جان» مربوط به حکایت پری خان خانم زند از اینگونه آوازهاست.
در بخش موسیقی مذهبی بهتر است شرح سینه زنی قدیمی گرایلیهای رامیان را از زبان روانشاد محمدعلی سعیدی پی بگیریم، تا به زیبایی حرکات و نغمات همراه آن پی ببریم:
از شب پنجم محرم دسته حرکت می کرد و این دسته ها به ترتیب خاصی به حرکت در می آمدند. بدین طریق که هر یک از شرکت کنندگان شالی به کمر می بستندف بعد به ردیف ایستاده کمر یکدیگر را با دست چپ می گرفتند و دست راست را آزاد برای سینه زدن می گذاشتند. ابتدا با گفتن کلمه یا حسین فریاد کشیده سرها را فرود آورده بعد از طرف راست به حرکت درمی آمدند. عده ای حسن و عده ای دیگر حسین می گفتند و گرد علم که در وسط قرار داشت می گردیدند. حرکت آنها با سه پا به طرز به خصوصی بود که از اشخاص ناشی ساخته نیست. بعد نوحه خوان وسط آمده شروع به خواندن نوحه مرثیه گونه می کرد. با آهنگ (منظور ریتم) است نوحه این حرکات (به مرور) شدید و تند می شد. تا جایی که می توان گفت حالت دویدن به خود می گرفت. بعد دسته به قصد رفتن به مساجد دیگر حرکت می کرد. گاهی دو دسته در بین راه با هم تلاقی می کردند. هر دو دسته کلمه حیدر حیدر را می گفتند. هر مسجدی حیدر را مخصوص به خود می دانست و حاضر نبود دست بردارد و راه به دیگری بدهد.
وی در مورد موسیقی نوروز اشاراتی دارد، چندان که می نویسد: «سه روز عید به طور کلی تعطیل عمومی بود و جوانان شب و روز در میدان امام علی اجتماع کرده به زدن نی و خواندن آوازهای محلی و کشتی گرفتن مشغول می شدند و یا آوازهای جمعی همراه با نی را اشاره می کند که از پانزده روز به عید مانده، جوانان دسته دسته همراه یک نفر نی زن با خواندن آوازهای محلی شبها به گرداش پرداخته، در منازل اشخاص رفته، عیدی می گرفتند»

موسیقی عروسی گرایلیها شامل ترانه های حمام بردن، حنابندان، لباس پوشیدن، بر تخت نشستن، گلن گورمه (رونما)، جار دعوت عمومی در محل، صله بران، نارزدن، شاباش، مجمعه کشی حنابندان و بردن عروس به خانه داماد بوده است.
روانشاد سعیدی علاوه بر آنکه به شرح تمامی این مجلس پرداخته اشارات جالبی به موسیقی و شکل استاده از آن در میان گرایلیها دارد. وی می نویسد:
«در موقع عروسی تنبک و سرنا معمول بود و حداثل عروسی سه روز به طول می انجامید، شب اول عروسی جوانان محل عموماً بدون دعوت قبلی به عروسی می رفتند، سر شب خود آنها به زدن نی و خواندن آوازهای محلی مشغول می شدند، تا اینکه صاحب عروسی یک نفر سازچی که آن را به اصطلاح محلی بخشی می گفتند می آوارد و او با د و تار خود مشغول زدن و خواندن بود و تا نزدیکی های صبح آنها را سرگرم می داشت، جوانان به فاصله های معین هر یک به فراخور حال خود پولی به او می دادند، این وضع هر چند شب که عروسی بود ادامه داشت.
شب سوم عروسی که شب حنابندان بود در غروب آفتاب از خانه داماد به منزل عروس حنا می بردند بدین طریق که ظرفها را توی مجمعه ای گذاشته و اطراف آنها را شمع روشن می کردند زنها مجمعه را روی سر گرفته همراه ساز و سرنا به خانه عروس می بردند، در آخر شب داماد را توی مجلس جوانان آورده دست و پای او را حنا می گرفتند در خاتمه حنا بستن حاضران قدری از آن حنا به دستهای خود می مالیدند. در تمام این مدت صدای تنبک و سرنا بلند بود و زنها در بیرون مشغول رقص بودند رقص در عروسی مخصوص زنها بود که از روز اول عروسی تا خاتمه آن خود را ارایش کرده و در انظار مردها به صدای دهلی و سرنا می رقصیدند.»

آوازهای حماسی گرایلیها که همگی سرشار از ستم ستیزی و رنجی است که این قوم متحمل گردیده بخش بسیار عظیمی از موسیقی گرایلیها بوده که در حال مضمحل شدن و فراموش شدن در ذهن نسل است. آواز جنگ با لزگیها، عباس خان، حسن بایرو، عزیز بیگ یاور، جنگ جوزچال از این دست بوده که دیگر نمی توان آنها را شیند و تأسفم همواره بر این است که در سال 1368 به همراه آقای تقی رجبلو که به چشمه گل در رامیان می رفتیم، آخرین دو تار نواز پیر قوم گرایلی را با نام عیسی خان دیدم که بر بلندایی نشسته بود و آواز دلنشین خود را سر داده بود و من نه دوربین داشتم و نه ضبط صوت که از او اثری را به ثبت برسانم. سالی نگذشت که او هم رفت و دیگر هیچ نبود.
بخش دیگر موسیقی گلستان که بسیار مهم است موسیقی کتولها است. حدود کتول را اقای سید ضیاء میردیلمی چنین بیان می دارد: منطقه ای که از شرق به رودخانه سرخان محلی متصل به فندرسک و از غرب به رودخانه کفشگیری، غربی فاصل آباد متصل به حدود ملک و از شمال به روستاهای ترکمن نشین طایفه داز و دوجی و از جنوب متصل به قلل سلسله جبال البرز که آبریز آنها به منطقه کتول جاری می باشد واقع گردیده است. محل زندگی قشلاقی و ییلاقی طوایف و مردمی است که از قدیم الایام قسمتی و یا مجموع آن به کمالان (در اصل کمال خان این لغت را دقت کنید تا بعد) و از حدود پانصد الی ششصد سال قبل جز بلوم فخرعماد الدین و دهنه آن به کفشگیری و از حدود دویست سال قبل به بلوک کتول اشتهار یافته است. هم اکنون مرکزیت آن شهرستان علی آباد کتول می باشد.
در مورد واژه کتول باید گفت که لغتی سانسکریت است و از واژه کوتاول و کوتوال به ترکی جعتای راه یافته. در معنی امروزین «قلعه بان» می باشد. این واژه در فراگشت لغوی از کوتاول به کوتوال به کوتول به کتاول و کتول تغییر یافته. مسیر تغییرات لغوی را اسناد تاریخی کمابیش نمایان می سازد به عنوان نمونه شاهد در سال 1205 محمد شاه قاجار عازم مشهد و ازن را از نصرالله میرزا فرزند شاهرخ بن رضاقلی بن نادرشاه خارج و از یک فرسخی به عتبه بوسی مشرف شد و پس از 21 روز اقامت فتحعلی بیک کوتول را متولی نمود اما بدان سبب به این ناحیه کتول گفته می شود که مهاجران اولیه ای که از سیستان به آن وارد شدند، شغل اصلی شان امیر و قلعه بان و داروغه قلعه بوده است و در اصل یک قومیت شغلی داشته اند که همان کوتولی بوده است. در اینجا شاهد همان لغت کمالان است که در اصل کمال خان بوده چون در گویش سیستانی «خ» تلفظ نمی شود این بازمانده همان گویش در منطقه است.
اینان سپس با همزیستی در کنار سادات فندرسک و ترکمن های گوکلان موقعیت اصلی خود را در منطقه بهتر نموده اند تا اینکه به گسترش امروزین ناحیه رسیده است.


موسی کتول را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود:
الف) آوازها در دو شاخه قومی مذهبی

ب) ترانه ها و تصنیف ها

ج) موسیقی سازی

این موسیقی در ابعاد آئین های منطقه ای به صورت زیر دسته بندی می شود:

1-آئین های سور و سوگ قومی مذهبی

2-فصل آوازها و گاه آوازهای قومی

3-موسیقی کار و تلاش

4-موسیقی نقل و روایت

5-موسیقی رزم و حماسه

6-ترانه خوانی در شاخه های عارفانه، هجرانی، غریبی، عاشقانه، پندآموز
شاخه شادیانه های کتولی به عهده موسیقی ورزان گودار بوده که بیشتر انان فیوج هستند و سابقه کهن در منطقه دارند. در گذشته نه چندان دور طایفه بزرگی از کولیها در دهنه کتول زندگی می کرده اند که هنوز نام رئیس طایفه آنها که یاغی و موسیقی ورز بوده بر کوهی در آن حوالی بازمانده (کوه عوض گودار) ضمن آنکه در ترانه «نقدعلی خان» که مادرش پس از قتلش سروده نیز از این کوه نام برده شده این اتفاق در 1250 هجری قمری رخ داده.


آقا شیخ محمدعلی بیات شاعر ادیب موسیقی شناس و روحانی سرشناس که «میرپنج نامه» او بر وزن شاهنامه بسیار خواندنی است به موسیقی گوداری در زمان خود اشاره دارد و از آنان به عنوان قوال یاد می کند و کارشان را شورانگیز وصف نمی نماید و چون در بزم حسین خان آنان را توصیف می کند پس حرفش می تواند ملاک باشد که خوانندگان گودار در این ناحیه قوالی می کرده اند و بی گمان آوازهایی می خوانده اند که جنبه های پهلوانی و پیروزی در آن وجود داشته، ضمن آنکه وی از سازهای تار، تنبک، سنتور، سرنا و نی در موسیقی گوداری اطلاع می دهد و در شعر خود ترانه را «نوا» و خوانندگان را «نواخوانان» می نامد. وی حتی در جایی دیگر به چنگ و عود اشاره می کند.
نعت گویی و نعت خوانی از هنرهای این روحانی جلیل القدر بوده که از وزانت خوبی برخوردار است مانند نعت خواجه کائنان پیغمبر آخرالزمان (ص). او در میرپنج نامه خود به موسیقی شادیانه زمان خود نیز اشاره دارد و به ما می گوید که در ناحیه کتول «نقاره خانه» وجود داشته و «نقاره زنی» انجام می شده و دهل زن مخصوصی این کار را انجام می داده.
اما آنچه که امروزه از آن همه نغمه و نوا بازمانده گویای عظمت موسیقی منطقه نیست چرا که هنر نقاره زنی به طور کلی از میان رفته، اما دوتار نوازی، نی زنی مخصوص کتولی (شمشاد)، نی بید (بیت خوانی با نی) و آوازخوانی و ترانه خوانی با دوتار و دوتار نوازی تنها، کمانچه نوازی با کمانچه سه سیم آن هم در حد یک نفر در منطقه، دایره و تشت زنی در بین زنان باقی مانده و بخشی از آوازهای مذهبی و سوگینه ها مانند سر گریه و چاووش خوانی بهترین حافظ موسیقی گوداری منطقه عیسی فیوج معروف به «عیسی دایی» است. او نوازندگی را ابتدا نزد پدرش ولی گودار و سپس نزد معروفترین استاد کمانچه گوداری گرگان، شهنی میرشکار آموخته، ابتدا تنبک می زده اما پس از سختی های فراوان کمانچه را یاد گرفته و در خدمت ذوالفقار خان معززی درآمده، چون در زمان یاغیگری عباس گالش سرباز بوده تمامی جزئیات را دیده و می دانسته. اینکه در پشت پرده با سرهنگ ها چه ساخت و پاختی داشته و چگونه مجوز تاخت و تاز و غارت گرفته و چگونه به اعدام رسیده، همه را به صورت منظومه ای روایتی درآورده که در تمامی منطقه مازندران، گیلان و جنوب البرز نقل محافل موسیقی شده. او روی یک ملودی که مدام تکرار می شود اشعار سیلابی خود را جای داده و آن را آهنگین کرده مانند عباسه بردن، میدون گرگان، گردنش انداختن، طناب اعدام، یار عباسم.
از دیگر کمانچه نوازان کتول مرحوم حسین علی خسروی بود که در جوانی میرشکار بوده و از نوادگان خسروخان کوتول بود و در پیچک محل کتول می زیست. او طی زمان با ساز خود درآمیخته بود و چنان تبحری در انواع آوازها و آهنگ های کتولی داشت که در باور نمی گنجید. او را در سال 1370 به نخستین جشنواره موسیقی نی نوازان در تالار اندیشه حوزه هنری آوردم و چون آن سالها در عسرت به سر می برد و از سویی مسائل تحریم موسیقی در منطقه وجود داست او با استفاده از سیم ترمز موتور سیکلت، صدای کمانچه اش را با تبحر تمام بیرون می آورد و با ظرافت تمان تبحرش را در برابر دیدگان حاضران قرار داد. او علاوه بر کمانچه، قرنه هم در جوانی می زده و برای اولین بار روایت عباس مسکین که خواننده ای عاشق بوده و قصه اش در منطقه کتول به وقوع پیوسته که یک تراژدی منظوم است را از او شنیدم روانش شاد باد.
مرحوم علی اکبر اصلانی کتولی نیز از بهترین نی نوازان کتول بود که به همان رسم کهن نی را قدرتمندانه به شکل سر بالا و عمود بر صورت می نواخت و یکی از بهترین آهنگ شناسان موسیقی کتول بود و به تمامی رپرتوارهای موسیقی کتولی آشنایی داشت و آگاه بود. روانشان شاد.
از آهنگ های مهم موسیقی کتول می توان به هرائیها اشاره داشت که در سه نوع اجرا با نام های کوتاه، بلند و کشیده شناخته می شوند. اما گودار نوازنده و خواننده ای به نام علی سیاه که در کردکوی می زیسته در زمان پهلوی دوم روی هرائی بلند دو نوع تزیین آوازی پدید آورده که آن را به اشتباه مقام علی سیاه می گویند. شیوه اول آکسانهای کوتاه و مقطع در مصرع اول و سوم است و شیوه دوم آکسان دهی بین کلمات در مصرع اول و چهارم و کشیدن آخرین حرف از آخرین کلمه مصرع چهارم.
پس از هرائیها کتولی ها مهمترین بخش آوازهای منطقه است که تمامی مازندران را تسخیر نموده. سایر آهنگ ها عبارتند از: کله کشها، ورساقی، پشته حال، یار خدیجه، راسته مقام ها در چهار شکل اجرایی، زارنجی، شترناز، غریب.
موسیقی گالشها نیز در این منطقه گستردگی خاص دارد، اکثر هرائی مربوط به این صحرابانان است که به آن چهار بیتی (بید) می گویند و هنگامی که با نی آوازها اجرا می شود به آن «نی بید» یعنی بیت و نی می گویند و پس از آن فصل آوازهایی چون لاره لاره که در بهار می خوانند.

موسیقی حماسی منطقه
بیت آقا رسول که یاغی بوده، عباس گالش و عباس مسکین است که همگی جذابیت های خاص خود را دارند. موسیقی حزن زمان که تأثیری در راسته مقام ها دارد «سرگریه هاست» که شیوه های متنوعی در اجرا دارد. اما کتولی ها، موضوع آوازهایی که موسیقی ورزان مازندران بر سر آن با کتولی ها اختلاف شدیدی دارند. همانطور که پیش تر آمد کتولها جمعیتی قلعه بان بودند و جامعه شغلی خاصی تلقی می شدند همچون گالشها که رمه بان و گاوبان هستند. از آنجه که جمعیت های صنفی بر اثر طول زمان و رشد اجتماعی درونی خود به خود دارای فرهنگ درون جامعه ای خود می شوند پس می توان گفت کتولی همچون گالشی آوازهای مربوط به افراد این منطقه است. ساسان فاطمی درباره کتولی در کتاب خود چنین آورده: «کتولی یا لیلی جان محبوب ترین آواز با وزن آزاد مازندران است، می توان گفت که این آواز امضای موسیقایی منطقه ا ست، هرچند در غرب خوانده نمی شود. معنای کتولی دقیقاً روشن نیست بیشتر خبرگان ارتباط احتمالی میان این کلمه و نام شهر علی آباد کتول را انکار می کنند.» امیدوارم که از این پس موسیقی ورزان منطقه در این زمینه با توضیحاتی که داده شد کتولی را موسیقی مربوط به یک شهر نبینند بلکه موسیقی کتول را مربوط به جامعه شغلی کتولها بدانند.
سازهای کتولی عبارتند از دوتا کتولی، نی کتول، دایره، کمانچه، تنبک، نقاره، دهل و سرنا.

منبع: کتاب آشنایی با موسیقی نواحی ایران
نویسنده: هوشنگ جاوید
0
0
0
0 نفر

3 نظر

  1. سلام موسیقی همه ی نواحی این سر زمین پر گهر زیباست ودلنشین سپاس از اطلاعات کامل درست وبه جاست ،وهمچنین اثرهای فاخر استاد عزیز فهیم وگرانقدر هم دلنشین وروح نوازه سلامت موفق وموید باشید @majidakhshabi
  2. نقل قول: azadvari01
    سلام موسیقی همه ی نواحی این سر زمین پر گهر زیباست ودلنشین سپاس از اطلاعات کامل درست وبه جاست ،وهمچنین اثرهای فاخر استاد عزیز فهیم وگرانقدر هم دلنشین وروح نوازه سلامت موفق وموید باشید @majidakhshabi

    ممنون از نگاه و توجه شما دوست نازنین.
  3. نقل قول: marzie.kokabian
    نقل قول: azadvari01
    سلام موسیقی همه ی نواحی این سر زمین پر گهر زیباست ودلنشین سپاس از اطلاعات کامل درست وبه جاست ،وهمچنین اثرهای فاخر استاد عزیز فهیم وگرانقدر هم دلنشین وروح نوازه سلامت موفق وموید باشید @majidakhshabi

    ممنون از نگاه و توجه شما دوست نازنین.

    سلام خواهش می کنم سپاس بیکران از زحمات تان سلامت وپایدار باشید عزیزم
پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.