پدر و پسری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد . به زمین افتاد و داد کشید : آ آی ی ی ی ! صدایی از دور دست آمد : آ آی ی ی ی ! پسرک با کنجکاوی فریاد زد : کی هستی ؟ پاسخ شنید : کی هستی ؟ پسرک خشمگین شد و فریاد زد : ترسو ! باز پاسخ شنید : ترسو ! پسرک با تعجب از پدرش پرسید : چه خبر است ؟ پدر لبخندی زد و گفت : پسرم خوب توجه کن ... و بعد با صدای بلند فریاد زد : تو یک قهرمان هستی ! صدا پاسخ داد تو یک قهرمان هستی ! پسرک باز بیشتر تعجب کرد . پدرش توضیح داد : مردم میگویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است . هر چیزی که بگویی یا انجام دهی , زندگی عینا به تو جواب میدهد , اگر عشق را بخواهی , عشق بیشتری در قلب بوجود می آید و اگر به دنبال موفقیت باشی , آن را حتما بدست خواهی آورد . هر چیزی را که بخواهی , زندگی همان را به تو خواهد داد . 



منبع : بندگان خدا و معجزه عشق
نویسنده : اکبر رضایی



سایت رسمی مجید اخشابی
1
0
1
2 نفر

2 نظر

  1. بسیارزیباببود
  2. ممنون..................عالی بود...............ممنونم................ smiley17
پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.