واقعیت مجازی

19 بهمن 1398   azizi   مطالب و مقالات / موفقیت   0 نظر   72 بازدید   |

واقعیت مجازی

واقعیت مجازی


چه وقت از این فرایند استفاده کنید:
وقتی احساس خوبی دارید و می خواهید ارتعاشات حالت پذیرش را تجربه کنید. هنگامی که در حال یادآوری تجربه ای خوشایند هستید، دلتان می خواهد این حالت به درازا بکشد و به احساس بهتری برسید. وقتی وقت اضافه دارید و می خواهید آن را به طریقی دلپذیر سپری کنید. مرحله واقعیت مجازی هنگامی برایتان مفید است که درجه ی گستره عاطفی شما جایی مابین 1: نشاط / آگاهی / اختیار / آزادی / عشق و 8: ملال در نوسان باشد. 

(درجه احساس: 1: نشاط / آگاهی / پذیرش / آزادی / عشق / سپاسگزاری- 2: شور و هیجان- 3: اشتیاق / شادی- 4: توقعات مثبت / باور- 5: خوش بینی- 6: امیدوار بودن- 7: رضایت- 8: ملال- 9: بدبینی- 10: سرخوردگی / بیقراری / بی صبری- 11: آشفته بودن- 12: مأیوس بودن- 13: تردید- 14: نگرانی- 15: ملامت کردن- 16: ناامیدی- 17: خشم- 18: انتقام- 19: نفرت / خشم- 20: حسادت- 21: عدم امنیت / احساس گناه / ناشایستگی- 22: ترس / اندوه / افسردگی / ناامیدی / نداشتن توانایی)

یادتان باشد در کائناتی زندگی می کنید که از انرژی دارای نوسان تشکیل شده و قانون جاذبه بر همه چیز حکمروایی می کند و درباره هرچه فکر کنید، چه آن را بخواهید یا نخواهید به سوی شما جذب می شود.

بنابراین می شود گفت که کائنات به افکار شما و به احساس شما یعنی به ارتعاشاتی که از خود صادر می کنید پاسخ می دهد. کائنات به آنچه هستید واکنش نشان نمی دهد، بلکه به ارتعاشاتی که از خود صادر می کنید واکنش نشان می دهد.

کائنات فرقی میان زمانی که صاحب یک میلیارد هستید یا این که فکر داشتن این پول را در سر دارید قایل نمی شود. مرحله واقعیت مجازی بطور ارادی صحنه ای را در ذهن شما فعال می کند و باعث صدور ارتعاشاتی میشود که با آن تصویر ذهنی هماهنگ است.

این مرحله برای روبراه کردن موارد معیوب و ناقص نیست. برای فعال کردن صحنه هایی در ذهن شماست تا ارتعاشات مناسب را در خود ایجاد کنید واین تجسم باعث می شود که احساس خوبی در وجود شما جاری گردد.

بیشتر مردم ارتعاشاتی که از خود صادر می کنند در واکنش به آنچه می بینند یا می شنوند یا برخورد با مردم و شرایط است و درحقیقت واکنش آنها غیرارادی و بی اختیار است.

بنابراین زندگی آنها هم همان طور شکل می گیرد. یعنی زندگی خود آنها هم شبیه به آنچه می شود که می بینند و خودشان نقشی در شکل گیری آن ندارند و هر روزشان مثل روز قبل است.

حال آن که بازی واقعیت مجازی این شیوه نگرش را تغییر می دهد. کاربرد این مرحله انرژی وجود شما را از آنچه هست بالاتر می برد.

به یاد دارید مرحله کارگاه خلاقیت از سه گام تشکیل شده بود: 1- خواستن؛ که همیشه می توان انجام داد و راحت است. 2- پاسخ به این خواسته؛ که ربطی به شما ندارد و مبدأ عالم آن را انجام می‌دهد. 3- پذیرش؛ حالتی است که می باید در شما وجود داشته باشد.

این مسأله مهم است که تشخیص دهید گام 1 و 3 با هم فرق دارند. وقتی بر روی چیزی تمرکز می کنید یا دعا می کنید که چیزی را که نیاز دارید به دست آورید غالباً ارتعاشات شما با آن چیز یکی نیست. در عوض ارتعاشات شما با نداشتن آن چیز هماهنگ است.

هنگامی که موعد بدهی ها می رسد و پول کافی برای پرداخت آنها ندارید و هراسان و نگرانید، می گویید: به پول زیادی نیاز دارم یا از عبارت مثبتی استفاده می کنید: پول بیشتری می خواهم، دارید گام 1 را انجام می دهید. اما با گام 3 فاصله زیادی دارید. تنها راه حل آن است که در گام 3 یعنی حالت پذیرش قرار بگیرید. ارتعاشات خود را با چیزی که می خواهید یکی کنید تا امواج آن چیز به شما برسد درست مثل فرستنده و گیرنده رادیو.

هنگامی که عواطف و احساسات منفی شما را احاطه کرده فقط آرام بگیرید و با خود کلنجار نروید. این احساسات منفی شما را از وضعیتی که دارید آگاه می کند و باعث می شود به فکر چاره باشید.

هنگامی که در این حالت هستید وسیله آرام بخشی که به شما پیشنهاد می کنیم مراقبه است زیرا هنگامی که ذهن شما آرام می گیرد و هنگامی که افکار متوقف می شوند ارتعاشات شما خودبخود بالا می رود.

اگر بتوانید مطلبی را پیدا کنید و بر روی آَن تمرکز کنید، چیزی که بتوانید آن را تحسین کنید، در مرحله تعریف و تمجید قرار می گیرد و این هم راه حل خوبی است. زیرا در تمام موارد می توانید آن را به راحتی به کار گیرید.

اما مرحله واقعیت مجازی از دو طریق به شما کمک می کند:
به افکار غیرمقاوم عادت می کنید و هنگامی که افکار تردیدآمیز و مقاوم به سراغ شما می آیند به آسانی متوجه آنها می شوید و از سرتان بیرونشان می کنید.
دوم این که وقتی در حالت غیرمقاوم و غیر تردید هستید قانون جاذبه کاملاً به نفع شما عمل می کند.

واقعیت مجازی مرحله ای است که می باید درست مثل یک کارگردان درباره تمام جزئیات صحنه تصمیم بگیرید. اول از همه باید تصمیم بگیرید که صحنه ماجرا کجاست؟

محلی را برگزینید که احساس خوبی در شما به وجود می آورد. باید این محل را قبلاً دیده باشید یا درباره ی آن شنیده باشیدیا بتوانید آن را در ذهن خود بیافرینید. این صحنه داخلی است یا خارجی؟ چه وقتی از روز است؟ صبح یا ظهر یا عصر؟ نور خورشید ملایم است یا شدید؟ درجه ی حرارت چند است؟

خلاصه می باید همه اینها احساس خوبی در شما ایجاد کند. مهم نیست که تنها هستید یا با کسی دیگر، مهم این است که در هر حال احساس خوبی داشته باشید.

در چه حالت روحی هستید؟ آیا می خندید؟ ایستاده اید یا نشسته اید؟ هدف مرحله ی واقعیت مجازی برانگیختن ارتعاشاتی در شماست که در وضعیت پذیرش سعادت قرارتان دهد. از این مرحله برای بهبود اصلاح وضعیت موجود استفاده نکنید؛ زیرا در تلاش برای روبراه کردن وضعیت موجود ارتعاشات حال حاضر خود را به واقعیت مجازی گسترش می دهید و قدرت آن را از میان می برید. 

هیچ چیز مهم تر از داشتن احساس خوب نیست
هیچ دلیلی وجود ندارد که رفاه و سعادت وارد زندگی شما نشود. مگر آن که روحیه تان بد باشد یا خشمگین و نگران باشید. این تمرین به شما کمک می کند که اکثر مواقع روحیه خوبی داشته باشید و درست مثل تمرینات ماهیچه ای هرچه بیشتر آن را انجام دهید قوی تر می شوید.

توصیه می کنیم این تمرین را هنگامی که در صف ایستاده اید یا روی تخت دراز کشیده اید انجام دهید تا این احساس خوب در شما ایجاد شود. یادتان باشد افکار بد مثل اضطراب و خشم و نگرانی و... جایی در وجود شما پنهان شده و هر وقت به سراغ آنها می روید فعال می شوند.

راه حل ساده است، به سراغ آنها نروید و اگر آنها به سراغ شما آمدند کنارشان بگذارید و به چیز خوبی فکر کنید. یادتان باشد خلق تصاویر ذهنی کار بیهوده ای نیست و در شما انرژی مثبت ایجاد می کند. هر چه بیشتر مرحله ی واقعیت مجازی را تمرین کنید، عدم مقاومت را در خود بیشتر کرده اید. هرچه مقاومت درونی شما کمتر شود احساس بهتری خواهید داشت و چیزهایی که می خواهید راحت تر و سریع تر به سوی شما جاری خواهد شد.

به این مثال توجه کنید و آن را مطابق میل خود تغییر دهید.
مکان: ساحلی زیبا و شنی
زمستان است اما هوا دلپذیر و حدود 20 درجه سانتیگراد است. ابرهای پراکنده ای در آسمان می بینید و نسیم دلپذیری که زیاد سرد نیست بر تن شما می وزد. کفش به پا ندارید و شنهای سرد را زیر پایتان احساس می کنید. لباسهایتان مناسب و راحت است. روی ساحل به آرامی قدم می زنید و شاد و سرحال هستید و خیالتان راحت است.
دختر (یا نوه یا هرکس دیگری که می خواهید) پنج ساله تان همراه شماست. سرگرم بازی است و مزاحم شما نمی شود. او به این طرف و آن طرف می رود و از بازی در ساحل لذت می برد. او به سوی شما می دود و شما را در آغوش می گیرد و می گوید چقدر خوشحالم. متشکرم که مرا به این جا آوردی. شما می گویید من هم خوشحالم عزیزم خیلی دوستت دارم همین جا می باید تصویرتان را به پایان برسانید.


منبع: کتاب "بخواهید تا به شما داده شود"
نویسنده: استرو جری هیکس
0
0
0
0 نفر

0 نظر

پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.