مرحله زیر بشقابی

16 اسفند 1398   azizi   مطالب و مقالات / موفقیت   0 نظر   98 بازدید   |

مرحله زیر بشقابی

مرحله زیر بشقابی در موفقیت


چه وقت از فرایند استفاده کنید؟
هنگامی که می خواهید برنامه های آسمانی در مورد شما پربارتر و مؤثرتر باشد. هنگامی که می خواهید از طریق جاری سازی انرژی خواسته های شما زودتر تحقق پیدا کنند. هنگامی که می خواهید خواسته هایتان به انجام رسد اما نمی خواهید تلاش چندانی برای این کار بکنید. هنگامی که احساس می کنید کارهای زیادی دارید که باید انجام شود. هنگامی که وقت بیشتری برای کارهایی می خواهید که خوشی بیشتری نصیب شما می کنند.

این مرحله زیر بشقابی هنگامی برای شما مفید است که:
درجه گستره عاطفی شما جایی مابین 2: شور و هیجان و 12: مأیوس بودن در نوسان باشد. (درجه احساس: 1: نشاط / آگاهی / پذیرش / آزادی / عشق / سپاسگزاری- 2: شور و هیجان- 3: اشتیاق / شادی- 4: توقعات مثبت / باور- 5: خوش بینی- 6: امیدوار بودن- 7: رضایت- 8: ملال- 9: بدبینی- 10: سرخوردگی / بیقراری / بی صبری- 11: آشفته بودن- 12: مأیوس بودن- 13: تردید- 14: نگرانی- 15: ملامت کردن- 16: ناامیدی- 17: خشم- 18: انتقام- 19: نفرت / خشم- 20: حسادت- 21: عدم امنیت / احساس گناه / ناشایستگی- 22: ترس / اندوه / افسردگی / ناامیدی / نداشتن توانایی)

هنگامی که کار و مشغله جری و استِر زیاد شده بود. استِر تصمیم گرفت دفتر یادداشتی با خود داشته باشد و کارهایش را در آن بنویسد. فهرست کارها به چند صفحه رسید و بالای آن به طنز نوشت: کارهایی که امروز باید انجام دهم. حال آن که ده نفر هم نمی توانستند همه این کارها را در یک روز انجام دهند. هر بار که مطلبی به فهرست او اضافه می شد فشار سنگین تری را بر دوش خود حس می کرد.

مسئولیت پذیری باعث شده بود آزادیش محدود شود. یک روز در رستورانی نشسته و منتظر غذا بود و به فهرست کارهایش خیره مانده بود. معمولاً وقتی کاری انجام می شد و آن را خط می زد سه چهار کار جدید به فهرستش اضافه می شد. احساس ناامیدی او را احاطه کرده بود و از ما پرسید آبراهام چه کار باید بکنم؟

ما گفتیم، کاغذ بزرگ زیر بشقابی را بردار تا بگویم. بالای صفحه را خط بکش و سمت راست بنویس: کارهایی که باید امروز انجام بدهم و روبروی آن بنویس، کارهایی که دوست دارم مبدأ کائنات برایم انجام دهد. حالا به فهرست طولانی کارهایی که امروز باید انجام دهی نگاه کن و کارهایی را که واقعاً دلت می خواهد آنها را انجام دهی انتخاب کن و در قسمتی که نوشته ای کارهایی که باید امروز انجام دهم، وارد کن و مابقی کارهایت را زیر عنوان کارهایی که دوست دارم مبدأ کائنات برایم انجام دهد بنویس.

استِر به فهرست خود نگاه کرد و چند تا از آنها را برگزید که لازم بود حتماً امروز انجام دهد و سمت راست فهرست خود وارد کرد. مابقی کارها را در سمت چپ نوشت و با این کار احساس می کرد سبک تر شده است.

برای استِر شرح دادیم برای آن که به چیزی برسد فقط باید دو کار بکند:
باید خواسته خود را تشخیص دهد و از سر راه آن کنار رود تا آن خواسته انجام شود. به عبارت دیگر بخواه و بعد راهی پیدا کن برای پذیرش و جذب آن زیرا به محض آن که بخواهی درخواستت اجابت می شود.

هنگامی که استِر بار اول به فهرست مسئولیتهای خود نگاه کرد در مرحله خواستن بود اما سردرگمی و هراس او از شلوغی و زیادی کارها نشانگر آن بود که او در مرحله پذیرش و جذب قرار ندارد.

هنگامی که او فهرست کارهای خود را به زیر ستون کارهایی که مبدأ کائنات باید انجام دهد منتقل کرد. مقاومت او از میان برداشته شد و ارتعاشات انرژی در او بالا رفت و بدون آن که بداند به مرحله پذیرش خواسته های خود رسید.

تجربه چند روز بعد او شگفت انگیز بود. نه فقط قادر به انجام فهرست کوتاه کارهای خود شد، بلکه کارهایی هم که در ستون دیگر نوشته بود به انجام رسیده بود، اما بدون آن که استِر کاری انجام داده باشد. کسانی که کارشان داشت اما قادر به دسترسی به آنها نبود با استِر تماس گرفته بودند. کارمندان اداری او به طریقی کارها را انجام داده بودند و بعد با استِر تماس گرفته بودند که بگویند کارها انجام شده است. کسانی دیگر از راه رسیده و داوطلبانه مابقی کارها را انجام داده بودند. 

حالا اغلب اوقات وقتی جری و استِر به رستورانی می روند، استِر کاغذ بزرگی برمی دارد، خط وسط کاغذ می کشد در یک طرف می نویسد کارهایی که امروز باید جری و استِر انجام دهند و در طر ف دیگر می نویسد کارهایی که مبدأ عالم باید انجام دهد.

استِر همیشه فهرست طولانی دارد و در قسمت کارهای امروز به اندازه ده روز کار ردیف می کند و این کار قبلاً باعث سردرگمی او می شد. بطوریکه از اداره و مدیریت کارها برنمی آمد. در حال حاضر او در این فهرست کارهایی را واقعاً قصد انجامشان را دارد قرار می دهد و به این طریق مقاومت درونی او همه کم شد.

سایر کارهایی را که برایش ناخوشایند است و می خواهد امروز یا یک هفته یا یکسال دیگر انجام دهد در طرف دیگر می نویسد و آن را به مبدأ عالم وا می گذارد. آنها وقتی غذایشان را خورده اند و می خواهند از رستوران بروند فهرست را در همان جا می گذارند تا مبدأ عالم آن را به انجام رساند.

در لحظاتی که می گویید ترجیح می دهم، یا دلم می خواهد، یا دوست دارم، بخش غیر مادی شما خواسته شما را رهبری می کند و در یک لحظه انرژی شروع به جاری شدن می کند، حوادث و وقایع به طریقی که قابل شرح نیست دست به دست هم می دهند تا خواسته ی شما را انجام دهند. اگر مقاومت و تردیدی در کارتان نباشد چیزی که می خواهید به دست خواهید آورد.

آیا مطمئن هستید که چه می خواهید
لازم نیست دایم بگویید که چه می خواهید. مبدأ عالم خود می داند؛ کافی است فقط یک بار بگویید. اما فایده تکرار مکرر خواسته این است که شما درباره خواسته خود به یقین و وضوح خواهید رسید.

اغلب اوقات خواسته خود را با دقت و وضوح بیان نمی کنید، می گویید من این را می خواهم، بار دیگر می گویید دلم می خواهد این به این صورت باشد و خواسته شما اصلاح شده است. بار دیگر ممکن است بگویید کمی هم از آنچه دلم می خواهد خوب است.

متوجه مقصود ما شدید؟ اگر کاملاً و با دقت بدانید که چه می خواهید آن چیز در راه حرکت به سوی شما قرار می گیرد.


منبع: کتاب "بخواهید تا به شما داده شود"
نویسنده: استرو جری هیکس
0
0
0
0 نفر

0 نظر

پیام سیستم
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.