قصه شب: شب سراب 32

قصه شب: شب سراب 32

18 تیر 1391 , بازدید ها: 829

يكدفعه چشمم افتاد به پايه نردبان كه ديروز واچيده بودم ،‌ برداشتم مدتي اينور و [..]

قصه شب: شب سراب 31

قصه شب: شب سراب 31

17 تیر 1391 , بازدید ها: 698

توي دلم گفتم دختر هم مال مردم است ببين گذاشته رفته، اما پسر بود حالا بر دل پدر [..]

قصه شب: شب سراب 30

قصه شب: شب سراب 30

15 تیر 1391 , بازدید ها: 579

اوستا جلوي دكان ايستاده بود و بمن نشان مي داد كه چوب ها را چه جوري پشت دكان [..]

قصه شب: شب سراب 29

قصه شب: شب سراب 29

14 تیر 1391 , بازدید ها: 379

- اوستا رحيم ما اينقدر تعريف شما را كرديم كه عيال هم دلبسته شما شد، امروز كه مي [..]

قصه شب: شب سراب 28

قصه شب: شب سراب 28

13 تیر 1391 , بازدید ها: 640

ا وستا نگاهي به پريموس انداخت، خاموش بود. - پس تو خودت چائي نمي خوري؟ - اينوقت [..]

قصه شب: شب سراب 27

قصه شب: شب سراب 27

12 تیر 1391 , بازدید ها: 573

راست مي گفت اوستا نحس بود، تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيز ها، نحسي چه جور مي [..]

قصه شب: شب سراب 26

قصه شب: شب سراب 26

11 تیر 1391 , بازدید ها: 648

- خودمان بايد دعوتشان كنيم - كي؟ مادر يه خرده نگاهم كرد، دور و بر اطاق را نگاه [..]

قصه شب: شب سراب 25

قصه شب: شب سراب 25

10 تیر 1391 , بازدید ها: 612

ديشب خيلي خوش گذشته بود، احساس مي كردم كس و كار پيدا كرده ايم، از غريبي درآمده [..]

قصه شب: شب سراب 24

قصه شب: شب سراب 24

9 تیر 1391 , بازدید ها: 481

مادرم پرسيد: چند تا دختر دارند؟ - سه تا - به كارمان درآمد پس شما براي هر كدام [..]

قصه شب: شب سراب 23

قصه شب: شب سراب 23

8 تیر 1391 , بازدید ها: 496

معصومه خانم با خنده گفت: كجا باشد پيدا مي كني؟ اصلاً تو چيزي را مي تواني پيدا [..]

قصه شب: شب سراب 22

قصه شب: شب سراب 22

7 تیر 1391 , بازدید ها: 558

بشكني جلوي مادرم زدم، اين اولين بار بود كه همچو كاري مي كردم، بنظرم همه چيز [..]

قصه شب: شب سراب 21

قصه شب: شب سراب 21

6 تیر 1391 , بازدید ها: 558

صبح وقتي چشمم را باز كردم مادرم داشت نماز مي خواند. - مادر آفتاب در مياد؟ - [..]

قصه شب: شب سراب 20

قصه شب: شب سراب 20

5 تیر 1391 , بازدید ها: 478

- آره زن صاحب اين اسب شده، خنديد - بزرگتر از تو بود؟ - نه بابا يك وجب قد دارد [..]

قصه شب: شب سراب 19

قصه شب: شب سراب 19

3 تیر 1391 , بازدید ها: 792

در هاي سقا باشي را كيپ هم كنار ديوار چيدم، چوبهائي كه فعلاً لازم نداشتيم روي هم [..]

قصه شب: شب سراب 18

قصه شب: شب سراب 18

2 تیر 1391 , بازدید ها: 498

- باور كن رحيم مرد ناپاك، مرد آلوده، برايش فرق نمي كند، كثافت كثافت است هر جا [..]

قصه شب: شب سراب 17

قصه شب: شب سراب 17

31 خرداد 1391 , بازدید ها: 663

با صدائي كه احساس كردم مي لرزد گفت: - برايتان پيغام دارم. تعجب كردم، يك لحظه [..]

قصه شب: شب سراب 16

قصه شب: شب سراب 16

30 خرداد 1391 , بازدید ها: 523

روزهاي اول كه در دكان را باز مي كردم، در و ديوار فشارم مي دادند خدا خدا مي كردم [..]

قصه شب: شب سراب 15

قصه شب: شب سراب 15

29 خرداد 1391 , بازدید ها: 755

صداي كشيده شدن قلم روي كاغذ توي كله ام طنين انداخت، احساس كردم باد مطبوعي به [..]

قصه شب: شب سراب 14

قصه شب: شب سراب 14

27 خرداد 1391 , بازدید ها: 525

اما وقتي پدرم دستش به دهنش رسيده فيلش ياد هندوستان كرده،رفته زني به سن و سال [..]

قصه شب: شب سراب 13

قصه شب: شب سراب 13

26 خرداد 1391 , بازدید ها: 649

اما كسي از درشكه پائين نيامد و درشكه چي فرياد زد: - آهاي جوان كارم را ول كردم [..]