قصه شب: ياسمين 21

قصه شب: ياسمين 21

5 آبان 1392 , بازدید ها: 684

ممنون كه حرفم رو گوش مي دي. فرنوش – زن بايد حرف شوهرش رو گوش كنه. وقتي اين حرف [..]

قصه شب: ياسمين 20

قصه شب: ياسمين 20

4 آبان 1392 , بازدید ها: 729

خنديم و گفتم: - هر شاگردي آرزو داره كه يه معلم خوب گيرش بيفته. فرنوش – اول از [..]

قصه شب: ياسمين 19

قصه شب: ياسمين 19

3 آبان 1392 , بازدید ها: 759

آخه بهزاد امشب نمي خواست بياد اينجا، ولي انگار قسمت اين بود. البته منظور كاوه، [..]

قصه شب: ياسمين 18

قصه شب: ياسمين 18

2 آبان 1392 , بازدید ها: 731

ستايش – ما چايي مون رو بر ميداريم و مي ريم سراغ علائق شخصي مون. كاوه – بهزاد [..]

قصه شب: ياسمين 17

قصه شب: ياسمين 17

29 مهر 1392 , بازدید ها: 863

تو كه ميدوني من پدر و مادر ندارم. يه بچه يتيم هستم. از قديم هم گفتن آه يتيم زود [..]

قصه شب: ياسمين 16

قصه شب: ياسمين 16

25 مهر 1392 , بازدید ها: 622

كاوه – چشمت كور، دندت نرم. ناز و نوز كردن اين چيزهارو هم داره ديگه. -منكه چيزي [..]

قصه شب: ياسمين 15

قصه شب: ياسمين 15

25 مهر 1392 , بازدید ها: 587

كاوه – بابا بيا اصلاً اين كليه تو بگير ما بريم! -مرده شور تو و اون كليه و كليه [..]

قصه شب: ياسمين 14

قصه شب: ياسمين 14

23 مهر 1392 , بازدید ها: 725

بلند شديم و من حساب كردم و از اونجا اومديم بيرون و سوار ماشين شديم. فرنوش- [..]

قصه شب: ياسمين 13

قصه شب: ياسمين 13

22 مهر 1392 , بازدید ها: 779

فرنوش – ممنون. هوا سرده نمي شه روسري سرم كنم. سردم مي شه. كاپشنم رو پوشيدم و [..]

قصه شب: ياسمين 12

قصه شب: ياسمين 12

21 مهر 1392 , بازدید ها: 713

رضا بود كه بهم فرمون مي داد اما دست خودم نبود. تا شروع به تمرين مي كردم بي [..]

قصه شب: ياسمين 11

قصه شب: ياسمين 11

20 مهر 1392 , بازدید ها: 832

گفتم: پس هيچي، بلند شدم كه برم، كمي اين ور و اون ور رو نگاه كرد و گفت: اگه بازم [..]

قصه شب: ياسمين 10

قصه شب: ياسمين 10

19 مهر 1392 , بازدید ها: 686

اونقدر به كف پاهام زد تا تركه شكست. درد ضربه هاي آخر رو حس نمي كردم گريه هم نمي [..]

قصه شب: ياسمين 9

قصه شب: ياسمين 9

29 شهریور 1392 , بازدید ها: 825

يه نگاهي به ويلن كرد و يه نگاهي به من و گفت: - سالها بود كه اين ساز بود و قفل [..]

قصه شب: ياسمين 8

قصه شب: ياسمين 8

28 شهریور 1392 , بازدید ها: 648

كاوه – صحبت محبت نيست، مرده شور شمال مرده. اومدم تو رو ببرم جاش كار كني. - من [..]

قصه شب: ياسمين 7

قصه شب: ياسمين 7

26 شهریور 1392 , بازدید ها: 686

حرف دو پهلوئي بود. تا اين لحظه درست بهش نگاه نكرده بودم. يعني از نگاه كردن به [..]

قصه شب: ياسمين 6

قصه شب: ياسمين 6

25 شهریور 1392 , بازدید ها: 668

هدايت – نه عزيزم. اون كه حتماً لاي درختها ديدي آهوئيه كه نسل دوم يه آهوي ماده [..]

قصه شب: ياسمين 5

قصه شب: ياسمين 5

22 شهریور 1392 , بازدید ها: 776

هدايت – خيلي دوستش داري؟ سرم رو انداختم پايين و سكوت كردم. هدايت – دوست داشتن [..]

قصه شب: ياسمين 4

قصه شب: ياسمين 4

11 شهریور 1392 , بازدید ها: 769

تلفن رو به فرنوش دادم تا آدرس بيمارستان رو به كاوه بگه. در همين موقع مأمور به [..]

قصه شب: ياسمين 3

قصه شب: ياسمين 3

9 شهریور 1392 , بازدید ها: 807

با اين افكار ته دلم يه حال خوب بهم دست داد و راه افتادم دنبال تهيه غذا. امروز [..]

قصه شب: ياسمين 2

قصه شب: ياسمين 2

1 شهریور 1392 , بازدید ها: 883

صاحب مغازه و بچه ها خنديدن. صاحب مغازه گفت: باور كنين بچه ها. حاضرم اين مغازه و [..]