مجید اخشابی » تگ‌های اخبار » رمان يک قدم تا عشق » صفحه 4

قصه شب: يک قدم تا عشق 34

قصه شب: يک قدم تا عشق 34

9 فروردین 1392 , بازدید ها: 717

خنديدم و گفتم: - كه اينطور. - آره عزيزم ماجرا اين طوري بوده وگرنه اون چندان هم [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 33

قصه شب: يک قدم تا عشق 33

8 فروردین 1392 , بازدید ها: 545

باربد در حالي كه از جايش بلند مي شد گفت: - خودت را بگو كه با حرف هاي اون كولي [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 32

قصه شب: يک قدم تا عشق 32

7 فروردین 1392 , بازدید ها: 753

زير لب گفتم خدا را شكر. باربد در حالي كه جزوه هايش را جمع مي كرد گفت: - مايلي [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 30

قصه شب: يک قدم تا عشق 30

5 فروردین 1392 , بازدید ها: 563

باربد در اينجا سكوت كرد.... و بعد نيم نگاهي به چهره ي شرمسارم انداخت و حرفش را [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 29

قصه شب: يک قدم تا عشق 29

4 فروردین 1392 , بازدید ها: 613

حالا ديگر يقين پيدا كرده بودم كه او كسي جز باربد نيست در بهت و ناباوري غرق بودم [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 28

قصه شب: يک قدم تا عشق 28

3 فروردین 1392 , بازدید ها: 720

و بعد كف دستم را مقابلش گرفتم او خيلي سريع تر از چيز يكه فكر مي كردم شروع به [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 27

قصه شب: يک قدم تا عشق 27

22 اسفند 1391 , بازدید ها: 776

فواد خنديد و گف ت: - اي كلك! براي اينكه برسونمت اينقدر چاخان مي كني؟ چهره [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 26

قصه شب: يک قدم تا عشق 26

21 اسفند 1391 , بازدید ها: 719

عاطفه با چهره ي خندان گفت: - البته كه مي شه عزيزم الان مي اورم. آلبوم تنها [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 25

قصه شب: يک قدم تا عشق 25

20 اسفند 1391 , بازدید ها: 627

پنجشنبه بود و من خسته از دانشگاه برگشته بودم اما كسي خانه نبود. ناگهان چشمم به [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 24

قصه شب: يک قدم تا عشق 24

19 اسفند 1391 , بازدید ها: 655

مامان اين را گفت و از اتاق بيرون رفت. با عجله كتابم را باز كردم و سعي كردم [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 23

قصه شب: يک قدم تا عشق 23

18 اسفند 1391 , بازدید ها: 481

ديگر صبر را جايز ندانستم و با گامهاي سريع از مقابل آن دو گذشتم. به حدي از رفتار [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 22

قصه شب: يک قدم تا عشق 22

16 اسفند 1391 , بازدید ها: 626

عاقبت جشن با تمام شكوه و زيبايي اش به پايان رسيد و ميهمانان رفته رفته جشن را [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 21

قصه شب: يک قدم تا عشق 21

15 اسفند 1391 , بازدید ها: 1 091

رامين با عجله گفت: - كي رو مي گي؟ باربد پوزخندي زد و گفت: - فيلم در نيار خودت [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 20

قصه شب: يک قدم تا عشق 20

14 اسفند 1391 , بازدید ها: 768

ندا با تكان دست مرا به خود آورد و گفت: - فرناز جون آنجا را ببين. بي تفاوت [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 19

قصه شب: يک قدم تا عشق 19

13 اسفند 1391 , بازدید ها: 569

خنديدم و در برابرش تعظيمي كردم و با لحني كه مي خواستم خودم را برايش لوس كنم [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 18

قصه شب: يک قدم تا عشق 18

12 اسفند 1391 , بازدید ها: 7

پكي زدم زير خنده و گفتم: - خوش به سعادتت كه اينقدر شاد و هميشه به هر آرزويي كه [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 17

قصه شب: يک قدم تا عشق 17

11 اسفند 1391 , بازدید ها: 785

چهره ي رعنا آنچنان درهم بود كه هيچ حرف ديگري نزد من در حالي كه سعي مي كردم كه [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 16

قصه شب: يک قدم تا عشق 16

10 اسفند 1391 , بازدید ها: 739

در حالي كه هنوز ريشه هاي خشم و حسادت نسبت به او در وجودم شعله مي كشيد با سردي [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 15

قصه شب: يک قدم تا عشق 15

9 اسفند 1391 , بازدید ها: 705

دلم مي خواست كه آنقدر قوي و محكم بودم كه مقابلش مي ايستادم و به او مي گفتم تو [..]

قصه شب: يک قدم تا عشق 14

قصه شب: يک قدم تا عشق 14

8 اسفند 1391 , بازدید ها: 637

سرد و بی تفاوت نگاهی به هر سه شان انداختم و گفتم: نگران نباشید کمی سر درد دارم، [..]